• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات arrow حضرت زهرا(س) غاصبان را نبخشیدند
حضرت زهرا(س) غاصبان را نبخشیدند چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
23 اسفند 1392 ساعت 12:59
شاید یکی از عجیب ترین وقایع تاریخی، در اسلام، میزان احترامی (!) است که مردم مسلمان به پیامبر خود و فرزندان او می گذاشتند. آن رسول مهربان (صلی الله علیه و آله) نه تنها در طول دوران زندگی خویش از دست مردم نادان و بی ادب رنج کشید؛ بلکه پس از رحلت ایشان، فرزندانشان، گرفتار بی رحمی و قساوت کسانی شدند که خود را جانشین رسول خدا(ص) می نامیدند. سؤالی اینجاست که مگر مردم مدینه، رفتار خلفا را با حضرت زهرا(سلام الله علیها)، ریحانه ی رسول خدا(ص)  نمی دیدند که دست به بیعت با آنها زدند؟!

برای بررسی رفتار خلفا و پاسخ به این سوال به سراغ «مریم مدرّسی»، کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث رفتیم و با او بر سر این موضوع به گفت و گو نشستیم. با ما همراه باشید تا گوشه ای از رفتار خلفا با برترین زن عالم(س) را به بحث بنشینیم.

مستور: سلام. ایّام فاطمیه را خدمت شما تسلیت عرض می کنیم. به عنوان اوّلین سؤال، به طور کلی امّت رسول خدا(ص) پس از رحلت ایشان، چه رفتاری را با فرزندان ایشان پیش گرفتند؟
مدّرسی: سلام. من هم این ایّام جانسوز را خدمت خوانندگان محترم تسلیت عرض می کنم.  اگر بخواهیم رفتار مردم را بر اساس فرمایشات و سفارشهای ویژه ی پیامبر اعظم(ص) به تصویر بکشیم، تصویر ناخوشایندی خواهد داشت. شاید بشود گفت تنها خواسته ی رسول خدا(ص) از مردم، «مودّت با خاندانشان» بود و مهم ترین تاکید ایشان بر ولایت و جانشینی حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام). هر دو این سفارشات، درست پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت(ص)، یعنی زمانی که پیکر ایشان هنوز دفن نشده بود، زیر پا گذاشته شد. البته عدّه ای در این ماجرا رهبری ستمگری رو بر عهده داشتند و باقی مردم غالباً ناظر بودند و حرفی نمی زدند.
 
مستور: چرا مردم حرفی نمی زدند؟ مگر در حقّانیت این خاندان شکّی داشتند؟
مدّرسی: نمی شود با قطعیّت گفت شک داشتند یا نداشتند؛ مسئله به تردید، تبلیغات علیه امیرالمؤمنین(ع) و تهدیدهای موجود در مدینه برمی گشت.
وضعیّت موجود اینگونه بود که اوّلاً ابوبکر، چهره ی معروفی بود که در مدینه به عنوان کاتب قرآن و سابقه دار در دین اسلام شناخته شده بود. تردید میان «یار پیامبر» و «فرزند پیامبر»، مشکل اوّل بود.

ثانیاً به گونه ای که حقّانیت امیرالمؤمنین (ع) بر ما روشن است، برای عربی که تازه از جاهلیّت بیرون آمده بود، روشن نبود. آنها هنوز هم معتقد بودند که جانشینی حقّ شیوخ (پیران) است و وقتی حضرت ختمی مرتبت(ص) رحلت کردند، حضرت علی(ع) جوان بودند. پس فهم ناقص از اسلام هم مشکل دوم بود.

ثالثاً اوضاع مدینه پر از خشونت بود. شیخ مفید (ره) در کتاب خودشان به نام «جمل» این موضوع را نقل کردند که قبیله ی «بنی أسلم»، به مدینه وارد شدند و به بهانه ی خرید و فروش، چماق به دست و تحت رهبری عمر بن خطاب، شهر را قُرق کردند. کار به جایی رسید که وقتی در سقیفه، خلافت ابوبکر قطعی شد، این قبیله مردم را به زور در مسجد جمع کردند تا با ابوبکر بیعت کنند.

