• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow گفت‌و‌گو arrow عروسک, فرهنگی ترین اسباب بازی
عروسک, فرهنگی ترین اسباب بازی چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 2
بدعالی 
04 مرداد 1387 ساعت 10:14
 گفت و گويي صميمانه با استاد قادري:
مجید قادری, مدیر مرکز سرگرمیهای سازنده کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان, که بسیاری او را با عروسک های دارا و سارا می شناسند. هنرمندی که با شناخت وضعیت فرهنگی جامعه با وجود همه موانع تمام تلاشش را برای برو بچه های این سرزمین به کار می بندد, چه با کارهای هنری اش, چه با استادی دانشگاه و چه با فعالیت هایش در کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان. مصاحبه اختصاصی مستور را با این معلم هنرمند, که بیشتر حول مباحث فرهنگی مربوط به عروسک ها پیش رفت  بخوانید.

 
مستور: لطفا كمي راجع به خودتان و سوابق كاريتان براي ما صحبت كنيد ؟


نمي دانم از كجا شروع كنم  فعاليت هاي فرهنگي من مثل هم دوره هايم از انقلاب شروع شد و عمده ي فعاليت هاي من با كارهاي هنري و تجسمي و پوستر و ...شروع شد كه اينها به دو دوره ي انقلاب و جنگ تحميلي تقسيم مي شود و از سال 70 وارد كار هاي كانون پرورشي و فكري كودك و نوجوان شدم وتصميم گرفتم در حوزه ي طراحي سرگرمي هاي سازنده  وارد عمل شوم و آن ارتباط نزدیکی با رشته ی تحصیلی من دارد

مستور: پس یعنی شما این جا رو راه انداختید؟

 نه من اینجا رو  راه ننداختم ولیکن سعی کردم  فعالیت های این مرکز را که از سال 62 آغاز شده بود و به نظر من از سامان تخصصی بر خوردار نبود سامان دهم  از اون زمان هم رنگ و بوی کارهای این مرکز تغییر کرد وما تولیداتی در زمینه های مختلفی داشتیم . در واقع یک دوره از فعالیت های من مربوط به کارهای هنری بود  یعنی  من را به عنوان یک شخصیت هنری می شناسند واز یک دوره هم فعالیت های مدیریتی توامان با طراحی و....
اما در همه ي اين زمان ها ارتباط خود را با دانشگاه  حفظ  كردم چون اين ارتباط را هم براي خود و براي تعامل با نسل جوان لازم می  دانستم و هم براي انتقال تجاربم به جوان ها.

مستور : درحال حاضر به چه كاري مشغول هستيد ؟


مسئول بخش سرگرمي هاي سازنده ي كانون پرورشي و فكري كودك و نوجوان

مستور: سر و كله ي دارا و سارا از كجا پيدا شد ؟

من سال 75 در حوزه ي آسيب شناسي  اسباب بازي ها و عروسك ها بررسي  اي كردم و متوجه شدم كه بچه هاي  ما در حوزه ي  اسباب بازي ها  به  تفكيك جنسيت  دچار ريزش هاي فرهنگي ، اخلاقي  ، جسماني و سلامتي و.... هستیم . در حوزه ي دختر بچه ها بالاترين گرفتاري در حوزه ي عروسك ها و در حوزه ي پسر بچه ها بالاترين گرفتاري بازي هاي رايانه اي بود.

