• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow داستان arrow یاری که دریای علم بود
یاری که دریای علم بود چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
10 دی 1393 ساعت 16:33
متولد نینوا بود؛ شهر شهدای کربلا. یک شب قبل از به دنیا آمدن او، پدرش سید مرتضی طباطبایی، خواب دید که امام رضا (عليه السلام) به یکی از یارانشان دستور داد شمعي بر فراز بام خانه سيد مرتضي برافروزد. وقتي آن را روشن ساخت نوري از آن شمع به آسمان بالا رفت که نهايت نداشت. فردای آن روز، در شوال 1155، در همان خانه، پسری به دنیا آمد که نامش را محمد مهدی گذاشتند. (1) شیخ عباس قمی می نویسد: شکی نیست که آن شمع علامه بحرالعلوم بود، که دنیا را با نور خود روشن کرد و از روشنایی نور او، عالم منوّر شد. (2) کسی که بعدها، ملاقاتهای پی در پی اش با حضرت صاحب الزمان (عجل الله فرجه)، نوری به او بخشید که هرگز خاموشی نداشت.

نسب پدری او با چند واسطه، به امام حسن مجتبی (علیه السلام) می رسد و علامه مجلسی اول هم، جد مادری او بودند. نام خانوادگی اصلی آنها، طباطبایی بروجردی بود؛ ولی وقتی سید محمدمهدی به مشهد مقدس رفت و در کلاسهای درس استاد میرزا مهدی اصفهانی خراسانی شرکت کرد، یک بار استاد خطاب به او گفت: برادر! تو دریایی از علوم هستی (اخا انت بحرالعلوم عنی)؛ (3) از آن به بعد لقب بحرالعلوم گرفت و این صفت، در خاندان او باقی ماند.

تبلیغ شیعه و طرفداری از حق، آنقدر برای علامه مهم بود که در طول عمرش بارها به شهرهای مختلف سفر کرد، ابتدا به نجف، بعد به کرمانشاه و مشهد و دوباره به نجف. در آخر هم به حج رفت و حدود دو سال در مکه ماند. می گویند علت ماندنش در این شهر سنی نشین، بیشتر هدایت مردم سنی و آموزش شیعیانشان بوده است. دست آخر هم علامه به نجف بازگشت و همانجا ماند.

در مدتی که او در مکه اقامت داشت، با هر گروه و مذهبی دیدار می کرد و جالب اینکه همه ی آنها فکر می کردند که او هم مذهب خودشان است. زیرا علامه تا اواخر حضورش در مکه، مذهبش را علنی نکرد. (4) اما در آخر، وقتی خبر شیعه بودنش در شهر پخش شد، گروهای مختلف به ملاقاتش آمدند و با او بحث و جدل کردند؛ ولی در نهایت او با دانش انبوه خود بر تمامی آنها برتری پیدا کرد و همه آنها را با دلیلهای قوی و منطقی به سوی حقیقت اسلام جذب کرد؛ تا جایی که امام جمعه مکه، در سن هشتاد سالگی به مذهب شیعه پیوست. (5)
کارهای مهم دیگر او در مکه تعیین و تثبیت جایگاه اعمال حج و مرکزیت دادن به مواقیت(6) احرام بود؛ به طوری که از نظر شرعی صحیح واقع شود و همچنین اصلاح مواقف حج، یکی از گامهای ارزشمند سید بحرالعلوم بود؛ زیرا این مکانهای مقدس قبل از او چندان مشخص نبود. علاوه بر اینها، سنگهای فرش شده در حرم را که حجاج بر آن اقامه نماز می کردند تعویض نمود و سنگهایی را که از نظر شیعه سجده بر آنها صحیح است جایگزین نمود. تمام این اقدامات نشان می دهد که او تا چه حد برای شیعیان امام عصر (عج) دلسوزی داشت و تمام آنچه در توان داشت، از آنها دریغ نمی کرد.