البته در این هم شکّی نیست که اگر مردم ایمان خود را حفظ می کردند و امیرالمؤمنین (ع) را یاری می دادند، ما با فاجعه ی ایّام فاطمیه رو به رو نمی شدیم.
 
مستور: یعنی وقتی مردم میدان را خالی کردند، این مصیبت بر خاندان رسول خدا(ص) وارد شد؟
مدرّسی: بله. مردم تاثیر به سزایی داشتند. بعد از رحلت رسول خدا(ص)، حضرت علی(ع) نقل می کنند که با مردم صحبت کردند و با آنها قرار گذاشتند که اگر با امر ولایت ایشان موافقند، با سر تراشیده در مسجد حاضر شوند. ولی صبح فردا فقط سه تن در مسجد حضور پیدا کردند. کار به جایی رسید که به فرموده ی امیرالمؤمنین(ع)، شبها، حضرت علی(ع) دست حسنین(ع) را می گرفتند و حضرت زهرا(س) را سوار بر مرکبی می کردند و خانه های مدینه را یک به یک سر می زدند تا بیعت بگیرند. وقتی این خبر به مدّعیان خلافت رسید، ابوبکر دستور داد که عمر بن خطاب و جمعی دیگر از وفاداران به او به خانه ی تحصّن کنندگان – که همان خانه ی حضرت زهرا(س) باشد- حمله کنند و به هر قیمتی بیعت بگیرند. البته ناگفته نماند که این تحصّن کنندگان غیر از خانواده ی حضرت زهرا(س)، تنها چهار یا پنج نفر بودند: سلمان، مقداد، ابوذر، زبیر و عمّار.

حضرت علی(ع) جمله ی معروفی دارند که پاسخ سوال شماست. ایشان می فرمایند: «اگر چهل نفر برايم ممكن مى شد، جمعيت شما را متفرق مى ساختم؛ ولى خدا لعنت كند اقوامى را كه با من بيعت كردند و سپس مرا خوار نمودند.»
 
مستور: البتّه به احتمال زیاد، برخی از برخورد خلفا با حضرت زهرا(س) به گوش خوانندگان ما خورده است؛ ولی آیا ممکن است به چند برخورد نامناسب خلفا با دردانه ی رسول خدا(ص) اشاره کنید؟
مدرّسی: واقعاً اینقدر برخوردهای جسارت آمیز آنها با حضرت زیاد است که آدم نمی داند از کجا شروع کند...
شاید بدترین برخورد، زمانی بود که درِ خانه را آتش زدند. علّامه عسکری در کتاب «سقیفه» با تکیه بر احادیث اهل سنّت این واقعه را شرح داده است که من بخشی از آن را برای شما نقل می کنم.

در روایتی آمده است، زمانی که عمر بن خطاب، با شعله ی آتش در مقابل خانه ی حضرت زهرا(س) ایستاد و تهدید کرد، حضرت فرمودند: «ای پسر خطاب! آمده ای تا خانه ی مرا آتش بزنی؟» عمر با گستاخی گفت: «هیچ کس نزد پدرت، محبوب تر از تو نبود؛ ولکن این مرا منع نمی کند، چنان که این گروه نزد تو جمع شوند، که فرمان دهم خانه را بر تو آتش زنند.»
یا در روایتی دیگر آمده است که عمر فریاد زد: «قسم به خدایی که جانم در دست اوست بیرون می آیید یا خانه را با هر که در آن است آتش می زنم!» به عمر گفتند حضرت فاطمه زهرا(س) در خانه است و او گفت: «باشد! خانه را آتش می زنم!»

حالا ما فرض کنیم که آن لگدی که عمر بن خطاب به در زد، یا آن سیلی یا آن ضربه ی قلاف شمشیر را کسی ندید. این داد و فریاد ها را که مردم می شنیدند! خود عمر در نامه ای که برای معاویه نوشته بود، توضیح داده بود و گفته بود:

«همان دم [حضرت زهرا(س)] دستش را از در بیرون آورد تا مرا از ورود به خانه باز دارد، من او را دور نموده و با شدّت در را فشار دادم و با تازیانه بر دستهای او زدم تا در را رها كند، از شدّت درد تازیانه ناله كرد و گریست، ناله ی او به قدری جانكاه و جگر سوز بود كه نزدیك بود، دلم نرم شود و از آنجا بازگردم، ولی به یاد كینه‎ های علی و حرص او بر كشتن قریشیان افتادم. با پای خودم لگد بر در زدم؛ ولی او هم چنان در را محكم نگه داشته بود كه باز نشود. وقتی كه لگد بر در زدم، صدای ناله ی فاطمه  را شنیدم و این ناله طوری بود كه گمان كردم مدینه را زیر و رو كرد.»

