• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow داستان
داستان


زینب(س) شرح است چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1
یادداشت
05 اسفند 1393 ساعت 02:24
منبع تصویر: zainabie.comدنیا اگر خودش را گم نکرده بود، معنای حرف‌ها و دردهای زینب(س) را بهتر می‌فهمید. درد زینب(س)، سردرگمی دنیاست.
شهادت،‌طرح کربلاست و اسارت، شرح آن. حسین(ع) طرح است و زینب(س)، شرح.
ادامه مطلب...
 
بلاگردان چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
حكايت
05 اسفند 1393 ساعت 02:23
منبع تصویر: Delgraph.irزينب کبرى (سلام الله علیها) روز پنجم جمادى الاول سال 5 يا 6 هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسيد. رسول خدا (ص) براى ديدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمدند و به دختر خود فاطمه (س) فرمودند: «دخترم، فاطمه جان، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم.»
ادامه مطلب...
 
مسکّن قلبها: منتظرانی با طبق بهشتی چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1
حكايت
27 بهمن 1393 ساعت 18:30
 پدر قرآن به دست می نشست در اتاق و برای کودک که با بازیگوشی، در حال بازی کردن با اسب چوبی اش بود، آیات قرآن را تکرار می کرد تا چیزی در ذهن فرزندش بنشیند. او آرام و شکسته و بسته آیات را تکرار می کرد و کم کم سوره را حفظ می شد. فقط آیات قرآن نبود که در ذهن پسرک نشسته بود، بلکه پدر قسمت هایی از فقه و احادیث اهل بیت (ع) را نیز به کودکش یاد داده بود.
ادامه مطلب...
 
آقا زاده یعنی این... چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 2
داستان
25 بهمن 1393 ساعت 18:35
ادامه مطلب...
 
مسکّن قلبها: دردی کوچکتر از درد زینب (س) چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
حكايت
18 بهمن 1393 ساعت 19:09
 جنگ ایران و عراق شروع شده بود و پدر با دستان پینه بسته ی حاصل از سالها کشاورزی، دست سه پسرش، ابراهیم و حسین و مهدی را گرفت و راهی جبهه شد.
روزی، مادر در مراسم تشییع پیکر شهدا در حرم امام رضا (ع)، رو به گنبد طلایی حرم ایستاد و در حالی که اشک گونه هایش را خیس کرده بود به امامش گفت: آقا جان! چرا من لیاقت ندارم مادر شهید باشم؟
ادامه مطلب...
 
دروغی بهتر از راست چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 2
داستان
14 بهمن 1393 ساعت 18:43
ادامه مطلب...
 
دوش آب حیاتم دادند چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
حكايت
10 بهمن 1393 ساعت 19:17
منبع: تسنیممرد، زن افلیجش را روی کولش انداخته بود و از راه دور به امید شفا به حرم حضرت معصومه (س) آورده بود. زن که از شرمندگی، سرش را پایین انداخته بود و رویش نمی شد به چشمان شوهرش نگاه کند، در کنار ضریح نشست و به شوهرش گفت که پای او را به ضریح ببندد.
ادامه مطلب...
 
مسکّن قلبها: کفه ی حسنات را بالا ببر چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
حكايت
08 بهمن 1393 ساعت 18:55
 مرد در حالی که غرق در عرق بود، یکدفعه از خواب پرید و در حالی که لبخند می زد، در جایش نشست. زن کاسه ی سفالین آب را به او داد و علت لبخند را از او پرسید.
ادامه مطلب...
 
درنده اهلى! چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
حكايت
08 بهمن 1393 ساعت 17:35
 - مرد، از خدا بترس!
- مگر چه كار كرده ام؟
- اين قدر او را اذيت نكن.
- چه مي گويى زن؟ او دشمن ماست.
ادامه مطلب...
 
یتیم نامه ها (19) : بزرگ ترین بهشت! چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 2
یادداشت
06 بهمن 1393 ساعت 18:36
 رسیدن به یک نعمت پنهان{1} که به ما از خودمان هم مهربان تر است، {2} خواستنی و دوست داشتنی ست.
«مُرتَجی» یعنی مرکز امید؛ نقطه ای که همه نا امیدی‌ها به سمتش فرود می آیند و امیدوار برمی‌گردند.
ادامه مطلب...
 
غلام آب ندیده چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1
داستان
30 دی 1393 ساعت 18:06
ادامه مطلب...
 
کریم ترین: از در علم باید رفت چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
حكايت
29 دی 1393 ساعت 18:38
 روزی حضرت على بن ابى طالب (عليه السّلام) به امام حسن(ع) فرمودند: «برخيز و سخنرانى كن تا من سخن تو را بشنوم.»
امام حسن(ع) پاسخ دادند: «پدر جان! من چگونه سخنرانى نمايم، در صورتى كه از روى تو شرم می کنم؟!»
ادامه مطلب...
 