مستور:عروسك ها چه گرفتاري اي مي توانند ايجاد كنند ؟

شما  برای دانستن پاسخ این سوال باید یک سری مقدمات را بدانید  . اسباب بازی یک کالای فرهنگی است مثل ساير كالا هاي فرهنگي از قبيل كتاب ،فيلم ، انيميشن و هر فعاليت فرهنگي اي كه ميشناسيم  وعموما اين نگاه در جامعه ي ما ضعيف بوده و هست و با وجود تلاش هايي كه در اين زمينه  انجام شده باز هم نگاه خانواده ها  به اسباب بازي نگاه فرهنگي نيست و خیلی سطحی و عادی می بینند و حتی به  بود و نبود  و  چگونه بودن آن  هم دقت نمی کنند  و ما چون صاحب صنعت اسباب بازي نيستيم  مصرف كننده ي اين كالا از ديگر كشور ها هستيم و اين كه مي گويم كشور هاي ديگر عمدتا هم غرب است ولو اينكه چين بسازد چون در واقع جریان تولید صنعتی اسباب بازی در چین متمرکز شده  ولی جریان فرهنگی آن دست غربی هاست و خیلی هم قوی روی آن کار می شود  و به تعبیر من  اگر در نظر بگيريم اسباب بازي  يك كالاي فرهنگي است فرهنگي ترين كالا در اين بين آنها  عروسك است خصوصا عروسك ها يي باشخصيت انساني كه تاثير زيادي در شكل گيري شخصيت دختران  و روح و روان آنها دارد و با بررسي روانشناسان  تربيتي مشخص شده كه اين تاثيرات كاملا نا محسوس خواهد بود چون همان طور که می دانید عروسک ها  تقسیم بندی های مختلفی با توجه به  نوع شخصیت های  آنان (انسانی ،حیوانی و فانتزی) و همین طور با توجه به روش های تولید و مواد اولیه و شیوه های ارائه ی آنها  دارند  و علی کل حال بالاترین تاثیر پذیری در شکل گیری شخصیت دختر بچه های دنیا  از جانب عروسک های با شخصیت انسانی  است یعنی وقتی که دختر بچه ها در تعامل با عروسک قرار می گیرند در واقع فضای روحی و شخصیتی آن عروسک را در یافت می کنند  و در واقع مصرف کننده ی ، شخصیت پنهان طراح آن عروسک، در ارتباط با عروسک هستند حالا در نظر بگیرید ما  این  مسائل را متوجه می شویم و بسیاری از روانشناسان نیز به این موضوع پرداخته اند و بحث انحصاری ما نیز نبوده و ما خیلی از بررسی هایی که انجام می دادیم با توجه به دیدگاههای روانشناختی و علوم تربیتی در ارتباط با عروسک هاست و در نهایت متوجه شدیم  که دختر بچه ها از عروسک ها تاثیر زیادی می پزیرند و البته این تاثیر کاملا نا محسوس است و این تغییرات به مرور زمان خود را نشان می دهد مخصوصا در دوره ای که آنها به سن انتخاب می رسند  و به طور ناخود آگاه رنگ بلوند برایشان ایده آل  و یا چشم آبی شاخص زیبایی می شود  و در کل این طور پوشیدن ، این طور لوازم داشتن و این طور زندگی کردن ایده آل می شود . گرفتاری بیشتر در ارتباط با عروسک هایی با  شخصیت انسانی  که القا کننده ی شخصیت بزرگسال هستند ،است . گاهی عروسک یک نوزاد یا بچه ی شش ماهه  ویا دو  ساله است  اما گاهی دارای شخصیت  هجده  ساله و یا بیست  ساله.است و در واقع  دختر ایده آل خود در بزرگ سالی را در آن عروسک می بیند مخصوصا که آن عروسک  با تبلیغات جنبی  همراه باشد  ؛ یعنی گاهی شما به یک فروشگاه می روید و از یک عروسک خوشتان می آید و آن را می خرید  وآن عروسک تابع هیچ جریان فرهنگی ای نیست اما بعضی عروسک ها را به دنبالش می روید و این علاقه  در اثر تبلیغات جنبی و شهرتی است  که پیدا کرده  مثل باربی مدل فلان یا عروسک برس مدل فلان و ...

