





| من سایه، تو آفتاب! |
|
|
| 16 مهر 1390 ساعت 18:21 | |||||
تازه دانستم نه با آب و نه با نان زندهامتازه فهميدم نه با جسم و نه با جان زندهام تازگيها باورم شد اين كه مثل هر غريب دورتر از خود دلي دارم كه با آن زندهام هر كجا رفتم به چشمان من آمد خاك او دور نزديكي كه از او سخت حيران زندهام گرم او بودم، دريغا دير فهميدم كه من، با چه گرمايي در آغوش زمستان زندهام كم نميآرم كه در امروز و در فرداي خود از سر انگشتان لطف آن فراوان زندهام سايهوار از خود ندارم هيچ، دور از آفتاب هر كجا باشم به خورشيد خراسان زندهام عباس چشامی
Powered by !JoomlaComment 3.12 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved. |
|||||
| < بعد | قبل > |
|---|
| برگ نخست |
| ذرهبين |
| مقالات |
| گفتوگو |
| داستان |
| شعروادب |
| سبزآبی |
| معرفي كتاب |
| چند رسانه ای |
| گزارش |
| قلقلک |
| تماسباما |
| پایگاههای مهدوی |
| اخلاق فردی و اجتماعی |
| |||||
man be hich vaj beheshon eteghad nadaram
سلام به همه مسلمانان لعنت خدا به كساني كه چن...
خیلی عالی بود جای همه دوستانی که نبودن سبزیه...
حقا بر شما که در جهالت هستید بگریید!مانده ام ...