خداوند، ظالمان به این خاندان را لعنت کند. این به واقع کار شیطان بود. این کارها فقط از همان کسی بر می آید که وقتی رسول خدا(ص) در اواخر عمر شریفشان دوات و قلم خواستند تا ولایت امیرالمؤمنین (ع) را مکتوب کنند، فریاد زد و به اطرافیان گفت: «(نعوذاً بالله) رسول خدا هزیان می گوید!»
 
مستور: از ابوبکر بن ابی قحافه چطور؟ آیا برخوردی از او داشتیم که با خشونت و بی احترامی همراه باشد؟
مدرّسی: خوب است همین جا به نکته ی ظریفی اشاره کنم. ابوبکر، در تاریخ به خشونت مشهور نبود. او دستور می داد، تبلیغات می کرد و به اصطلاح «بزن بهادر» ماجرا، عمر بود. ولی ابوبکر هم در ماجرای فدک توهین بدی به حضرت زهرا(س) کرد که مردم شاهد آن بودند.

وقتی حضرت زهرا(س)، مالشان (یعنی فدک) را مطالبه کردند، ابوبکر، به آن حضرت گفت: «برو شاهد بیاور!» دیگر توهین از این بالاتر؟! حضرت علی(ع) پس از این که حضرت زهرا(س) گریان از ماجرای فدک نزد ایشان بازگشتند، با خشم به سوی ابوبکر رفتند و آیه ی تطهیر (ِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا) را قرائت کردند و فرمودند اگر مردم بر گناه فاطمه شهادت بدهند و تو او را حد بزنی کافر شده ای. چرا که خداوند شهادت بر پاکی فاطمه(س) می دهد و اگر تو نظر مردم را بر خداوند مقدّم کنی کافر شده ای.
مایه ی تأسّف است که بر اساس روایتی از امام صادق(ع) در کتاب «جامع احادیث شیعه» مردم از سخنان حضرت علی(ع) با ابوبکر متأثّر شدند و حق را به ایشان دادند. با این حال این خاندان را یاری نکردند. خداوند ان شاء الله همه ی ما را در مسیر هدایت ثابت قدم نگه دارد. براستی نگه داشتن ایمان سخت است.
 
مستور: آیا خلفا از اعتقاد خود برگشتند؟
مدرّسی: نخیر. چنانچه از برخورد قهرآمیز حضرت فاطمه زهرا(س) با آنها، در اوخر عمر شریفشان پیداست، آنها تا آخرین لحظه بر باطل پافشاری کردند.
علاوه بر این موضوع که بسیاری از مقاتل آن را نقل کرده اند، تشییع مخفیانه و محلّ دفن مخفیانه ی حضرت فاطمه(س) هم در خود پیام بزرگی دارد. این حرکت هوشمندانه ی حضرت به همه ی مردم تا قیامت هشدار داد که پاره تن رسول خدا (ص)، غاصبان را نبخشیدند.
 
مستور: برای آخرین سوال؛ آیا خلفا درباره ی محل دفن حضرت زهرا(س) پرس و جو کردند؟
مدرّسی: چرا. اتّفاقاً تصمیم گرفتند که تمام قبرهای تازه را نبش کنند تا حضرت را بیابند؛ ولی حضرت علی(ع) شمشیر کشیدند و خدا را سوگند یاد کردند که در صورت انجام این کار آنها را می کشند. آنها هم که می دانستند اگر حضرت علی(ع) قسم بخورند حتماً عملی می کنند، دست از ماجرا کشیدند. الا لعنت الله علی القوم الظالمین.
 
مصاحبه از پ.میعاد
 

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

بیعت با شیطان

فروشگاه اینترنتی

 

آخرالزمان

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...