• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow برگ نخست
اشعار امام سجاد(ع) در جریان کربلا چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 2
بدعالی 
06 آذر 1391 ساعت 16:19
 اگر تا به حال نگاهی به خطبه ها و سخنان ائمه اطهار انداخته باشید، حتماً با شیوایی و نفوذ کلام ایشان آشنا هستید.
حضرات معصومین(ع) علاوه بر مهارتی خاص در خطابه، اشعار بسیار زیبایی هم سروده اند که در کتب تاریخی نقل شده است. این موضوع در مورد حضرت سجاد(ع) نیز صدق می کند. در جریان کربلا و اسارت پس از آن، از ایشان اشعاری بسیار تاثیر گذار بیان شده است که در این مقاله به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد.

شكوه ى امام سجّاد (ع) از كوفيان
مـسـلم گـچكار پس از توصيف منظره ى ورود اسيران كربلا به كوفه مى گويد:چشمم به على بـن حـسين (ع ) افتاد كه بر شتر برهنه اى سوار بود و از رگهاى گردنش خون جارى بود. او اشك مى ريخت و مى فرمود:
يا اُمَّةَ السُّوءِ لاسَقْيا لِرَبْعِكُمْ
يا اُمّةً لَمْ تُراعِ جَدِّنا فينا
لو اءَنَّنا وَ رسولُاللّه يَجْمَعُنا
...

اى امـت بـد (كـردار)! بـر خـانـه هـايـتان باران نبارد؛ اى امتى كه حرمت جدّ ما را در مورد ما رعايت نـكـرديـد! اى در روز قـيـامـت ، مـا و رسـول خـدا گـرد آيـيـم . شـمـا چـه پـاسـخـى بـه رسـول خـدا (در رابـطه با اين فاجعه ) خواهيد داد؟! ما را بر شتران عريان سوار مى كنيد و مى گردانيد! گويى ما همان كسانى نيستيم كه اساس دين را در ميان شما محكم ساختيم ! اى بنى اميّه ! از اين مصيبت ها كه بر ما وارد آمده آگاهيد ولى پاسخ خواسته هاى ما را نمى دهيد.

از فـرط شـادى و شـعـف كف مى زنيد (كه ما اسير شده ايم )! و ما را به نقطه هاى پراكنده اى از گـسـتـره ى زمـيـن بـا حـالت اسـيـرى ، سـوق مـى دهـيـد! واى بـر شـمـا! آيـا جـدّ مـا رسـول خدا مردم دنيا را از گمراهى نجات نداد و به راه راست هدايت نكرد!؟ اى حادثه ى كربلا! مـرا انـدوهـگـيـن كـردى ، خـداونـد متعال پرده از روى كار بدكاران برخواهد داشت و آنان را رسوا خواهد كرد.

خطبه ى امام سجّاد (ع ) در كوفه
امـام سـجـاد (ع ) پس از خطبه ى حضرت زينب، فاطمه صغرى و ام كلثوم به مردم اشاره كرد كه خـامـوش ‍ شـونـد. پـس از سـكـوت مـردم ، آن حـضـرت خـداى را سـپـاس گفت و بر پيامبرش درود فرستاد و سپس ‍ فرمود:

اى مردم هر كس مرا مى شناسد مى شناسد و هر كس نمى شناسد، من على ، فرزند حسين، هستم كه او را بـر سـاحـل فـرات ظالمانه و بدون هيچ گناهى كشتند. من فرزند كسى هستم كه حرمت او را شـكستند و مال و ثروتش را به غارت بردند و زن و فرزندش را اسير كردند. من فرزند كسى هستم كه مظلومانه كشته شد و همين يك افتخار ما را بس است.

اى مردم شما را به خدا سوگند مى دهم ، بگوييد آيا مى دانيد كه شما به پدرم نامه نوشتيد و او را فريفتيد و با او عهد و پيمان بستيد او نيز در پاسخ دعوت شما آمد و آنگاه با او جنگيديد؟

اى مـرگ بـر شـمـا! بـراى قـيـامـت خـود بـد تـوشـه اى از پيش فرستاده ايد و شما مردانى كژ انـديـشيد. آنگاه كه رسول خدا (ص) به شما بفرمايد: شما كه خاندانم را كشتيد و حرمت مرا هتك كرديد پس ، از امت من نيستيد، با كدام چشم به او خواهيد نگريست؟

راوى گـويـد: همه صداها به گريه بلند شد و مردم به يكديگر مى گفتند: هلاك شديد و خود خبر نداريد!
سـپـس مـردم دسـتـه جـمـعـى گـفـتـنـد: اى فرزند رسول خدا (ص ) ما همه مطيع و فرمانبرداريم و عـهـدتـان را حـفظ مى كنيم....
امـام سـجـاد (ع ) فـرمـود: هـيـهـات ! هيهات ! اى مردمان فريبكار و حيله گر، ديگر به خواهش هاى دلتـان نـخـواهـيـد رسـيد. مى خواهيد با من نيز همان رفتارى را بكنيد كه پيش از اين با پدرانم كـرديـد. بـه پـروردگـارِ راقـصات (شتران را هوار در راه حج )، كه هنوز زخم ها بهبود نيافته اسـت . ديـروز پـدرم هـمـراه خـانـدانـش كـشـتـه شـد و هـنـوز داغ مـرگ رسـول خـدا (ص ) و جـدم و پـدرم و فـرزندانش را فراموش ‍ نكرده ام . رشته كارم گسسته شد. هـنـوز كام من از آن واقعه تلخ و اندوه آن درون سينه ام جارى است ، و خواسته من اين است كه  نه با ما باشيد و نه بر عليه ما.

