• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات
مقالات
پیشوایان تاریکی: فتنه‌گر جنگ جمل چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
06 ارديبهشت 1395 ساعت 19:44
 هرچند عایشه و شترش در طول جنگ، محور خونخواهان عثمان بودند؛ امّا حالا که شتر نقش بر زمین شده بود و عایشه دستگیر، وقت آن بود که فتنه خاموش شود و همسر شورشگر پیامبر، به خانه‌اش در «مدینه» بازگردد. عایشه منتظر بود که کسی دستهایش را با طناب ببندد و او را تا مدینه بکشانند؛ همانند همان کارهایی که پدر و رفیق پدرش با علی بن ابی‌طالب(علیه السلام) کردند و در کوچه‌ها دست بسته او را کشاندند؛ امّا از سویی او «امّ‌المؤمنین» بود و همسر پیامبر(صلی الله علیه و آله) و دشمن رو به رویش، جوانمرد معروف میدان‌های نبرد، علی بن ابی‌طالب(ع)!
ادامه مطلب...
 
پیشوایان نور: مردی که حق بر مدارش می‌گردد چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
06 ارديبهشت 1395 ساعت 19:41
 عمّار، اکنون شمشیرش را در غلاف کمرش گذاشته بود و چند قدم پشت سر مولایش حرکت می‌کرد. تا چند ساعت پیش، شمشیر عمّار، پیش روی مولایش می‌جنگید. ضربه می‌زد و «عهدشکنان»(1) را از پا می‌انداخت؛ امّا حالا که حسن بن علی(علیه السلام)، شتر عایشه را زمین زده بود،(2) حالا که طلحه، جنگاور نامی اسلام در گوشه ای جان داده و شمشیر زبیر، خاموش شده بود، دشت یکسره مملوّ از سکوت بود. زبیری که روزی دوشادوش عمّار در یاری امیرمؤمنان(ع) می‌جنگید، اکنون در شمار کشتگان دشمنان مولا آرمیده بود. عمّار هم همچون علی بن ابی‌طالب(ع)، به حال او افسوس می‌خورد. وقتی علی(ع) خبر کشته شدن او را شنید، شمشیر زبیر را در دست گرفت و فرمود: «این شمشیری است که در رکاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بارها از نیام بیرون کشیده شد. وای! وای از سرانجام‌های نکوهیده و کشته‌شدن‌های ناپسند.»(3)
ادامه مطلب...
 
به تو توکل می کنیم چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
31 فروردين 1395 ساعت 21:03
بارخدايا، اى مالك آسمان افراشته، و فضاى بازداشته، كه آن را جاى فرو شدن شب و روز، و منطقه حركت خورشيد و ماه، و جاى آمد و شد ستارگان قرار داده اى، و ساكنانش را گروهى از فرشتگانت نمودى، كه از عبادتت خسته نمى شوند؛ و اى پروردگار اين زمين كه آن را قرارگاه انسانها، و محل رفت و آمد خزندگان و چهارپايان، و آنچه كه از عدد بيرون است از موجودات ديدنى و ناديدنى قرار دادى.
ادامه مطلب...
 
آیین ازلی- ابدی: نخستین ممنوعیت برای شراب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
31 فروردين 1395 ساعت 20:50
 اگر به شما بگویند راه نرو، حتماً می‌پرسید چرا و حق هم دارید! اگر هم به شما بگویند: «پیتزا نخور!» احتمالاً حدس می‌زنید که به خاطر ضررهای این غذا چنین توصیه‌ای به شما می‌گویند آن را نخورید و احتمالاً خیلی به چرایش فکر نمی‌کنید؛ امّا وقتی می‌گویند: «یک تیر در سرت خالی نکن!» احساس می‌کنید که به خاطر اینکه کسی چنین توصیه‌ای به شما کرده، به شما توهین شده است! چون پرواضح است که نباید یک تیر در سر خالی کرد! امّا می‌دانید کدام دسته از آدم‌ها خیلی عجیب هستند؟ آنهایی که بعد از این توصیه (یک تیر در سرت خالی نکن!) می‌گویند چرا! و از آنها بدتر آنهایی هستند که حتّی وقتی دلیلش را فهمیدند هم می‌روند یک تیر در سرشان خالی می‌کنند! از تیر که بگذریم، «شراب» هم همین قضیه را دارد!
ادامه مطلب...
 
