|
29 بهمن 1386 ساعت 14:43 |
صبح بود و خورشید جوان بر خوردک موج های آرامش دریا ، گرد طلا می پاشید.
در یک میلی ساحل ، قایقی ماهیگیری بر آب جا خوش کرده بود. هوای خوردن صبحانه در گله ی مرغان دریایی شوری برانگیخته بود. هزاران مرغ دریایی بر سر تکه های غذا ، در آب این سو و آن سو چرخ می زدند و ستیز میکردند. روز پر هیاهوی دیگری پا دراز میکرد.
جوناتان ، مرغ دریایی ، در خلوت دوری از ساحل و قایق ، سرگرم پرواز بود. در بلندای صد پایی پاهای پره دارش را پایین آورد و نوکش را بالا برد و برای چرخ زدن به بالهایش قوس رنج آوری داد. این قوس به این معنا بود که آرام به پرواز در آید و اینک چنان آرام می پرید که باد در صورتش نجوا می کرد و اقیانوس در آن پایین آرام می نمود. پس از بسیاری تمرکز حواس چشم هایش را تنگ و نفسش را در سینه حبس کرد، نیرویش را بسیج کرد و اندکی قوس. . . فراختر شد. . . همخوانی بالهایش درهم ریخت و از حرکت باز ماند و فرو افتاد.
مرغان دریایی آن سان که می دانید، هرگز در پرواز از حرکت باز نمی ایستند. باز ایستادن از پرواز در قاموس شان شرم آور و زشت است. اما جوناتان، مرغ دریایی که بی هیچ خجلتی ، بار دیگر بالهایش را در قوسی سخت لرزان گشود.
آرام، آرام، و دیگر بار از حرکت باز ماند- چون دیگر پرندگان نبود. بیشتر مرغان دریایی رنج آموختن چیزی بیش از ساده ترین دانستنی های پرواز را بر خود هموار نمی کنند- اینکه چگونه از ساحل برای یافتن طعمه به پرواز در آیند و باز گردند. برای بیشتر مرغان دریایی ، آنچه اهمیت دارد به چنگ آوردن طعمه است ، نه پرواز. حال آنکه ، برای این مرغ دریایی ، مهم پرواز بود ، نه به چنگ آوردن طعمه. جوناتان بیش از هر چیز عاشق پریدن بود. . . «جوناتان!» « فلچ نازنینم، چیزی را که چشمانت به تو می گوید باور مکن. تمامی چیزی را که به تو می نمایانند، بندهایی بر بال و پر تواند. با چشم خرد بنگر، چیزی را که فرا گرفته ای دریاب، و آن زمان خواهی توانست راه به پرواز در آمدن را بشناسی. »
سوسوی نور رنگ پریده ، رنگ باخت. جوناتان، مرغ دریایی در تهی آسمان ناپیدا شد. اندک زمانی بعد، فلچر مرغ دریایی به آسمان پر کشید، و با گروه تازه ترد شده ی شاگردانی که شیفته ی نخستین درس خود بودند، رویارو شد.
شمرده و آرام گفت: « برای آغاز کردن، باید دریابید که هر مرغ دریایی پنداری بیکران از آزادی است، تصویری از مرغ دریایی بزرگ، و سراسر بدن شمایان، از نوک این بال تا نوک آن بال، چیزی فراتر از اندیشه تان نیست.» جوناتان، مرغ دریایی ، کتابی است سرشار از امید. داستان پرواز و رهایی. داستان چگونه پریدن و چگونه دل کندن ، داستان رها کردن و شکستن تمام عادات. یک داستان نمادین که میشود از آن اوج گرفتن را آموخت. اینکه هرگز نباید مایوس شد و دست از تلاش کشید. نویسنده ی این کتاب، ریچارد باخ، خلبانی است که تا کنون سه کتاب درباره ی پرواز نوشته است و جوناتان مرغ دریایی یکی از زیباترین این سه کتاب است! نویسنده: ریچارد باخ تصویرگر: راسل مانسن گردانده ی :هرمز ریاحی و فرشته مولوی بها: 7500 ريال
پژواك
|
man be hich vaj beheshon eteghad nadaram
سلام به همه مسلمانان لعنت خدا به كساني كه چن...
خیلی عالی بود جای همه دوستانی که نبودن سبزیه...
حقا بر شما که در جهالت هستید بگریید!مانده ام ...