|
شیعه یعنی: سابقون السابقون! |
|
|
|
23 آبان 1390 ساعت 17:12 |
|
ساقی امشب باده از بالا بریز باده از خم خانه ی مولا بریز
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
راه حل را یافتیم! |
|
|
|
20 آبان 1390 ساعت 07:42 |
 دل مرده ایم و قصد تماشا نمی کنیم راهی بسوی پنجره ای وا نمی کنیم
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
شکر مسلم (ع) |
|
|
|
15 آبان 1390 ساعت 14:19 |
|
چشمها می دید: برخورد هزارباره ی پیشانی بلند مسلم را بر خاک کوچه های کوفه وقتی که اسب هی شده، با طنابی او را بر زمین می کشید.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
آوای نغمه ی داوود |
|
|
|
13 آبان 1390 ساعت 08:29 |
 گفتند از آن کوه مه آلود می آید از قله سرازیر شده، زود می آید
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
عابران کوچه های اشتیاق |
|
|
|
06 آبان 1390 ساعت 12:18 |
|
گاهگاه بی قرار و بی پناه مثل اشتیاق شب به نور ماه در پی نگاه یک مسافرم!
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
انتظار از سر ناچاری! |
|
|
|
29 مهر 1390 ساعت 09:17 |
 بیا که آینه ی روزگار، زنگاری است بیا که زخم زبانهای دوستان کاری است
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
موسم اذن افشانی |
|
|
|
22 مهر 1390 ساعت 07:21 |
 بی اذن تو یک برگ هم به زمین نمی افتد آه دوباره پاییز موسم اذن افشانی تو
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
من سایه، تو آفتاب! |
|
|
|
16 مهر 1390 ساعت 18:21 |
 تازه دانستم نه با آب و نه با نان زندهام تازه فهميدم نه با جسم و نه با جان زندهام
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
بهشت نزدیک |
|
|
|
16 مهر 1390 ساعت 18:06 |
 وقتی می آییم حرمت، جست و خیز می کنیم، روی پا بند نیستیم، ولمان کنند در صحن ها می دویم تا ضریحت!
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
به عشق تو بیست می گیریم |
|
|
|
15 مهر 1390 ساعت 06:49 |
 این روزها همه نیاز به تو را فهمیدهاند. این روزها حتی بچهها بهانه ی تو را میگیرند
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
یک «یا علی» تا ظهور! |
|
|
|
08 مهر 1390 ساعت 07:53 |
 آدینه های سرخ، که بیدار مانده اند در آرزوی لحظه دیدار مانده اند
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
تا آقایم بیاید |
|
|
|
01 مهر 1390 ساعت 07:43 |
|
خاک غربت ز مشامم جرعه ای نوشیده است چهره ام طبع رخش بوییده است
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
آمريکا! آمريکا! |
|
|
|
26 شهریور 1390 ساعت 18:46 |
اين بلاهت عظيم و توحّش متمدن و بدويّت مدرن و خشونت با اتيکت
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
تیتری که غوغا می کند |
|
|
|
25 شهریور 1390 ساعت 07:51 |
 آبی ترین بارانی ام را می پوشم و به «فرودگاه» می روم حقیقتش این است جمعه ها ابرها سبکترند
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
دلم از انتظار می گیرد... |
|
|
|
18 شهریور 1390 ساعت 02:05 |
 غروب جمعه دلم بوی یار می گیرد افق افق دل من را غبار می گیرد
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
پایان انتظار نزدیک است! |
|
|
|
11 شهریور 1390 ساعت 08:17 |
 چکاوکی که آوازش را بر دلهای شکسته نبارد، هرزه درایی (1) بیش نیست گیرم که داوود به اشتیاق مزامیرش (2) در رؤیای سماع پرواز کند.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
فاصله ها را پر کن |
|
|
|
09 شهریور 1390 ساعت 06:31 |
 من از عالم چه می خواهم؟ فاصله ای است میان من و خدا که رفتن به سوی آن آسان است و رسیدن به عمق آن دشوار. موج های هموار که نمی گذارند کنارت باشم را چطور خاموش کنم؛ ای عمق ادراک...
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
با صد نیاز آمده ایم! |
|
|
|
08 شهریور 1390 ساعت 20:20 |
 یا رب اجازه فرما میخانه باز باشد تکرار میگساری برما مجاز باشد
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
حق داری |
|
|
|
04 شهریور 1390 ساعت 06:54 |
 گر عفو کنی یا نکنی حق داری گر نامه ام امضا نکنی حق داری
|
|
ادامه مطلب...
|
|