• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow شعروادب arrow شاه کم سپاه...
شاه کم سپاه... چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
12 آبان 1393 ساعت 19:04
منبع: khattemomtad.irکشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده به میدان کربلا
گر چشم روزگار بر او زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا

نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بُستان کربلا

از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب و می مکد
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

زان تشنگان هنوز به عَیّوق(1) می رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا

آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

..بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشورِ (2) واهمه را در گمان فتاد

هم بانگِ نوحه، غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهوئی از دشت، پا کشید
هرجا که بود طائری(3) از آشیان فتاد

شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی اختیار نعره ی «هذا حسین» زد
سر زد، چنانکه آتش از و در جهان فتاد

پس با زبان پُر گله آن بضعة الرسول(4)
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
 
این کشته ی فتاده به هامون(5) حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این نخلِ تر، کز آتش جانسوزِ تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این غرقه ی محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست

این خشک̊ لب فتاده ی دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون(6) حسین توست

این شاه کم سپاه که با خیل اشک و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب طپان (7) که چنین مانده بر زمین
شاه شهید، ناشده مدفون حسین توست

چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد

...ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای

بر طعنت این بس است که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای

ای زاده ی «زیاد» نکرد است هیچ گه
نمرود این عمل که تو شدّاد کرده ای

کام یزید داده ای از کشتن حسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای

بهر خسی که بار درخت شقاوت است
در باغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای

با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای

حلقی که سوده (8) لعل لب خود نبی بر آن
آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای

ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشر درآورند

پی نوشت:
1.    نام ستاره ای نورانی در صورت فلکی ارابه ران در امتداد کهکشان راه شیری؛ نماد فاصله و دوری. (فرهنگ معین)
2.    شور و نشور یعنی زنده شدن مردگان در قیامت.
3.    طائر یعنی پرنده.
4.    بضعه یعنی پاره جگر و بضعة الرّسول یعنی پاره ی دل پیامبر (عزیز دل پیامبر)(ص).
5.    هامون یعنی صحرا.
6.    جیحون یعنی رودخانه.
7.    طپان یعنی مضطرب و آشفته حال.
8.    سوده از مصدر سودن به معنای ساییدن و لمس کردن است.


بخشی از ترجیع بند «محتشم کاشانی»

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...