• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow داستان arrow ماندگاران: فرزند امام زمان (عج)
ماندگاران: فرزند امام زمان (عج) چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
01 بهمن 1391 ساعت 19:18
متولد شهر حله بود؛ همان جایی که امیرالمومنین (علیه السلام) درباره اش فرمودند: «در اینجا شهرى ‌‌به وجود مى‌‌آید که آن را «حله سیفیه» گویند و مردى از تیره بنى اسد آن را بنا خواهد کرد و از این شهر، مردان پاک ‌‌سرشت و مطهر پدید مى‌‌آیند که در پیشگاه خداوند «مقرب» و «مستجاب ‌‌الدعوة» مى‌‌شوند.» (1) شهری که بعدها، شد زادگاه بزرگانی مثل ابن ادریس، محقق حلی، علامه حلی، ابن فهد، سید بن طاووس و ... .

***

اسماعیل باز هم به حله آمده بود، اما این بار، نه با آن زخم عمیق و کشنده. حامل خبرهای خوشی از سامرا بود. همانجایی که یک نوازش مولایش، غده ای را که تمام اطبای هرقل و حله و بغداد، از درمانش عاجز ماندند، برای همیشه نابود کرد. اسماعیل شفا گرفته بود. وقتی مردم شهر این را فهمیدند، به استقبال او آمدند و تا او را دیدند، از هر سو به طرفش هجوم بردند و هر کس می کوشید تا دستش را بر سر و روی او بکشد... اما او نگاهش به دنبال سید بود، همانی که او را در غربت و سختی و بی پناهی پناه داد، همانی که باعث دیدار او با مولایش شده بود، سید بن طاووس. وقتی در میان جمعیت او را دید، به سمتش دوید و با چشمانی اشکبار او را در آغوش گرفت. سید پی در پی چشمان اسماعیل را می بوسید و می گفت: «به فدای چشمانی که سعادت دیدار مولا را داشته.» اسماعیل نگاهی به سید کرد و گفت: «نمی دانم سید، نمی دانم چه کرده ای که انقدر نزد مولایمان عزیز هستی... آقا برایت پیغامی فرستاده اند.» سید این را که شنید از حال رفت. کمی طول کشید تا دوباره توانست با اسماعیل صحبت کند: «حرف بزن اسماعیل... حضرت چه فرمودند؟» اسماعیل که به پهنای صورت اشک می ریخت، با صدایی لرزان گفت: «آقا به من فرمودند: وقتی به بغداد رسیدی، مستنصر خلیفه ی عباسی، تو را می طلبد و به تو عطایی می دهد، از او قبول نکن... بعد فرمودند: به فرزندم رضی (لقب سیدبن طاووس) بگو...»

قلب سید برای لحظاتی چنان شروع به تپیدن کرد که حس کرد هر آن از سینه اش خارج می شود. اسماعیل با چشمان اشک آلود به صورت سید خیره شد و دوباره گفت: «فرمودند به فرزندم رضی بگو که نامه ای برای علی بن عوض درباره ی تو بنویسد و من...» و گریه امانش نداد. سید آهی از دل کشید و از هوش رفت. (2)

زندگینامه
در نیمه ی محرم سال580 ه.ق ، در خانواده ای که از طرف مادر به امام حسین (ع) و از طرف پدر به امام حسن (ع) می رسید، متولد شد. به همین جهت او را «سید ذی الحسنین» لقب دادند. نامش علی بود و به خاطر لقب جدش، به ابن طاووس مشهور شد. از همان ابتدا، تحت تربیت بی نظیر جدش ورّام (3) و پدرش موسی بن جعفر بن طاووس، قرار گرفت و در نوشته هایش، به این موضوع افتخار می کند و آن را نعمت می داند.

از جمله معدود کسانی است که در جوار تمام ائمه (به جز بقیع) (ع) به همراه خانواده اش زندگی کرد و در تمام این شهرها، از خود جز نیکی باقی نگذاشت. در زمان خودش و در تاریخ، نمونه ی بارزی از توسل و توجه به صاحب الامر (عج) به حساب می آید. کسی که ارتباط عمیقش باعث شد امام (عج)، او را فرزند خود بخواند.

از معدود افرادی بود که اسم اعظم را می دانست و مقام مستجاب الدعوه بودن را کسب کرده بود. میرزا جواد ملکی تبریزی   از سید بن طاووس تعبیر به «سید المراقبین» کرده است و می گوید: «سید بزرگ ابن طاووس، همان کسى است که استادم (منظور ملا حسینقلی خان همدانی) می گفت: غیر از معصومین (علیهم السّلام) کسى در علم مراقبت مانند او نیامده است.» (4)

او از افراد توانمند و نسبتا مرفه جامعه بود و انفاق و صدقه دادن، از مستحباتی بود که همیشه به آن تأکید داشت و مشهور است که حتی یکبار %90 اموال خود را به نیازمندان بخشید. آنچه از سید بن طاووس مشهور است، صدقه دادن های او برای حفظ جان و سلامتی امام زمان (عج) است که از وظایف منتظران شمرده می شود. او همیشه به فرزندش سفارش می کرد که: «ابتدا کن به صدقه دادن برای آن حضرت قبل از آنکه برای خود و عزیزانت صدقه بدهی.» (5)

