• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow ویژه نامه arrow ویژه نامه پیامبر عاشورا، زینب کبرا (س)
ویژه نامه پیامبر عاشورا، زینب کبرا (س) چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 2
بدعالی 
21 آذر 1393 ساعت 15:36

 

مدینه
 مختصری از زندگی حضرت زینب (سلام الله علیها)
«امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، نزد رسول اکرم (صل الله علیه و آله) رفتند و فرمودند: «یا رسول الله! خدای تعالی دختری به من عنایت فرموده است. نامش را معین فرمائید.»
 القاب حضرت زینب(س)
وقتی زندگی بانوی بزرگوار، حضرت زینب(سلام الله علیها) را ورق می زنیم، با القابی رو به رو می شویم که یا از کودکی و در طی دوران به ایشان نسبت داده شده و یا در جریان کربلا و بعد از این واقعه به حضرت نسبت داده اند.

زینب(س)، فهمیده ی فهم ناشدنی
حضرت زینب(س)، آنچنان در مسیر اسارت خود خطبه خوانی می کردند که راویان به یاد امیر مؤمنان(ع)، استاد سخنوران عالَم می افتادند.(13) البتّه از دختر حضرت علی(ع) بعید نیست که چنین خطبه خوان و سخنور باشد؛ امّا نکته ی جالب توجّه اینجاست که بعد از سخنرانی حضرت زینب(س) در کوفه، امام سجّاد ایشان را «دانای بی استاد» خواندند. بدین ترتیب، به همگان ثابت کردند که عمّه ی سادات، از علم خدادادی بهره مند هستند.(14)
  به شرط حسین (ع)
عجب بوالفضولی بود این مرد. به خانه ی حضرت علی (ع) آمده بود برای خواستگاری. آن هم برای خواستگاری زینت پدر (س).
اشعث بن قیس باد به غبغبش انداخت و گفت: می خواهم از تو، دخترت زینب را خواستگاری کنم.
امیرالمومنین، حضرت علی (ع) چهره شان سرخ شد و با ناراحتی فرمودند:
 حضرت زینب(س) در خانه وحی
«پدر بزرگ! خواب وحشتناکی دیدم. دیدم که بادی شدید وزید و دنیا را تاریک و ظلمانی کرد و من در میان آن طوفان، به این سمت و آن سمت می افتادم.
  زینب شاهد رحلت رسول خدا (ص)
زینب پنج سال بیشتر نداشت. در گوشه ای ایستاده بود و شاهد گفتگوهای رسول خدا (ص) با فرزندانشان بود. پدربزرگ (ص) سرشان را روی پای حضرت امیر المومنین (ع) گذاشته بودند و گویی داشتند اسرار رسالت به سینه ی امام (ع)  منتقل کنند.
زینت پدر (س) در سوگ پدر
ندای آسمانی در همه ی شهر شنیده شد: « قد قتل مرتضى تهدمت و الله اركان الهدى»
صدای جبرئیل (ع) بود که بی تاب می گفت: «على (ع) را كشتند. والله، اركان هدايت را از بين بردند...».
زینب (س) در عزای مادر سیاه پوش می شود
شب عجیبی بود، عده ای از خدا بی خبر پشت در خانه ی دختر پیغمبر (ص) ایستاده بودند و می خواستند حضرت علی (ع) را برای گرفتن بیعت به مسجد ببرند.

صبور باش زینب(س)، حسن(ع) هم رفت

نانجیب هم زیادی بود برای نامیدنش. بالاخره زهر خودش را ریخت و امام حسن (ع) را به شهادت رساند.  امام حسن (ع) هر لحظه چهره اش سبز تر از قبل می شد و با هر بار تهوع، بخش هایی از جگرشان از بدن جدا می شد.