یکتایی امیر(ع): در شکیبایی و صبر چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
24 فروردين 1395 ساعت 19:59
 ایّوب نبی(علی نبینا و آله و علیه السلام)، بی‌شک، دست به دامان تو زد مولا که تاب تحمّل مردن فرزندان، ترک همسر، فقر و نداری، تنهایی و بی‌یاوری و زخم‌های بی‌شماره بر پیکرش را یافت؛ امّا ایّوب‌تر از ایّوب تویی ای یگانه امیر، که بیش از این را تاب آوردی و هرگز لب به اعتراض نگشودی.
آری، ایّوب(ع) یازده پسر از دست داد؛(1) امّا تو، ای مرد صبور تاریخ، «محسن» را به خون نشسته دیدی. محسنی که اگر بود، نسل بیشتری از فرزندان فاطمه(سلام الله علیها) باقی بود.
ادامه مطلب...
 
پیشوایان تاریکی: پدران انحراف و چاه دوزخ چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
23 فروردين 1395 ساعت 20:18
 دور و بر خلیفه خلوت بود. کسی نبود جز دخترش عایشه، رفیقش عمر، همراه همیشگی اش عبدالرّحمن بن عوف و پسرش محمّد(1). در بسترش تکیه داده بود و سینه‌اش از نفس‌های آخر به خس خس افتاده بود. محمّد، سرافکنده از داشتن پدری چون او، نگاهش کرد که چشمانش از وحشت گشاد شد و نفس زنان گفت: «واویلا! واویلا!» و عمر بر سرش فریاد کشید: «چیست؟! چرا واویلا می‌گویی؟» و شنید: «دارم محمّد(صلی الله علیه و آله) و علی(علیه السلام) را می‌بینم که مرا به دوزخ فرا می‌خوانند.» سکوت حکمفرما شد و جز صدایش خش‌دار ابوبکر کسی چیزی نمی‌شنید: «اینجایند... محمّد(ص) همان پیمانی که با هم بستیم را در دست گرفته است و می‌گوید: «به جان خودم به آن وفا كردى و تو و اصحابت‏ يك ديگر را بر عليه ولىّ خدا كمك كرديد. در پائین‌ترین درجات جهنّم جای خواهی گرفت.»(2)
ادامه مطلب...
 
پیشوایان نور: زهرا(س) الگوی پیغامبران و اوصیا چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
23 فروردين 1395 ساعت 20:13
 ام ایمن، در کوچه‌های «مدینه» راه می‌رفت و لبخند می‌زد. حال و هوای این یک ماه اخیر در مدینه، حال او را دگوگون کرده بود. بالاخره پس از سال‌ها غربت و اندوه و سختی کشیدن، مهاجرین و انصار، در میهمانی باشکوه عروسی دختر رسول الله(صلی الله علیه و آله) دلی از عزا درآورده و با تکبیر ملائکه و همراهی باشکوه زنان و مردان، خوشحال خوشحال بودند. ام ایمن با خودش فکر کرد: «همه خوشحالند مگر آنانی که بارها به خواستگاری دختر پیامبر رفتند و جواب رد شنیدند! مگر آنانی که نمی‌خواستند علی بن ابی‌‌طالب(علیه السلام) داماد رسول الله باشد.»(1)
ادامه مطلب...
 
بر رسول(ص) چه گذشت: حج منتهی به صلح چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
20 فروردين 1395 ساعت 08:16
 در ماه ذى قعده سال ششم بود که رسول خدا(ص)در خواب دیدند با یارانشان به مکه رفته اند و به طواف خانه خدا و انجام مناسک عمره موفق گشته‏اند. پیغمبر(ص) این خواب را براى اصحاب نقل کردند و وعده ی آن را به آنها دادند و به دنبال آن از مسلمانان و قبایل اطراف مدینه دعوت کردند تا با ایشان براى انجام عمره به سوى مکه حرکت کنند.
ادامه مطلب...
 
چه کسی در دنیا بیشترین ضرر را می کند؟ چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
14 فروردين 1395 ساعت 19:04
بدانيد دنيايى كه نسبت به آن آرزومنديد و به آن ميل داريد، و آن گاهى شما را به خشم و زمانى به خشنودى مى برد، نه خانه شماست و نه منزلى كه براى آن آفريده شده ايد، و نه جايى كه شما را به آن دعوت كرده اند. بدانيد كه دنيا براى شما باقى نمى ماند و شما هم در آن باقى نخواهيد ماند؛ اگر دنيا شما را به ظاهرش فريفت از شرّش نيز بيم داد.
ادامه مطلب...
 