با اینکه از افراد بسیار معتمد و عادل شهر شناخته می شد و علم کافی هم برای قضاوت داشت، وقتی از او خواستند تا به عنوان قاضی شهر، کار داوری را به عهده بگیرد، پاسخ داد که مدتهاست نتوانسته ام میان دو دشمن دیرینه، آشتی برقرار کنم و حق را به حق دار بدهم. وقتی نمی توانم بین نفس و عقل خودم داوری کنم و سالهاست با آنها درگیرم، چطور می توانم از پس اختلافات بی شمار جامعه بر آیم؟ و از پذیرفتن مسئولیت قضاوت خودداری کرد. (6)

دعاهایی که سید، مستقیما از حضرت حجت (عج) می شنید و آنها را به مردم منتقل می کرد، به خوبی نشان دهنده ی عمق ارتباط او با امام زمان (عج) است. زیارت ناحیه ی مقدسه، زیارت رجبیه و کتاب ارزشمند لهوف، بخشی از آثار او هستند و علامه حلی، مشهورترین شاگرد اوست.

خودش نقل می کند که یک شب، وقتی تا سحر در سرداب مقدس، به تنهایی مشغول عبادت بود، وقتی سر بر سجده داشت، صدای صاحب الامر (عج) را می شنود که اینطور مناجات می کردند: «خدایا! شیعیان ما از ما هستند و از بقیه ی طینت ما خلق شده اند. آنها گناهان زیادی را به اتکا بر محبت به ما و ولایت ما کرده اند. اگر گناهان آنها گناهانی است که در ارتباط با توست از آنها درگذر که ما را راضی کرده ای و آنچه از گناهان آنها درارتباط با خودشان و مردم است، خودت بین آنها را اصلاح کن.

خدایا آنها را در مقابل دشمنان ما بخاطر گناهانی که کرده اند در روز قیامت تقاص مکن. خدایا کارهای آنها را در قیامت به عهده ما بگذار، همانطور که امور آنها را در دنیا به عهده ما گذاشته ای.

خدایا اگر اعمال آنها ناچیز و سبک وزن است از اعمال خوب ما بردار و بر روی اعمال آنها بگذار و میزان اعمال آنها را سنگین کن.
خدایا این شیعیان ما از ما هستند و از زیادی گل ما خلق شده اند و به آب ولایت ما عجین شده اند. بخاطر لطفی که به ما داری گناهانشان را به روی آنها نیاور و آنها را ببخش...» (7)
 
سید بن طاووس، سرانجام بعد از 75 سال زندگی پرثمر، در ذی القعده 664 ق. برابر با1266 م. از دنیا رفت و پس از غسل، در کفنی که لباس احرامش بود و آن را به اماکن مقدسه هم متبرک کرده بود و هر روز به آن نگاه می کرد و می گریست، گذاشته و به خاک سپرده شد. (8)

از آنجا که ابن طاووس در سالهای پایانی عمر در بغداد بود، گروهی قبر او را در بغداد و یا کاظمین می دانند و بعضی دیگر نیز قبرش را بنابر وصیتی که از خودش باقی مانده است، در نجف می دانند. اما در خارج شهر حله، باغ زیبایی است که قبر و بقعه ی آن، منسوب به سید بن طاووس است.
 


پی نوشت:
1.      روضات الجنات، ج 2، ص 270؛ به نقل از کتاب امام زمان (عج) و سیدبن طاووس، نوشته ی سید جعفر رفیعی، http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4227/4312/30639
2.      کتاب طاووس باغ، نوشته ی مریم ضمانتی یار؛ به نقل از http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4227/4318/30806
3.      عالم بزرگوار جناب ورام بن ابی فراس، از بزرگان و علما جهان تشیع است و صاحب کتاب معروف «مجموعه ورام» نیز هست و از نوادگان «مالک اشتر» می باشد و خود سیدبن طاووس، در شان او چنین می نویسد: پدر بزرگم «ورام بن ابی فراس»، از کسانی بود که به افعالش اقتدا می شد (روضات الجنات، ج 4، ص 337). http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4227/4312/30639
4.      http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910802001322
5.      کتاب امام زمان (عج) و سید بن طاووس، نوشته ی سید جعفر رفیعی؛ http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/4313/30670
6.      اللهوف علي قتلي الطفوف، سید بن طاووس، نشر مطهر، 1377‏ش، با ترجمه اشتهاردي، به نقل از: زهر الربيع، ص‏22.
7.      کتاب طاووس باغ، نوشته ی مریم ضمانتی یار؛ http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4227/4319/30832
8.      مقاله ی سید بن طاووس و امام زمان (عج)، سایت موعود.

پژواک


 
نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

خاطرات یک جاسوس

 

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...