• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow شعروادب
شعروادب


خداي عاشق چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
مناجات
08 آذر 1386 ساعت 14:05
 گفتم: خدای من، دقايقی بود در زندگانيم که هوس می کردم سرسنگينم را که پر از دغدغه ی ديروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگريم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزيز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودی، من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستی.
ادامه مطلب...
 
مي ترسم پیر شوم! چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
امام مهدی
05 آذر 1386 ساعت 09:39
 نام پیری که می آید لرزه به اندامم می افتد که نکند پیر شوم!
نام پیری که می آید دستم را به دیوار می گیرم تا زیر این بار خم نشوم که روزی، همین روزها... پیر می شوم.
دستان یخ زده ام را با حرارت قلبم گرم می کنم و آه می کشم به یاد روزی که هنوز نیامده.
ادامه مطلب...
 
کعبه ی ایران چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
امام رضا (ع)
30 آبان 1386 ساعت 13:16
 آن روز که به دنیا آمدی مدینه آنچنان که باید قدربی قدرَت را نشناخت. آن چنان که باید و شاید! آن روز که چشمان نجمه با دیدن تو عکس خورشید گرفت؛ آن روز که پدرت به یاد اولین وصی آه کشید و نامت را علی گذاشت... علی نامی که یادآور تنهایی است! شهر مدینه را مه گرفته بود و چشم، تو را ندید... آن چنان که باید و شاید! مدینه سرد و ساکت بود.   و تو نگاهت به خراسان چرخید و آنجا شهر خدا شد!
ادامه مطلب...
 
بنواز اسرافيل! چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
امام مهدی
22 آبان 1386 ساعت 13:44
 بر بلندای آسمان، نور است و عشق است و سکوت.
بر  پهنه ی پر ملال زمین، تاریکی خانه کرده و انزجار و فریاد...
فریادها آنقدر بلند است که دل شیشه می لرزد و دل سنگ می شکند.
شاید این صیحه ی مدهوش کننده ی قیامت، بدست اسرافیل زمان نواخته شده که همگان در خوابند؟!
ادامه مطلب...
 
بياييم امام زمانمان را تنها نگذاريم چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
امام مهدی
19 آبان 1386 ساعت 01:02
 نکند ندای «هل من معین؟» امام زمان«ع» در کربلای غیبت او بی لبیک بماند!
مبادا هلهله ی اهل کوفه صدای غربت حجه بن الحسن را به گوش ما نرساند!
نکند قربه الی الله، بقیه الله را تنها رها کنیم...!
به خدا غم های تاریخ عالم او را بس است.
ادامه مطلب...
 
همه می گویند ... من می دانم! چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
امام مهدی
17 آبان 1386 ساعت 00:06
 همه می گویند: او که بیاید دشمنانش را همه، از تیغ انتقام می گذراند. ولی من می دانم او که بیاید دست عفو بر سر بسیاری عاشق بی عمل می کشد. همه می گویند او که بیاید همه از طلا بی نیاز می شوند ولی کسی یاد آور نمی شود که قناعت عین بی نیازی ست.
ادامه مطلب...
 
چشم انتظار چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
شعر
13 آبان 1386 ساعت 01:08
 اين آخرين ستاره بخت است در زمين
آقاى سبزپوش بهارى بيا ببين
مرهم نمانده است و مداوا نمى‏شود
احساسهاى زخمى و دلهاى آهنين
ادامه مطلب...
 
نردبانی تا خدا چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
مناجات
09 آبان 1386 ساعت 03:14
 خدای من! با نعمتت مرا آغاز كردى؛ پیش از آن كه چیزى به یادآمدنى باشم و از خاكم آفریدى و سپس در صلب‏ها جایم دادى؛ ایمن از سختى‏هاى دوران و رفت و آمد سالیان و روزگاران و من در دهلیزهاى تاریخ و زوایاى قرون، هماره از صلبى به رحمى كوچ مى‏كردم و این لطف و احسان تو بود كه مرا در زمان حكام كفر و در زمان عهدشكنان پیامبرْ ناشناس، لباس خلقت نپوشاندى و در وجود نیاوردى؛ بلكه زمانى روح آفرینش در من دمیدى كه بستر هدایت را از پیش گسترده بودى و جاده سعادت را هموار كرده بودى.
ادامه مطلب...
 
بالهاي استعاري چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
شعر
08 آبان 1386 ساعت 04:22
 از رفتنت دهان همه باز...
انگار گفته بودند:
                 پرواز!
                 پرواز!
ادامه مطلب...
 
تقويم زمان چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
شعر
25 مهر 1386 ساعت 00:55
 روزها بگذشت و تقويم زمان تكميل شد/ سالمان با صوت حول حالنا تحويل شد/ بازهم بر ما به خاك افتادگان درگهت/ صبح غمگيني-بدون حضرتت-تحميل شد/ بي تو حال خسته اي دارد بهاران بعد از اين/ بي تو حتي در هبوط دردها تعجيل شد
ادامه مطلب...
 