آن گاه اين شعر را خواند:
لا غَرْوَ اِنْ قُتِل الحسينُ فَشيخُهُ
قدكان خيرا من حسينٍ وَاَكْرِما

...

كشته شدن حسين جاى شگفتى ندارد. زيرا پدرش كه از او بهتر بود و با كرامت بود كشته شد.
اى اهل كوفه از آنچه به حسين رسيد شادمان نباشيد زيرا مصيبت او بزرگ تر است .
كشته ى بر ساحل فرات كه جانم فدايش باد. كيفر آن كس كه او را كشت آتش جهنّم است .

امام سجاد (ع ) سپس فرمود:
(ما از شما راضى شديم سر به سر، كه نه با ما باشيد و نه بر ما. نه روزى به نفع ما و روز ديگر بر ضرر ما.)

منزلگاههاى كوفه تا شام
در بـرخى از مقاتل، ابياتى وجود دارد كه انشاء آن را در توقّفگاهاى بين راه به امام سجاد (ع ) نسبت داده اند. اين منزل ها و اشعارى كه در آن خوانده شده عبارت است از:

دعوات  
هـنـگـامـى كـه دشـمـن مـى خـواسـت كـاروان اهـل بيت (ع ) را از «دعوات» حركت دهد، على بن الحسين (ع ) گريست و اين شعر را خواند:
لَيْتَ شعرى هَلْ عاقِلٌ فى الدياجى
باتَ من فُجْعَةِ الزمانِ نياجى
...
(اى كاش مى دانستم شخص خردمندى هست كه در ظلمت ها بيتوته كند و از سختى هاى زمان زمزمه نمايد؛ من فرزند امام هستم ، چرا بين اين گروه كفّار حقّ من ضايع شده است .)

سيبور
وقـتـى قـافـله ى آزادگـان و اسـيران كربلا به ((سيبور)) رسيدند امام سجّاد (ع ) اين اشعار را قرائت كرد:
سادَ العلوج فما تَرْضى بذا العربِ
و صار يقدم راءس الاءمّةَ الذَّنْب
...

افراد پست ، مهترى يافتند و دُم، از سر پيشى گرفت . عرب بدين رضا نمى دهد!
داد از اين شگفتى هاى بى مانند كه روزگار پيش مى آورد!
خاندان پيامبر، برهنه بر پشت اشتران و خاندن مروان سوار بر اسبهاى گران بها!
 
بعلبك
چـون كـاروان اسـيـران كربلا نزديك بعلبك رسيد، اهالى آنجا در حالى كه با خودپرچم هايى داشـتـنـد بـراى تماشاى اهل بيت (ع) و به نشانه ى شادى تجمّع كردند. امّ كلثوم جمله اى گفت كه باعث حزن و اندوه امام سجّاد (ع ) گرديد و آنگاه امام (ع) فرمودند:
و هو الزمانُ فلا تَفْنِى عجائِبَه
مِنَ الكرامِ و ما تَهْدى مصائبه
...

(اين ، همان زمان است كه شگفتى هايش از نظر بزرگان پايان پذير نيست و مصائب آن نامشخص اسـت ؛ اى كـاش مـى دانـسـتـم كـه مـشـغـله هـاى زمـان تـا كـجـا مـا را بـه دنبال خود مى كشاند و مى بينى كه ما او را به دنبال خود نمى كشانيم ؛ ما را بر شتران عريان و بـى جـهـاز در هـر شـهـر و ديـارى مـى گـردانـنـد و كـسـانـى از دنـبـال ، دارندگان مهار شتران را حمايت مى كنند؛ گويا ما در ميان آنان چون اسيران روم هستيم و گـويـا آنـچـه را پـيـامـبـر (ص) بـيـان فـرمـوده اسـت ، نـادرسـت بـود! واى بر شما، نسبت به رسول خدا كفران پيشه كرديد و شمايان به گم كرده راهى مى مانيد كه راهها را نمى شناسد.)

