• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
بی خوابی چاپ ارسال به دوست
08 بهمن 1389 ساعت 04:59

ما در خواب ناز به سر می بردیم  که احساس کردیم زلزله آمده است . یک نفر شانه هایمان را در میان دو دست گرفته بود و به شدت تکان می داد . چند ثانیه  اول هنوز گیج خواب بودیم  و درست نمی فهمیدیم کجا هستیم و کی به کیست؟! این بود که  دوباره  قصد خواب کردیم و سرمان را روی بالش گذاشتیم . مادرجان که تحت تاثیر  فیلم سینمایی شب گذشته قرار داشتند ؛ مدام  به صورتمان سیلی می نواختند و فریاد می زدند :بیدارشو! تو نباید بخوابی! نباید بخوابی! این ترفند کارگر افتاد و خواب آلودگی به همراه برق سه فاز از سرمان پرید . در این لحظه بود که چشمانمان به نور چهره والده روشنایی گرفت و توانستیم ساعت دیواری را ببینیم و بفهمیم ساعت 4 صبح است . در همین فکرها بودیم که ایشان  با مهربانی ، لقمه دراز کره وعسل را به درون دهانمان فرو کردند و برای کمک  به عمل بلع چای شیرین را از بین دندانهای چفت شده مان  به درون حلقوممان ریختند . ما در حالیکه به سختی نفس می کشیدیم  و فکمان از ادامه جنگ با لقمه عاجز مانده بود  با زبان بی زبانی نگاه از مادرجان پرسیدیم : حقیقتا چرا و به چه علت ؟! ایشان در جواب  فرمودند: باید  جون بگیری مادر! قراره راه بری!

با شنیدن این حرف فک اینجانب به همراه قلب ، پلک ، ریه و سایر اعضای بدنمان از حرکت باز ایستاد . مادرجان که واکنشمان را دیدند در ادامه افزودند:
نترس! زبونم لال قرار نیست برای خونه خرید کنی. قبل کنکورت نذر کرده بودم  اگه کنکور قبول شی تا یک سال ، هر جمعه، پای پیاده بفرستمت جمکران. دیشب یک هو یادم افتاد! دهنت رو باز کن 4 تا لقمه دیگه مونده.

ما تا همینجا صحبتهای  ایشان را به خاطر می آوریم چراکه از هوش رفتیم و ده دقیقه بعد ، در حالیکه اخوی با سوءاستفاده از موقعیت ، آب قند را توی صورتمان می پاشید؛ به هوش آمدیم . 

در بدو امر گمان کردیم همه این وقایع  خواب هولناکی  بوده است اما با مشاهده لبخند موذیانه اخوی و سینی صبحانه ، حقیقت مانند پتکی بر سرمان کوبیده شد. این بود که به سختی زبان در دهان چرخاندیم که تصدقتان بگردم! خب شما می خواهی نذر کنی چرا از دیگران مایه می گذاری؟! چرا قبلش هماهنگ  نمی کنی!

چشمتان روز بد نبیند! همین که این حرفها از دهان بی صاحب مانده مان خارج شد! اشک مادرجان درآمد که بشکند  دست بی نمک ! 5 تا انگشت را داخل عسل فرو ببری و در دهان بچه بگذاری آخرش گاز می گیرد! اصلا تقصیر من است که به خاطر پیشرفت تو خودم را به آب و آتش می زنم و نذر می کنم . سپس در حالیکه با گوشه پیشبند اشک چشمشان را می زدودند ؛ از اتاق خارج شدند .

القصه! از آنجایی که ما زیر بار نذر مادرجان نمی رفتیم . ایشان دست به دامن روحانیون و علما شدند و نهایتا به این نتیجه رسیدند که اساسا چنین نذری باطل است و آدم برای نذر کردن نباید از جان و مال دیگران مایه بگذارد .  خدا به خیر کرد وگرنه بعد از یک ماه دیگر چیزی از ما باقی نمی ماند.



مخبرالسلطنه
نظر
افزدون جدیدجستجو
هاجر () 2011-01-28 17:15:51

چقدر دلم برای مخبرالسلطنه ی عزیز و متنای با نمکشون تنگ شده بود! واقعاً که عالی گفتید.
ما یکی از آشناهامون نذر کرده اگر وصیت نامه ی شوهرش پیدا بشه ما واسش 14000 تا صلوات بفرستیم!! :huh:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم
باران () 2011-01-28 18:14:58

فک کنم اینکه بعضیا نذر می کنن فلان قدر تا قرآن و حدیث کسا بخونن؛ با این نیت که ملتو دعوت کنن تا براشون بخونن هم در همین راستا باشه.
بعضی خانوما از این مراسما زیاد دارن
اون طرف می خواد آرزوش برآورده شه؛ به ما میگن یاسین و الرحمن و ... بخونیم براشون :confused:
جعفر () 2011-01-29 12:27:56

سلام
جالب بوى هم موضو هم مثل هميشه نوشتن هاي جناب مخبرالسلطنه عؤيؤ
اما به نئرم بهتر بوى اين دنى روؤ أخر ماه صفر رو هم از كاريكاتور استفاده مي كرديد
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

آخرین نظرات

نگارنده غيب

امام موسی کاظم علیه السلام
کم گویی، حکمت بزرگی است، بر شما باد به خموشی که آسایش نیکو و سبکباری و سبب تخفیف گناه است.
بحاالانوار، ج 78، ص 321

فروشگاه اینترنتی

 

نشریات ما

 

 

همسايه‌ها


  


سبز آبی

روباه قرمز
نتایج تحقیقات انجام شده در دانشگاه "دویسبورگ- اسن" در آلمان، حاکی از آن است که روباه قادر است میدان مغناطیسی زمین را ردیابی کند و از آن برای توسعه مهارتهای جهت یابی و شکار موشها، موش خرماها و خرگوشها استفاده کند.

این کارشناسان رفتارشناسی حیوانات، کشف کردند که روباه در هر نقطه و زمانی از روز که باشد، وقتی به روی شکار می پرد به جهت شمال شرقی گرایش دارد.
ادامه مطلب...