به باد می نگرم... چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
مناجات
24 مهر 1386 ساعت 05:39
 چشمهایم را می بندم و می گویم کجایی؟ چرا نمی بینمت؟ دست روی دست می گذاریم و با امیدواری می گوییم الان همه چیز درست می شود. به آتش جهنمی که برای خود ساخته ایم فوت می کنیم و می گوییم چرا نسیمی از بهشت نمی وزد؟! می نشینیم و چشم می دوزیم و لبخند احمقانه ای روی لبهای ساده لوحمان نقش میبندد. به خودمان اشاره ای می کنیم و می گوییم من حتما بهترین دوستش هستم! ماه رمضان شیطان را از غل و زنجیر آزاد می کنیم تا تقصیر گناهمان را گردنش بیندازیم. شبهای قدر را گریه می کنیم...
ادامه مطلب...
 
اين فرشته راستش خود تويي چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
شعر
19 مهر 1386 ساعت 02:38
فرشتهاين فرشته ساده است و خط خطي ست/ سر به زير و يك كمي خجالتي ست/ بوي سيب مي دهد ‏‏، لباس او /دامنش حرير سبز و صورتي ست/ گوشواره هايش از ستاره است/ تاجش از شهاب سنگ قيمتي ست/ سرمه هاي نقطه چين چشم هاش
ادامه مطلب...
 
نيايش چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
مناجات
03 مهر 1386 ساعت 01:36
نيايشخدا جان؛
آن قدر کوچکم و آن قدر بزرگی که شاید اگر جای تو بودم مخلوق به این خردی را هرگز نگاه هم نمی کردم. ولی تو آن خدایی که به یک کرم که در اعماق اقیانوس است، در سنگ ، روزی می دهی. پس چطور می شود تصور کرد که تو بنده ای مثل من را، هر چند کوچک، هر چند گناه کار، به حساب نیاوری؟ تو آن خدایی که وقتی راهیم می کردی گفتی :
ادامه مطلب...
 
او نيک مى پرستد چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
شعر
21 شهریور 1386 ساعت 04:41
اَن كس كه نيک عشق مى ورزد، نيک عبادت می كند
چه انسان، چه پرنده و چه جانور
بهترين عاشق، بهترين عابد است
خواه بزرگ و خواه كوچک
ادامه مطلب...
 
نيايش چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
شعر
21 شهریور 1386 ساعت 04:35
برفخدا را نيايش كن به خاطر تمام فصول
خدا را پرستش كن به خاطر بهار دل انگيز
خدا را عبادت كن به خاطر تابستان باشكوه
ادامه مطلب...
 
او خوابهاى مرا تماشا مى‏ كند چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
مناجات
21 شهریور 1386 ساعت 04:19
مى‏ دانم هيچ صندوقچه ‏اى نيست كه بتوانم رازهايم را توى آن بگذارم و درش را قفل كنم; چون او همه قفل‏ها را باز مى‏ كند.
مى‏ دانم هيچ جايى نيست كه بتوانم دفتر خاطراتم را آنجا پنهان كنم; چون او تك تك كلمه‏هاى دفتر خاطراتم را مى‏ داند. حتى اگر تمام پنجره‏ها را ببندم، حتى اگر تمام پرده ‏ها را بكشم; او باز هم مرا مى‏ بيند و مى‏داند كه نشسته ‏ام يا خوابيده و مى‏داند كدام فكر روى كدام سلول ذهن من راه مى رود. او هر شب خواب‏هاى مرا تماشا مى ‏كند و آرزوهايم را مى ‏بيند. حتى آرزوهايى را كه هنوز وقت نكرده‏ام آرزويشان كنم. 
ادامه مطلب...
 
آنچه كه برايت ارزشي ندارد چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
شعر
21 شهریور 1386 ساعت 02:09

بخششاز آن نبخش که برایت ارزشی ندارد،
چگونه می توانی آن را به پروردگارت_خدای خود_ ببخشی؟
از آن ببخش که چشم پوشی و گذشت از آن دشوار است،
از آنچه که بخشش آن برایت سخت و عذاب آور است.
از ثروت خود نه, که از فقر و تهی دستی خود ببخش؛ 

 

ادامه مطلب...
 
در کلاس خاطرات چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
شعر
20 شهریور 1386 ساعت 06:14
دفتربچه ها سلام!
صبحتان به خير
من همان صبور سال هاى سخت
من همان غريب آشنا
معلمم
ادامه مطلب...
 
تمنا کنم ترا چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
شعر
13 شهریور 1386 ساعت 03:09
کي رفته‌اي ز دل که تمنا کنم ترا
کي بوده‌اي نهفته که پيدا کنم ترا
غيبت نکرده‌اي که شوم طالب حضور
پنهان نگشته‌اي که هويدا کنم ترا
ادامه مطلب...
 
1173 سال تنهايي چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1
امام مهدی
12 شهریور 1386 ساعت 03:30
1173 سال گذشت.
1173 سال.
آره به خدا، 1173 سال گذشته.
تا حالا بهش فكر كرده بودي؟
يكبار ديگه آرام و شمرده تكرارش كن: هـــزار و صــــد و هفـــــتاد و ســــه سال.
ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 21 22 23 بعد > پایان >>

صفحه 1101 - 1120 از 1120

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

پوسوم
فقط کانگورو و کوآلا نیستند که نماد استرالیا تلقی می شوند، چرا که پوسوم که امروزه کمیاب شده نیز جزو بومی های استرالیا است. نام دیگر این حیوان kuzu است و برخی نیز به آن صاریغ استرالیایی می گویند که با صاریغ امریکایی که بومی جنگل های امریکای جنوبی است، فرق دارد.
ادامه مطلب...