صدای گریه ی نوزاد در خانه حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) پیچید. امام حسین (ع) که خودش سه چهار ساله بود، سریع به سمت خانه رسول خدا (ص) رفت و گفت: پدر بزرگ! خدا به من خواهری عطا کرده است.
کربلا
یک خواهر مثل زینب(س)
می گفتند بعد از حاکم مدینه، در دارایی و ثروت بالاترین بودند. غلامان و کنیزان بسیاری در خانه شان خدمت می کردند و بهترین امکانات آن روزها برایشان فراهم بود. اما خدا می داند که چه عشق بزرگی در قلب این زن بود که همه ی این آسایش و خوشی را رها کرد و همراه برادر، شبانه از شهر گریخت.
  نائب حسین (ع) در عصر عاشورا
گویی وقتی لقبش را «عقیله» می گذاشتند، فکر این را هم کرده بودند که روزی، باید امور را به دست او بسپارند. به دست عاقل ترین زن. عاقل ترین زن و صبورترین آنها. اینگونه بود که مسئولیت کاروان در هم تنیده و مغشوش و سوخته، به عهده ی او افتاد.
سخت ترین مصائب زینب (سلام الله علیها) در کربلا
اى برادر! مصيبت شما بزرگتر است يا مصيبت حضرت آدم؟
خواهرم! آدم بعد از فراق حضرت حوا به وصال رسيد، اما من بعد از فراق به شهادت مى رسم.
اى برادر! مصيبت شما نسبت به مصيبت حضرت ابراهيم خليل در مقام مقايسه چگونه است؟
خواهرم! آتش به روى حضرت ابراهيم گلستان شد، اما آتش جنگ من سوزان گردد.
  تو مادر کاروان بودی
از رشادتهای بانوی کربلا در زمان اسارت زیاد شنیده ایم، اینکه چگونه در نبرد با یزید و ابن زیاد، پیروز میدان شد و چطور زنان و کودکان به اسارت رفته را آرام کرد؛ اما شاید کمتر از نقش مهم او در روزهای قبل از اسارت شنیده باشیم. از پرستاریهای ایشان بر بالین علی ابن الحسین (ع)، که آن روزها تنها زینب کبری (س) بود که توان پرستاری و رسیدگی به پسر برادر را داشت؛ از آماده کردن سربازان سپاه حسین (ع) برای رفتن به میدان؛ از دلداری دادن به زنان حرم که شوهران و پسرانشان را یکی پس از دیگری از دست دادند و از آرام کردن طفل شیرخواره ی رباب ...
کوفه
انقلاب زینب کبری(س) در سرزمین کوفه
زينب، دختر علىّ (ع) را در آن روز كه به سخن پرداخت ديدم؛ نديدم زنى با حيایی را كه سخنورتر از او باشد؛ گوئيا از زبان امير المؤمنين (ع) سخن مى‏ گويد. آن زن اشاره‌ اى به مردم كرد و فرمود: «خاموش باشيد»، نفس هاى مردم در سينه ‏ها حبس و جرس ها از صدا افتادند. بعد فرمود: حمد و ستايش شایسته ی خداوند است و درود بر جدّم محمّد و آل برگزیده و پاک او. امّا بعد. اى اهل كوفه! اى اهل نيرنگ و بى ‏وفایى! آيا مى‏ گرييد؟! هرگز اشك شما پايان نپذيرد و  ناله ‏تان فرو ننشيند....
 شیوه های تبلیغی زینب کبری(س)
حضرت زینب (س)، در امر رساندن پیام امام حسین(ع) به جهانیان، از سیاستهایی از جمله تحقیر دشمنان، تکریم دوستان، تحریک عواطف و مخاطب شناسی استفاده کردند. اصولی که امروز آن را «روان شناسانه» می نامیم.
 شام
سخت ترین مصیبتها، مصیبت شام
شکسته شدن بغض زینب (سلام الله علیها) همچون برخورد اوّلین قطره ی باران به زمین سخت نبود؛ بلکه همچون صاعقه می مانست. زینب(س) نفس˚بریده و تلخ، شکست. چشمش را دوخته بود به سَری که بدنی در دنباله نداشت. سری که تمام دل خوشی های زینب(س) به آن گره خورده بود. سر خونین و شکسته ی حسین(علیه السلام).
هفت مصیبت اعظم در شام
در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر آن، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:
1. ستمگران در شام، اطراف ما را به شمشیرهای برهنه و نیزه های استوار احاطه کردند و بر ما حمله می ‌نمودند. ما  را میان جمعیّتِ بسیار، نگه داشتند و ساز و طبل می‌ زدند.
سخنوری حضرت زینب(س) در شام
یک بار، فقط یک بار خطبه ی حضرت زینب کبرا‌(سلام الله علیها) را بخوانید تا بفهمید تمام حرفهایی که درباره ی سخنوری ایشان می گویند، تا چه اندازه درست و دقیق است. سخنانی که مردم بی وفا و معاویه پرست شام را، از خنده رویی به گریستن وا داشت.
غوغای زینب(س) در کاخ یزید
شهر یکپارچه از شور و شوق لبریز بود. مردان به هم تبریک می گفتند: «بالاخره اینهمه لعن علی بن ابی طالب بعد از نمازهایمان، تأثیر خود را نشان داد!»، «دیدی این خارجی ها را؟ یزید، فرزند خلف امیر محبوبمان معاویه، آنها را شکست و خُرد کرد».
 امان امان از شام... (دانلود صوت)
گلان وحی را پرپر که دیده؟            به گلشن طایر بی سر که دیده؟
تب و داغ و غل و زنجیر و دشنام      گلوی خشک و چشم تر که دیده؟
سوار ناقه با، بازوی بسته              زمین افتادن خواهر، که دیده؟
دوباره کربلا
اربعین؛ روز بازگشت به سوی حسین(ع)
صدای زینب(سلام الله علیها) صدای خون حسین(علیه السلام) بود. حسینی دیگر به میدان آمده بود، با آمادگی تام و ابزاری تمام. حسینی كه در كالبد زینب(س) خود را می ‏نمایاند.
احیاگر: دوباره کربلا
جابر خم شده بود و می گریست. عطیه (1) را صدا زد و با صدای خش افتاده از اشک گفت:
«عطیه! صدای آب به گوشم می رسد. این اطراف باید فرات باشد... مرا به سمت آب ببر.» عطیه چشمان خیسش را به چشمان بی سوی جابر دوخت و دستان لرزانش را گرفت و به سمت فرات برد.
رَگِ خون...
این حسین(ع) بود که به میدان رفت؛
این حسین(ع) بود که خون قربانی شش ماهه را به آسمان پاشید و خم به ابرو نیاورد؛
حسین(ع) بود که کمرشکسته، بی علمدار شد؛
حسین(ع) جان بخشید؛
حسین(ع) خونش را
تا آخرین قطره
به صفحه ی سیاه عاشورا پاشید؛

کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم (دانلود صوت)

مداحی میثم مطیعی برای زیارت اربعین
کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم
ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم
شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم
ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم

دوباره مدینه
آخرین منزل، مدینه
«عبدالله! منم زینب!» عبدالله باز هم او را نشناخت. با پشت دست اشکهای چشمش را پاک کرد و به علی (ع) نگاه کرد. او هم عوض شده بود. میان جمعیت را نگریست؛ هر که از کاروانیان می دید، سوخته و پیر و خسته بود... رو برگرداند و  دوباره همسرش را دید؛ آری زینب(س) بود.
زینب(س)، کانون بیداری مردم
«عبیدلی» در «اخبار الزّینبات» نوشته است (1) که: زینب کبری (س) صریحاً مردم را به قیام علیه یزید فرا می خواندند و می فرمودند: «باید حکومت یزید، تاوان عاشورا را بپردازد.» (2)
به عهد خود وفا کردم...
اگر چه با اسارت، کوچ از این دشت بلا کردم
نه تنها شهر کوفه، شام را هم کربلا کردم

صفایم کربلا و مروه شام، اسم تو لبّیکم
شروع «سعی» از گودال، تا طشت طلا کردم
 
دوباره شام
آخرین شب زینب کبری(س)
حضرت زینب(س) بعد از گذشت یك سال از آن همه سختی و مصیبت، نقریبا هجده ماه پس از واقعه عاشورا در  پانزدهم ماه رجب سال 62 هـ ق رحلت کردند و در همان شام(سوریه فعلی) به خاک سپرده شدند.(4)
حرف حساب: به حق عمه ات زینب (س)
ه شیعیان و دوستان بگویید که خدا را به حق عمه ام حضرت زینب علیهاالسلام قسم دهند، که فرج مرا نزدیک گرداند
وقتی حضرت زینب (س)، ضامن می شوند
يكى از شيعيان، به قصد زيارت قبر بانو حضرت زينب (س ) از ايران حركت كرد تا به گمرك، در مرز بازرگان، رسيد. شخصى كه مسئول گمرك بود، پير زن را خيلى اذيت كرد و به شدت او را آزار روحى داد. مرتب سؤال مى كرد: براى چه به شام مى روى؟ پولهايت را جاى ديگر خرج كن.

 

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

سوسک‌های قرآن خوان
حشرات کامل olivieri P. که نام محلّی آن در ایران «قرآن خوانک» است، در حدود 30 تا 40 میلی متر طول دارند و پهنای بدن آن در عریض ترین قسمت تا 20 میلی متر می رسد . شاخک هایشان ده مفصلی است که در حشره نر 7 مفصل و در حشره ماده 5 مفصل به صورت ورقه ای (Lameli Form  ) در آمده است .
ادامه مطلب...