





معرفي كتاب
ماه خورشيد كلاه | ماه خورشيد كلاه |
|
|
| 23 تیر 1390 ساعت 16:10 | |||||
آن روز اتفاق خيلي عجيبي در تالار عروسي روي داد. قضيه از اين قرار بود كه وقتي داماد پا به صحن تالار گذاشت، به طور ناگهاني و در يك چشم به هم زدن، همه ي صليب هايي كه در تالار نصب شده بودند، فروغلتيدند، شكستند و تكه تكه شدند. ناگهان گويي جهان زير و رو شد. زمين لرزه اي هول انگيز، همه چيز را به لرزه در آورد. پايه ها و ستون هايي كه گلدان هاي بزرگ براي تزيين تالار روي ان ها گذاشته بودند، يه يكباره بر زمين ريختند و شكستند… تو گويي كسي آمد و به يكباره همه چيز را بر زمين زد. تو گويي كه دستي نهاني و ناديدني همه جاي تالار را به هم ريخت و جشن را به هم زد.*** «ماه خورشيد كلاه» اثري از شاعر «خوشا به حالت اي روستايي…» است كه با همان لحن صميمي و آشنا، روايتي را بيان كرده است كه شايد بارها و بارها شنيده باشيم ولي در هر زبان تازه و تازه تر مي شود. اين كتاب، به قلم «جعفر ابراهيمي (شاهد)» نگاشته شده است و از عصر تولد مولاي جهان، حضرت مهدي (عج) سخن گفته است. اين رمان خواندني، با نگاه مادر گرامي منجي موعود (عج) به واقعه ي ولادت امام مهدي(ع) پرداخته و همين نگاه، جلوه ي متفاوت و خاصي به داستان بخشيده است. اين كتاب كه با قيمت 1700 تومان توسط انتشارات مدرسه چاپ و توزيع گشته، از مجموعه ي «چهارده آفتاب» اين نويسنده است. جعفر ابراهيمي، نام اين كتاب را از اين بيت حافظ گرفته است: بگشا بند قبا اي مه خورشيد كلاه تا چو زلفت سر سودا زده در پا فكنم! پ.ميعاد
Powered by !JoomlaComment 3.12 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved. |
|||||
| < بعد | قبل > |
|---|
| برگ نخست |
| ذرهبين |
| مقالات |
| گفتوگو |
| داستان |
| شعروادب |
| سبزآبی |
| معرفي كتاب |
| چند رسانه ای |
| گزارش |
| قلقلک |
| تماسباما |
| پایگاههای مهدوی |
| اخلاق فردی و اجتماعی |
| |||||
سلام به همه مسلمانان لعنت خدا به كساني كه چن...
خیلی عالی بود جای همه دوستانی که نبودن سبزیه...
حقا بر شما که در جهالت هستید بگریید!مانده ام ...
علیک سلام
تنها خوداون است كه اينده راميسازد. پس صهيوني...