 این عروسک ها جریان های متفاوتی دارند و القائات فکری و فرهنگی فقط به خود عروسک منحصر نمی شود زیرا در  بازار CDهای فیلم و گیم آن هم رایج می شود و تبلیغات جهانی از طریق ماهواره را نیز باید به آن اضافه کرد  بعد می بینیم که  یک  مجموعه فعالیت ها و تولیدات فرهنگی از طریق  این عروسک به بچه ها خوراک ذهنی و فکری می دهد و بعد ها نتیجه ی آن را در رفتار های دختر بچه ها می بینیم و متوجه می شویم دخترانی با فرهنگ های متفاوت دارای آرزو ها ،سلیقه ها و اهدافی مشترک هستند مثلا کسی که در آسیای دور زندگی میکند با کسی که در خاور میانه وآمیکا زندگی می کند با وجود فاصله ی زیاد موجود بین آنها دارای آمال وآرزو های یکسان هستند.

البته توجه داشته باشید که در سال 75 که من عرض می کنم این قدر توسعه ی ابزار های فرهنگی غرب در کشور ما زیاد نبود ،در آن زمان تازه بحث خطرات ماهواره مطرح شده بود و ماهواره به عنوان یک منبع اطلاع رسانی قوی در دسترس عامه ی مردم نبود ویا در حوزه ی بازی های رایانه ای  و پسر بچه ها ،اوج بازی ها کاتریجوی سگا  بود وآن همه گرفتاری در زمان خودش به وجود آورده بود وCDو امکانات نرم افزاری و سخت افزاری اصلا به اندازه ی امروز نبود و در آن شرایط که ما درگیر گرفتاری های دوره ی سازندگی بودیم و معاش مردم خیلی سخت بود و رفاه آینقدر توسعه نیافته بود ،پرفروش ترین عروسک در تهران و شهر های بزرگ باربی بود البته باربی یکی از شاخصه های این قبیل عروسکهاست ونه اینکه بگویم انحصارا باربی تاثیر گذار است ولی چون در این پروژه سرمایه گذاری کلانی در جهت تغییر جریان فکری در نسل مخاطب خودش شده    و این آسیب شناسی به جایی رسید که  دیدیم مثلا وقتی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها از سفر روحانی حج بر می گردند برای نوه هاشان باربی می آورند و این تعارض بزرگ ناشی از عدم شناخت است  و خوب است که بدانید باربی مظهر زن آمریکایی است چون خود اروپایی ها بر علیه باربی شخصیت های مختلفی را مطرح کردند مثل سندی که آنرا یک شرکت انگلیسی درست کرد و بر خلاف باربی مثلا دارای مو های مشکی بود .ولی همه ی این ها (سندی و باربی و...)  برای ما به عنوان یک کشور انقلابی و اسلامی  فرقی نمی کند اما این مهم است که ما اینها را بشناسیم چون حتی تفکرات جهانی آمریکایی ها با اروپایی ها نیز با هم تعارض دارد در هر صورت ما در این بازی هم بر خوردیم در آن زمان بود که من متوجه شدم که ما در حوزه ی این کالا های فرهنگی ضروری در ارتباط با دختر بچه ها مون اصلا عروسک ایرانی نداریم از این جا بود که سر و کله ی دارا و سارا پیدا شد .


مستور:  واقعیت این است که با وجود این که این مساله اینقدر مهم است اما ما از طرفی شاهد قیمت نسبتا بالای عروسک های دارا و سارا نسبت به برخی از عروسک های باربی که در بازار موجود است ،هستیم وشاید خرید دارا و سارا به عنوان یک عروسک ایرانی برای همه ی اقشار جامعه ممکن نباشد.