یکتایی امیر (ع): در شجاعت چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
12 فروردين 1395 ساعت 19:19
 تو پشتیبان بهترین مخلوق در تمام سختی‌ها بودی مولا و هرگز نهراسیدی! تو لحظه‌ای از اینکه پیش از دیگران بگویی: «محمّد رسول الله» نترسیدی؛ از اینکه تو را از شهر و دیار آواره‌ات کنند، به سویت سنگ بیندازند، از قوم و قبیله دورت کنند، از اینکه مال و مکانت را بستانند، زخمت بزنند و بر تنت جراحت بنشانند. نشان به نشان برگ برگ تاریخ، مولا، تو هرگز از خطرات جاده‌ی منتهی به «الله» نهراسیدی؛ چرا که تو در راه لیلی، مجنون‌ترین بودی.(1)
ادامه مطلب...
 
پیشوایان تاریکی: نقشه شومی که مسیر تاریخ را عوض کرد چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
09 فروردين 1395 ساعت 20:48
 گردنه را مه گرفته بود. نه مهی از جنس آب و باد؛ بلکه مهی شوم و مسموم که دور تا دور کاروان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را فرا گرفته بود و شیطنت آمیز، برترین مرد عالم را تهدید به مرگ می‌کرد. چهره هایی پوشیده با نقاب سیاه در دل شب در بین کاروان پراکنده شده بودند و در دستشان، مَشک‌هایی پر از سنگ بود. حذیفه با حیرت و تعجّب، پشت سر شتر رسول اکرم(ص) راه می‌رفت و می‌دید که در چشم چهره‌های پوشانده شده، هدفی جز خود رسول اکرم(ص) نبود. مخصوصاً آن هنگام که به تنگه‌ی باریک «هرشه» رسیدند، سنگ‌های ریز و درشت ناگهان در زیر پای شتر رسول خدا(ص) ریخته شد و چیزی نمانده بود که شتر رم کند و پیامبر(ص) را از بالای کوه به ژرفای درّه پرتاب کند.
ادامه مطلب...
 
پیشوایان نور: اتمام نور چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
09 فروردين 1395 ساعت 20:42
 دانه‌های عرق بر چهره‌ی سیه‌چرده‌ی بلال می‌درخشید. البتّه از مسجد تا خانه‌ی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) راهی نبود؛ امّا هول و تکان واقعه‌ای که رخ داده بود، تمام بدنش را به لرزه می‌انداخت و عرق بر تنش می‌نشاند. شتاب‌زده در زد. نه یک بار؛ بلکه پیوسته و مداوم؛ گویی که سر آورده. وقتی فضل بن عبّاس(1) در را گشود و سراسیمه پرسید: «چه شده بلال؟! چرا اینچنین در را می‌کوبی؟» یکنفس توضیح داد: «ابوبکر! ابوبکر به مسجد آمده و می گوید که رسول خدا(ص) دستور داده که جای او نماز بخواند.» فضل بن عبّاس، درنگی کوتاه کرد و بلال در چشمانش تجسّم فتنه‌ای بزرگ را دید. فضل با حیرت پرسید: «مگر ابوبکر به فرمان پیامبر نباید در لشکر اسامه باشد؟!» و بلال، نگران به تأیید حرفش سر تکان داد و هر دو به داخل خانه دویدند.
ادامه مطلب...
 
حرف حساب: توسل به بقیة الله چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
05 فروردين 1395 ساعت 17:01
یکی از سفارشات حاج سید احمد کربلایی این بود که:
«بر دوام توجه و توسل به حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه) که  در زمان غیبت واسطه فیض الهی هستند، مواظبت کنید...
ادامه مطلب...
 
بی خبر نمانیم چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
05 فروردين 1395 ساعت 16:54
 اى بى خبرانى که از شما بى خبر نيستند، و اى تارکان عهد حق که از شما به طاعت، عهد گرفته شده. چه شده که شما را رويگردان از خدا و روى آورده به غير او مى بينم؟!
به چهارپايانى مى مانيد که چوپان آنها را به چراگاه وآبشخور دردانگيز برده. علف چرانى هستيد که براى بردن به قصابخانه علفش مى دهند، زمانى که با او خوبى مى کنند، نمى داند از اين خوبى کردن به او چه هدفى دارند.
[آن چهارپا] روزش را روزگار و سيرشدنش را زندگى مى پندارد.
ادامه مطلب...
 