اشعار منسوب به امام سجاد (ع ) درباره ى مصائب شام
اُقادُ ذليلا فى دمشق كاءنّنى
من الزّنْجِ عَبْدٌ غابَ عنه نصيرُ
...
مرا در دمشق به خوارى مى برند. گويا برده اى از رنگيان هستم كه ياورى ندارد.
در حالى كه در هر مقامى جدّ من رسول خدا (ص ) و بزرگ من ، امير المؤ منين (ع )، وزير اوست.
اى كاش مادر مرا نزائيده بود و وجود نداشتم و يزيد مرا در شهرها اسير نمى ديد.
 اشعار امام سجّاد (ع ) در مجلس يزيد
سـر مـبـارك امـام حـسـيـن (ع ) را بـه مـجـلس يـزيد آورده و به زمين نهادند. يزيد ازحـضـرت زيـنـب (س ) خـواسـت تـا سـخـن بـگويد ولى او امام سجاد (ع ) را به عنوان سخنگوى اهل بيت (ع ) معرفى كرد. امام چهارم (ع ) نيز اين اشعار را خواندند:
لا تَطْمَعُوا اَنْ تُهينُونَا فَنُكْرِمَكُمْ
وَ اَنْ نكُفَّ الاَذى عنكُم وتُؤْذُونا
...

(ايـن تـوقـع را نـداشـتـه بـاشـيـد كـه شـما به ما اهانت كنيد و ما شما را گرامى بداريم از آزار نمودنتان خوددارى كنيم، ولى شما در آزار ما بكوشيد، خدا مى داند كه ما شما را دوست نداريم و شما را بدين خاطر كه ما را دوست نمى داريد. سرزنش نمى كنيم.)

يـزيـد بـا سـخـنان كفرآميز، كينه ى ديرينه ى خود با اسلام و رهبران آن را به اثبات رسانيد ولى بـا واكـنـش ‍ صـريـح و قـاطـع بـازمـاندگان واقعه ى عاشورا به خصوص امام سجاد (ع ) مواجه شد. امام زين العابدين (ع ) خطاب به وى فرمود:

اى پسر معاويه و هند و صخر! پيش از آنكه تو متولّد شوى ، نبوّت و امامت پيوسته از آنِ پدران و نياكان من بوده است . جدّم ، على بن ابى طالب (ع ) در غزوه هاى بدر، احد و احزاب ، پرچمدار رسول خدا (ص ) بود، در حالى كه پدر تو پرچمدار كفر بود.
آنگاه خطاب به يزيد اشعار زير را قرائت كرد:

ماذا تَقُولونَ اِنْ قال النبى لكم
ماذا فَعَلْتُم و انتم آخر الاُمَمْ
 ...

(اگـر پـيـامـبـر بـه شـمـا بـگـويد كه واپسين امّت ما بوديد پس از من به خويشان و خاندان چه كرديد؟، چه مى گوييد؟ در حالى كه دسته اى از آنان اسير و دسته اى در خون آلوده اند.)

سـپـس فـرمـود: اى يـزيد! واى به حالت ! اگر مى دانستى با كشتن پدر، برادر و عموهايم چه گناهى مرتكب شده اى به كوه ها مى گريختى و بر خاكستر مى نشستى. آه و ناله سر مى دادى كـه چـرا سـر حـسـيـن (ع)، پـسـر فـاطـمـه و عـلى (ع) را بـر ورودى شـهـر نـصـب كـرده اى ؟ حـال آنـكـه امـام حـسين (ع) وديعه ى رسول خدا (ص) در ميان شماست . اكنون اى يزيد! وعده باد شـمـا را بـه نـدامـت و پـشـيـمـانـى در روز قـيـامـت . زمـانـى كـه بـدون شـك مـردم در آن جـمـع مى شوند. يكى از دانشمندان يهود كه در مجلس يزيد حاضر بود وقتى پى برد كه امـام سـجـاد (ع) از خـانـدان رسول خدا (ص) مى باشد يزيد را شديدا شماتت كرد و با تهديد به مرگ نيز از عقيده اش برنگشت.

 
   
منبع: اسيران و جانبازان کربلا، محمد مظفرى و سعيد جمشيدى، با تصرف و تلخیص
لینک منابع: http://ketaab.iec-md.org/IMAM_HOSSEIN/aseeraan_jaanbaazaan_karbalaa_09.html 

اریحا
نظر
افزدون جدیدجستجو
sama () 2013-05-11 10:13:44

سلام از مطلب مربوط به امام سجاد ع چند خط آخ اونو خوندم ممنون از زحمات شما .
sama () 2013-05-11 10:14:45

چند خطی از مطلب رو خوندم ممنون .
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

هنر شاد زیستن

اِرحَم، تُرحَم
امام صادق(علیه السلام)
هر کس تو را گرامی داشت، تو نیز او را گرامی بدار و هر کس به تو بی احترامی کرد، خودت را در مرتبه تو قرار مده

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  


سبز آبی

ساحل سرخ چین
این ساحل که «پانیجین» نام داشته و در نزدیک رودخانه «لیائو» چین واقع‌شده از ماه آوریل به مدت چهار ماه از جلبک‌های دریایی قرمز پوشیده می‌شود که باعث شده دولت چین این منطقه زیبا را از سال 1988 یک منطقه تحت حفاظت تبدیل کند و گردشگران تنها می‌توانند با استفاده از مسیرهای مشخص از آن دیدن کنند.

ساحل سرخ در 30 کیلومتری شهر پانجین چین قرار دارد. این ساحل نام خود را از ظاهر قرمز رنگ خود گرفته است.
ادامه مطلب...