بحث های اقتصادی در این حوزه بسیار فنی و پیچیده است وشما در دنیای صنعتی به هر میزانی که تولید بیشتری از یک کالا داشته باشید هزینه های سر بار سرمایه گذاری شما به صفر نزدیک می شود اما هر چه تولید کمتر باشد این هزینه ها در آن تعداد توزیع می شود الان می بینیم  در هر ثانیه 2عروسک باربی به فروش می رسد و یک تیراژ میلیونی دارد خوب معلوم است که مبلغ عروسک هم به همان اندازه پایین می آید و الان ما کمترین عروسک باربی اصل را 35000 تومان می خریم که همه هم ساخت چین است و در حال حاضر 11 کارخانه خارج از آمریکا درحال تولید باربی است که 9 کارخانه در چین قرار دارد و چین این عروسک ها را با کیفیت های مختلف می سازد و صادر می کند  قیمت این عروسک ها با کیفیت فوق العاده پایین 4تا5 هزار تومان است وقیمت سارا و دارا با این کیفیت در مقایسه با عروسک های خارجی قیمت مناسبی است .در واقعه زمینه های روانی مردم واینکه عروسک چون ملی است و چون در چین ساخته شده پس باید ارزان باشد و دچار شک روانی می شوند که چرا دوازده و پانصد است .

البته ما یک وقت کالایی را داریم که قیمت حقیقی آن پنج هزار تومان است اما هفده  هزارتومان فروخته می شود و می گوییم گران است اما گاهی قیمت کالا ده هزار تومان است و دوازده هزار تومان فروخته می شود یعنی ارزش آن کالا همین است حتی اگر همه کس نتواند آن را بخرد که سارا و دارا از نوع دوم است وقیمت جهانی دارا و سارا با این کیفیت و این ابعاد تقریبا نصف قیمت جهانی روز است و خارجی ها آنرا خیلی خوب می خرند و به نظرشان قیمت مناسبی دارد اما ما در نوع دوم دارا وسارا تمهیداتی را در نظر گرفته ایم که با قیمت پایین تری عرضه شود.


مستور : فکر می کنید دارا و سارا جایگاه خود را بین بچه ها پیدا کرده است ؟

 نه ولی زمان می خواهد داراو سارا در حوزه ی تفکر و جریان فرهنگی شروع خوبی داشته ولی راه طولانی ای را در پیش دارد تا دارا و سارا مطابق باایده آل ذهنی من در دست دختر بچه ها قرار بگیرد و در واقع بحث فیزیک این عروسک ها نسبت به جریان فکری آنها در درجه ی دوم قرار می گیرد و اگر توجه به این هنوز به وجود نیامده به دلیل بیمار بودن نظام فرهنگی کشور است که این موضوع هنوز جا نیفتاده است اما برای یک شروع خوب بوده چون حتی اگر شما از نسل های قبلی خودتون هم بپرسید هیچگاه ما یک عروسک در سطح انبوه تولیدی نداشته ایم اگر چه درزمینه عروسک های بومی و محلی بسیار غنی بوده ایم مثل عروسک  مبارک،پهلوون ، الماس و...

مستور: چرا همان طرح های محلی(نظیر مبارک و ...) را به تولید نمی رسانید؟


چرا ما این کار را کرده ایم در کانون عروسک مبارک ویا مجموعه ی بیست تایی عروسک های بند انگشتی و... تولید شده است  .

مستور : تاثیر فعالیت هایتان را در عرصه فرهنگی چه طور ارزیابی می کنید؟


در واقع نیاز عروسکی بچه های ما از شش ماهگی تا دوازده سالگی است به خصوص چون در فرهنگ ما دختر ها خیلی زود خانم می شوند و به موازات دختر ها پسر ها نیز به عر وسک  نیاز  دارند وبر خلاف  اینکه  در فرهنگ  ما  این را قبیح می دانند و خیلی از گرفتاری های رشد عاطفی پسر بچه ها (EQ) ناشی از این است که در دوران طفولیت عروسک بازی نکرده اند و در نتیجه در زندگی اجتماعی و بزرگسالیشان دچار مشکل می شوند وحتی دیگران را نیز دچار مشکل می کنند . در این یازده ونیم سال نیاز به عروسک در دختر ها حداقل باید پنجاه شخصیت عروسکی را تجربه کنند که دارا و سارا فقط یکی از این پنجاه شخصیت است . و در واقع ما منتظر هستیم که سایر نهادها (خصوصی و دولتی ) وارد این حوزه شوند که تا حدی صدا و سیما وارد این عرصه شده است هرچند این حرکت ها ضغیف است اما در عین حال ارزشمند است و ما در تجربه ی عروسک های داراو سارا بسیار نوپا هستیم یعنی مثلا باربی پنجاه سال دارد اما داراو سارا تازه شش سال دارد البته این حرف به این معنا نیست که ما بخواهیم ضعف های خودمان را بپوشانیم اما نباید زود مورد مقایسه قرار بگیریم .