حرف حساب: از حضرت زهرا سلام الله علیها عیدی بگیرید چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
01 فروردين 1395 ساعت 08:09
حضرت آیت الله توکل یکی از علمای قم می‌فرمود:
«اگر لحظه تحویل سال دو رکعت نماز حضرت زهرا (سلام الله علیها) خوانده شود، طوریکه در لحظه تحویل در نماز باشیم آن سال؛ به عنایت حضرت (س) سالی عجیب خواهد بود از نظر رزقهای معنوی ومادی ...»
ادامه مطلب...
 
یکتایی امیر(ع): در قدرتمندی چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
27 اسفند 1394 ساعت 21:27
 تو بی‌شک، قدرتمندترین مردِ مؤمن به محمّد(صلی الله علیه و آله) هستی مولا! آنقدر قویّ که تاریخ جرئت بیان نمونه‌ای حتّی شبیه به تو را نیافت. بی شک چنین است مولا! چه کسی می‌تواند «قدرت» را از تو بستاند آن هنگام که تو با دست خیبرگشایت، قبض آن را در اختیار گرفتی. تو چیره شونده بر هر سلطه‌گر،(1) حتّی مغلوب کننده‌ی قدرتی مولا!
ادامه مطلب...
 
پیشوایان تاریکی: قریش و دشمنی با رسول خدا(ص) چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
26 اسفند 1394 ساعت 18:38
 امام حسن مجتبی(علیه السلام) روزی خطاب به معاویه فرزند ابوسفیان فرمودند:
«رسول خدا(صلّى اللَّه عليه و آله) در هفت موضع ابوسفیان را لعن كرد:
اوّلين آنها زمانى بود كه آن حضرت از مكّه به مدينه مهاجرت فرمود. ابوسفیان در حال بازگشت از شام به مكّه بود و در ميان راه با ديدن آن حضرت بی‌ادبی کرد و قصد قتل و تهديد او را داشت كه خداوند شرّش را از آن حضرت دور ساخت.
ادامه مطلب...
 
پیشوایان نور: و کیست مانند خدیجه؟ چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
26 اسفند 1394 ساعت 18:36
 خدیجه (سلام الله علیها)، با پلک‌هایی که می‌لرزید به چهره‌ی بهترین مرد روی زمین خیره شد. بهترین مخلوق؛ اویی که خداوند برای هدایت تمام مردم انتخاب کرده بود و قدرش را کسی نشناخته بود. محبوبش؛ محمّد(صلی الله علیه و آله). او را با نگاه نگران نگریست و تمام روزهای با هم بودنشان را به یاد آورد. تمام آن راهی که با هم آمده بودند: از دوران ملکه بودن خدیجه(س) تا دوران تنهایی و فقرش.
ادامه مطلب...
 
آیین ازلی- ابدی: نخستین چنگ زننده به نبوّت محمّد(ص) چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
24 اسفند 1394 ساعت 18:12
 شاید جالب باشد که بدانید یک سنگ سیاه معروف، داستانی ناشنیده دارد. سنگی که همگی ما آن را می‌شناسیم: «حجر الاسود.»؛ سنگی که تمام حاجیان خانه‌ی خدا، در طیّ مراسم احرام می‌بایست آن را لمس کنند تا به دیگر آداب حجّ برسند. امّا آیا کسی از شما داستان این سنگ را می داند؟
ادامه مطلب...
 
بر رسول(ص) چه گذشت: غزوه بنی مصطلق چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
24 اسفند 1394 ساعت 17:28
 یکی از حوادث سال ششم هجرت، غزوه بنی مصطلق بود. «بنی مصطلق» نام قبیله ای بود که در بیابانهاى حجاز سکونت داشتند و مانند سایر قبایل عرب از راه دامدارى، زراعت و تجارت روزگار مى‏ گذرانیدند.این قبیله در جنگ احد جزء همدستان قریش بودند و آنها را یارى کردند. روزی خبر رسید که «حارث بن ابی ضرار»، رئیس قبیله، تصمیم دارد به زودی به مدینه حمله کند.
ادامه مطلب...
 
سایر مطالب...
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 301 - 350 از 3000

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

پوسوم
فقط کانگورو و کوآلا نیستند که نماد استرالیا تلقی می شوند، چرا که پوسوم که امروزه کمیاب شده نیز جزو بومی های استرالیا است. نام دیگر این حیوان kuzu است و برخی نیز به آن صاریغ استرالیایی می گویند که با صاریغ امریکایی که بومی جنگل های امریکای جنوبی است، فرق دارد.
ادامه مطلب...