یتیم نامه ها (18): گردهم آیی قلبها چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1
یادداشت
27 دی 1393 ساعت 18:03
 آدم های آخرالزمان، همین آدم هایی که زندگی شان را با حدس و گمان و تخمین پیش می برند{1}، تا قبل از ظهور، دلشان را به هر سمت و سویی که می شود فکرش را کرد پرواز داده اند.
ادامه مطلب...
 
پدرم زودتر به بهشت می رسد چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 4
داستان
20 دی 1393 ساعت 17:29
ادامه مطلب...
 
مسکّن قلبها: پسری چون همت چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
سرگذشت نامه
20 دی 1393 ساعت 17:16
 مرد برات کربلایش جور شده بود و با خوشحالی به خانه آمد تا این خبر را به همسرش بدهد. زن چند ماهی بود که باردار شده بود و حال چندان مناسبی نداشت.
زن که خبر سفر کربلا را شنید، پایش را در یک کفش کرد و گفت: من هم می آیم، مگر من دل ندارم حرم آقایم، امام حسین (ع) را بببینم.
مرد هر چه می گفت این سفر سخت و طولانی است و برای زن باردار مناسب نیست، به خرج زن نمی رفت و فقط می گفت: من هم می آیم.
ادامه مطلب...
 
یتیم نامه ها (17): راه بی بن بست چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1
یادداشت
16 دی 1393 ساعت 18:13
 می گوید:
 وصفش شبیه یک دالان است: دالانی که از طریق آن می توان به حق رسید. انگار راه درست رسیدن به نور، باید از همین روزنه طی شود.
امام، باب الله است: دری به سوی خدا!
ادامه مطلب...
 
صاحب مکیال المکارم و وقف زندگی در راه دین چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1
سرگذشت نامه
10 دی 1393 ساعت 17:52
در تمام سالهای زندگی خود و تمام اعضای خانواده اش چیزی جز تلاش برای زنده نگه داشتن نام کسانی که می دانستند ارزشش را دارد ندیده بود. خانواده ای اصفهانی که از زن و مرد گرفته تا بزرگ و کوچک عالمان دین بودند. او هم همین بود، تا جایی به جای پدر مرحومش، در حالی که 18 سال بیشتر نداشت به عنوان امام جماعت مسجد شیعیان نبی انتخاب شد.
بین مردم شهر معروف بود به داشتن پشتکار و جدیت و نظم در امور، البته صحبت از خلاقیت و اخلاق خوش و  مردم داری هم که می شد نامش اول فهرست بود. حتی در روزهای قحطی جنگ جهانی خودش به نان خشکی قناعت می کرد و به جایش برای فقرا سفره می انداخت.
ادامه مطلب...
 
شیخ مفید، دوست و برادر چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
سرگذشت نامه
10 دی 1393 ساعت 17:50
می گویند با عمل است که علم واقعی هویدا می شود. عملی که از سر اخلاص باشد و با هدفی پاک. اگر اهل چنین عملی بودی، مردانگی ات را ثابت کرده ای؛ وگرنه:
نه هرکه چهره برافرخت دلبری داند!
ادامه مطلب...
 
سید بن طاووس، فرزند امام زمان (عجل الله فرجه) چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
سرگذشت نامه
10 دی 1393 ساعت 17:40
متولد شهر حله بود؛ همان جایی که امیرالمومنین (علیه السلام) درباره اش فرمودند: «در اینجا شهرى ‌‌به وجود مى‌‌آید که آن را «حله سیفیه» گویند و مردى از تیره بنى اسد آن را بنا خواهد کرد و از این شهر، مردان پاک ‌‌سرشت و مطهر پدید مى‌‌آیند که در پیشگاه خداوند «مقرب» و «مستجاب ‌‌الدعوة» مى‌‌شوند.» (1) شهری که بعدها، شد زادگاه بزرگانی مثل ابن ادریس، محقق حلی، علامه حلی، ابن فهد، سید بن طاووس و ... .
ادامه مطلب...
 
سید کریم پینه دوز؛ مردی که بدون دیدار امام می مرد چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
سرگذشت نامه
10 دی 1393 ساعت 17:37
نامش سید کریم محمودی بود؛ از آن دسته آدمهایی که از اسم در کردن و بر سر زبانها افتادن خیلی خوشش نمی آمد. شاید به همین خاطر است که اطلاعات دقیقی از زندگی اش وجود ندارد. با اینکه در کراماتش شکی نیست، ولی حتی یک کتاب هم درباره ی زندگینامه اش منتشر نشده است. فقط در برخی کتابها، هر جا از تشرفات حرفی شده است، گاهی نام او هم به چشم می خورد.
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 451 - 500 از 1927

 

مستور

آخرین نظرات

خاطرات یک جاسوس

 

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

پوسوم
فقط کانگورو و کوآلا نیستند که نماد استرالیا تلقی می شوند، چرا که پوسوم که امروزه کمیاب شده نیز جزو بومی های استرالیا است. نام دیگر این حیوان kuzu است و برخی نیز به آن صاریغ استرالیایی می گویند که با صاریغ امریکایی که بومی جنگل های امریکای جنوبی است، فرق دارد.
ادامه مطلب...