ما پس از درکی که از این آسیب ها پیدا کردیم سعی کردیم دو کار را توامان انجام دهیم یکی روشنگری. این کار بی اثر هم نبوده حداقل تا آنجا پیش رفتیم که در نظام فرهنگی کشور شورای نظارت بر اسباب بازی بوجود آمد که این شورا وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی واز طرفی هم بحث اهمیت اسباب بازی وسلامت بچه ها  را مطرح کردیم نتیجه ی آن هم این شد  که موسسه ی ملی استاندارد با همکاری کانون اقدام به تدوین استاندارد اسباب بازی  کرد و از سال 82 استاندارد اسبتاب بازی اجباری شد.

مستور : شما در کارهای حرفه ایتان چه جایی برای فرهنگ مهدوی و مهدویت داشته اید ؟
   
همه جای کار های من ،از عروسک ها گرفته تا کارهای هنری ای که قبل انقلاب انجام داده ام . من هیچکدام از اینها را منفک از جریان مهدویت نمی بینم چون در نظام فکری و فرهنگی که در حوزه ی مهدویت قرار دارد شما باید یک نگاه جامع  داشته باشیدو وقتی نگاهتان جهانی است باید تمام جوانب نیاز های بشری را به تفکیک اقوام و نژاد ها وجغرافیای بشری پاسخگو باشید ؛اگر پاسخگو هستید پس نگاهتان مهدوی است .اما اگر یک بعدی بودید ودر واقع اگر یک روزنه وکانال بسته را در آن حوزه در نظر بگیرید ولو اینکه آن کار اسم یابن الحسن هم داشته با شد من اصلا آن جریان را نمی توانم مهدوی ببینم چون به گونه ای نیست که به درد جامعه ی بشری بخورد ودر واقع تلاشم در آن حوزه با این تحلیل اصلا از مهدویت جدا نبوده است

مستور: مهم ترین نقصی که شما در دستگاه های فرهنگی که به نوعی مسول  تربیت نسل جوان هستند می بینید ،چیست؟

اینکه مخاطبشون رو نشناختند و اینکه نظام فرهنگی ما به شدت سیاسی است و این به عنوان یک چالش بسیار بسیار مهم است اصل این است که جریانات سیاسی منبعث از جزیانات فرهنگی باشد اما در کشور ما برعکس است و به همین دلیل در جریانات فرهنگی چندان  موفق نشده ایم .نظام فرهنگی ما جریان ایجاد نمی کند بلکه دائما به دنبال سپر و سرپوشی است که در مقابل حملاتی که می شود کمتر آسیب ببیند و وقتی شما در موضع انفعال هستید هیچ وقت نمی توانید جریان ایجاد کنید و بالعکس زمانی می توانید جریان ایجاد کنید که 1 فعالیت های فرهنگی منبعث از جریانات سیاسی نباشد.
 2  باید به آدم هایی که از جنس فرهنگ و فعالیت های هنری هستند امکانات و اختیار داده شود وآنها با مخاطب شناسی و شناخت دنیای امروز افسار جریانات فرهنگی را به دست بگیرند وبعد به خودی خود ما شاهد یک تحول عظیم خواهیم بود واین هم یک تجربه ی ملموس است زیرا چون حضرت امام خمینی تمام حرکتشون فرهنگی بود و سیاست در ارتباط با امام منبعث از جریان فرهنگی و اندیشه ی ایشان بود . و ما شاهد  تحول در نگاه ،آرمان و ...در نسل جوان که تحت تاثیر 50 سال تباهی فرهنگی زمان شاه بودند شدیم و این موضوع شعاری نیست چون تجربه شده است.

