





| آدم شدم؟ |
|
|
| 18 بهمن 1390 ساعت 10:23 | |||||
تلفن را با حرص روی میز کوبید و شروع به راه رفتن در اتاق کرد. از اینکه صاحبخانه به خاطر چند روز دیرکرد اجاره خانه، هرچه از دهنش در آمده، بارش کرده بود، حسابی کفری بود. تلفن را برداشت تا به خانه زنگ بزند و مقداری از عصبانیتش را سر زنش خالی کند که دو تا از بچه ها از در دفتر وارد شدند. با تندی نگاهی به هر دویشان انداخت و تلفن را قطع کرد. -آقا اجازه! آقا به خدا ما کاری نکردیم. پسر این را گفت و چشمانش را امیدوارانه به پسر کناری دوخت. پسر کناری بی توجه به نگاه او گفت: آقای دشتی گفتند بیاریمش دفتر آقا! الان سومین باره که دیکته و ریاضی رو زیر ده می گیره. چشمان مرد که از عصبانیت قرمز بود روی بچه متوقف شد. پسر می لرزید و دگمه پیراهنش را مدام می چرخاند. ناظم که به سمتش رفت، او هم عقب عقب رفت تا به دیوار رسید و آنقدر دگمه اش را پیچاند که کنده شد و روی زمین افتاد. *** زنگ تفریح که خورد همه بچه ها به صف ایستادند و ناظم هم پشت میکروفن رفت. فریاد زد و تهدید کرد و بعد از میان صف بچه ای را که رنگش از دفتر کاهی درون دستش پریده تر بود بیرون کشید و جلوی همه با چوب چند باری کف دستش زد و بعد هم میکروفن به دست شروع کرد به ورق زدن دفتر پسر و خواندن نمره هایش: 12-13-8-16-6 دفتر را بست و آن را به صورت بچه کوبید و گفت: این بچه احمق ترین فرد این مدرسه است. در حالی که پس گردنی ای به او می زد گفت: تو هیچ وقت هیچی نمی شی، آدم بشو نیستی، فهمیدی یا دوباره بگم احمق؟ *** روی تخت دراز کشیده بود و دکتر چند باری گوشی را روی بدنش جا به جا کرد و خواست نفس عمیق بکشد. دکتر خم شد و نبضش را هم گرفت و گفت: خدا رو شکر هیچی نیست، یه اکو براتون می نویسم که مطمئن شین. احتمالا به خاطر فشار عصبی بودهو بعد آرام آرام به سمت در اتاق رفت، برگشت و در حالی که با خودکاری که در دستش بود بازی می کرد گفت: آقا ناظم! هنوزم معتقدین هیچی نمی شم؟ عطیه پاک آیین
Powered by !JoomlaComment 3.12 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved. |
|||||
| < بعد | قبل > |
|---|
| برگ نخست |
| ذرهبين |
| مقالات |
| گفتوگو |
| داستان |
| شعروادب |
| سبزآبی |
| معرفي كتاب |
| چند رسانه ای |
| گزارش |
| قلقلک |
| تماسباما |
| پایگاههای مهدوی |
| اخلاق فردی و اجتماعی |
| |||||
man be hich vaj beheshon eteghad nadaram
سلام به همه مسلمانان لعنت خدا به كساني كه چن...
خیلی عالی بود جای همه دوستانی که نبودن سبزیه...
حقا بر شما که در جهالت هستید بگریید!مانده ام ...