• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow معرفي كتاب arrow یک پلک تحیّر
یک پلک تحیّر چاپ ارسال به دوست
24 خرداد 1390 ساعت 08:47

از زمانی که نبودم، مدام به من گفتند: «علی (ع) در ادراک انسان نمی گنجد. آنقدر شنیدم و قبول کردم تا خسته شدم. این را هنوز هم می گویند. ولی این سدّ تکاپو نیست، که کلید جست و جوست...

***

«یک پلک تحیّر» مجموعه ی هشت داستان از زیبایی های عشق به امیرالمؤمنین، علی (ع) است. داستان هایی از دوستان و پیروان علی (ع). «محبوبه زارع» با قلم مبتکر خود، تصاویری زیبا و بدیع را با زبان ادبی، ترسیم می کند. گاهی به قلب کعبه می رود و از راز دل مادر علی بن ابی طالب (ع) می گوید، گاهی میان بیابان زار داغ مکّه، خنکای مهر ابوذر به علی را به تصویر می کشد و گاهی در میان غلغله ی جمل، از زبان شتر عایشه، به جرم جهل خویش اعتراف می کند.
آنچه «یک پلک تحیّر» را متمایز می کند، نگاه نو و بیان داستانی جذاب آن است. بوستان کتاب قم، این کتاب خواندنی را نخستین بار در سال 1379 به چاپ رساند.

***

داستان چهارم کتاب، «مسافر عشق» است. در این داستان، اسلام آوردن ابوذر و چگونگی تبعید او را می خوانید. متنی که انتخاب شده است، هنگامه ی رفتن ابوذر به ربذه است که از زبان او بیان شده:

«...آماده بود، مثل همیشه، ولی گوشه گوشه تو را می جستم. آیا بدون دیدن تو خواهم رفت؟ یادگار پیامبر...بدون وداع باتو؟...نه، نه!
صدای خشم آلود شتربان، مردم را پراکنده کرد: «کسی حق ندارد او را بدرقه کند.»

آخرین لحظات و امیدم چه بی رنگ شد، شتر از جا برخاسته، آماده ی حرکت بود. ناگاه صدایی از جنس همان وحی، که آن شب در مکه مرا از سکوت نجات داد، امّا با اندوهی غریبانه به گوشم رسید.

«ای شتربان احمق! تازیانه ات را بگذار و دور شو! فرمان تو و فرماندهانت مقابل اراده ی یاران ما پشیزی ارزش ندارد.»
این لحن علی بود، بالاترین صدا، عالی ترین ندا.آری تو بودی و عقیل و حسنین و برادرم عمّار. اشک در چشمانم حلقه زد. حسنین را در آغوش گرفتم و تو پدر پیر خود را چه غریبانه نظاره کردی. آرام می خندیدی. امّا اشک از چشمانت جاری بود. نه فقط اشک که تمام غربت مردانه ات آشکار بود و اشک هایت، زمزمه ای بلند به گوشم ریخت. می خواستی بگویی: «ابوذر! اولین شخص، پس از من تو بودی که به پیامبر ایمان آوردی. تو اولین امتداد منی و می بینم به جرم بی گناهی، به سمت تنهایی تبعیدت می کنند. برو که سرنوشت مرد، همیشه درد است....»

واکنش خواننده پس از پایان کتاب: دلتان در تپش بی امانی خواهد گفت: علی(ع)!

پ.میعاد

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

آخرین نظرات

نگارنده غيب

امام موسی کاظم علیه السلام
کم گویی، حکمت بزرگی است، بر شما باد به خموشی که آسایش نیکو و سبکباری و سبب تخفیف گناه است.
بحاالانوار، ج 78، ص 321

فروشگاه اینترنتی

 

نشریات ما

 

 

همسايه‌ها


  


سبز آبی

روباه قرمز
نتایج تحقیقات انجام شده در دانشگاه "دویسبورگ- اسن" در آلمان، حاکی از آن است که روباه قادر است میدان مغناطیسی زمین را ردیابی کند و از آن برای توسعه مهارتهای جهت یابی و شکار موشها، موش خرماها و خرگوشها استفاده کند.

این کارشناسان رفتارشناسی حیوانات، کشف کردند که روباه در هر نقطه و زمانی از روز که باشد، وقتی به روی شکار می پرد به جهت شمال شرقی گرایش دارد.
ادامه مطلب...