مستور : چه چاله چوله هایی را جلوی راه جوان ها می بینید ؟


موانع بسیار زیاد است ولی مهم ترین آن ها (تعارض )است .در علوم تربیتی و روانشناختی خطر ناک ترین حالت به لحاظ روانی و رفتاری تعارض است .مثل اینکه فرد یک طوری فکر می کند ولی به گونه ای دیگر زندگی می کند ویا یک طور فکر می کند و یک طور زندگی می کند و به گونه ای دیگر آرزو می کند و برای مثال بیشتر کسانی در تصادفات دچار سانحه می شوند که نمی دانند که باید ترمز کنند یا گاز بدهندو حرکت کنند و در کل اگرانسان تحلیل نداشته باشد دچار تعارض می شود یعنی نمی داند که سمت راست خیر و صلاحش است یا سمت چپ. واین فرد بسیار آسیب پذیر می شود و من گاهی به جوان ها می گویم ،که اگر به اینجا رسیدید به یک سمت بروید حتی اگر آن راه اشتباه باشد چون در این صورت عوارض کمتری را خواهی دید .جوان های ما نیز  امروزه دچار تعارض هستند چون دنیای ذهنی و آرزو هایشان را چیزی مثل ماهواره می سازد و صبح که بلند می شوند با دنیایی کاملا متفاوت از چیزی که چند ساعت پیش با آن مانوس بوده اند مواجه می شوند و این تعارض نوعی سرشکستگی را در پی دارد و باعث اعتراض و احساس بیهودگی می شود و ما باید سعی کنیم که جوان ها را از  موضع تعارض  وارد موضع فعال کنیم  تا بتوانند خودشان مشکلاتشان را حل کنند

مستور:  توصیه ی شما به والدین و بزرگتر ها چیست؟


یکی از گرفتاری های ما این است که فاصله ی بین افراد خانواده زیاد است یعنی اگر اعضای خانواده حقیقت خانواده را به اندازه ی چند ساعت درک کنند وبا هم تعامل داشته  باشند و با هم حرف بزنند و این امر یک اکسیر بسیار بسیار  نورانی است که بسیاری از گرفتاری ها را حل می کند آنچه که ما در خانواده ها گرفتارش هستیم این است که جوهره ی خانواده ها از بین رفته وفقط پوسته ی آن به جا مانده  وودیگر تعاملی  نه تنها میان فرزندان با پدر و مادرشان  بلکه میان خود مادر و پدر نیز نیست و در این حالت همه احساس می کنند که در زندگی ضرر کرده اند و دیگر حلقه ی ارتباط  میان آن ها نیست .پس اینکه با هم دیالوگ داشته باشند و این فرهنگ را به وجود بیاورند ..ودیالوگ این نیست که  یکی حرف بزند و دیگران گوش دهند در واقع فرصت دادن به دیگران که آنها نیز حرف بزنند .مهم حرف زدن است مهم این نیست که چه حرفی می زنند وحرف دیگری موافق آن هست یا نه و اگر این فرهنگ جا بیفتد همه همدیگر را به صبر توصیه می کنند و هیچگاه کسی احساس تنهایی نمی کند .

در این سایت می توانید اطلاعات بیشتری ازعروسک های دارا و سارا به دست آورید.

مصاحبه کننده: اریحا

نظر
افزدون جدیدجستجو
نرگس () 2010-06-01 07:40:05

:kiss: :D :unsure: :P
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...