علمت را از کجا آوردی؟!
میرزای قمی می گوید: من با علامه بحرالعلوم در درس آقا وحید بهبهانی هم مباحثه بودم. اغلب من برای او بحث را تقریر می کردم (به او توضیح می دادم) تا اینکه به ایران آمدم. کم کم شهرت علمی سید بحرالعلوم به همه جا رسید و من تعجب می کردم، تا زمانی که خدا توفیق عنایت فرمود که برای زیارت عتبات موفق بشوم. وقتی به نجف اشرف وارد شدم، سید راملاقات کردم. مساله ای عنوان شد، دیدم سید بحرالعلوم دریای مواج و عمیقی از دانشهاست. پرسیدم: آقا ما که با هم بودیم، شما این مرتبه را نداشتید و از من استفاده می کردید. حال شما را مانند دریا می بینم. چه شده است؟ سید فرمود: میرزا این از اسرار است که به تو می گویم و تا من زنده ام، به کسی نگو و کتمان بدار. من قبول کردم. آنگاه فرمود: چگونه این طورنباشم و حال آنکه آقایم (حجة بن الحسن (عجل الله فرجه)) مرا شبی در مسجد کوفه به سینه مبارک خود چسباند (و بیشتر علوم را به من آموخت). (7)

شاگرد بلند آوازه ی او مرحوم کاشف الغطاء، درباره ی شخصیت استادش چنین می گوید: «همه فضایل و اخلاق شایسته در او جمع شده بود و در دنیا هیچ فضیلتی نیست مگر اینکه از حضور او صادر شده و او دارای آن فضیلت است.» (8)

علامه بحرالعلوم، بعد از یک عمر تلاش و تدریس، بعد از مدتی بیماری، در روز 24 ذیحجه یا رجب سال 1212 ق، دار فانی را وداع گفت. پیکر این عالم بزرگ را در صحن ملکوتی امیرالمومنین علی (علیه السلام) در جوار مرقد شیخ طوسی دفن کردند.

دیدار امام در نماز
نزديک اذان بود. معطل نکرد و راهی مسجد شد. وقتي به مسجد رسيد، صدای صلوات جمعیت بلند شد. کم کم صدای اذان پيچيد، همهمه ها خاموش شد و الله اکبر در فضای حرم جاری شد.

قامت که بست، سکوت خوشايندی حکم فرما شد، فقط صدای قرائت علامه می آمد. رکعت دوم نماز بود...
«... واشهد انَّ محمداً عبدُهُ و رَسولُه، اللهم صل علي محمد و آل محمد....»
ناگهان ديگر صدای علامه هم نيامد. بعضی جوانترها سر بلند کردند تا سرک بکشند. هيچ کس صورت علامه را نمی ديد.
رنگ چهره علامه خبر از بهت می داد و ادب، خبر از عاشقی، خبر از حالتی نگفتنی و ژرف. کلمات از ذهنش رفته بود. گذر زمان را متوجه نمی شد. چشمهايش قد رعنايی را دنبال می کرد و قامتی متواضع را. چشمان گيرا و خال هاشمی را...
چهره ی او را در خواب و بيداری بارها ديده بود، قامتش را از دور می شناخت.
کم کم همه ی مردم شروع به سرک کشيدن کردند. صدای علامه دوباره جاری شد:
«بحول الله..»
بعد از نماز، علامه صدای زمزمه ی مردم را می شنيد. رو کرد به جماعت پشت سرش و گفت:
-   چه شده؟ چه می خواهيد بپرسيد؟
يکی از شاگردان سرش را پایین انداخت و گفت:
-   می خواستيم علت مکثتان را در تشهد بدانيم.
علامه آهی کشيد و لبخندی زد. سرش را رو به حرم کرد و خاطره ی ديدن «او» را مرور کرد:
«بقيه الله اعظم آمده بودند به ديدن پدرشان. با ديدن روی همچون آفتاب ایشان، حرکت از وجودم رفت، حال غريبي بود..» (9)

پی نوشت:
1.    منتهی الآمال، ص 316؛ به نقل از سایت حوزه ؛ و نیز کتاب ره توشه عتبات عاليات؛ جمعي از نويسندگان؛ به نقل از شمسا .
2.    منتهی الامال، ج2،ص366. به نقل از همان.
3.    روضات الجنات ، سید محمد باقر خوانساری ، ج ۷، ص ۲۰۴؛ به نقل از حوزه .
4.    مقدمه فوائد الرجالیه، ص 35؛ به نقل از همان.
5.    مكارم الاثار، ج 1، ص 417؛ به نقل از همان.
6.    مواقیت جمع واژه میقات است و در لغت به معنی وقت و هنگام است و در اصطلاح یعنی محل احرام بستن حاجیان.
7.    قصص العلماء، ص 173؛ به نقل از همان.
8.    مقدمه فوائدالرجالیه، ص 35؛ به نقل از همان.
9.    نجم الثاقب، ج2، ص 728.

پژواک
نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

خاطرات یک جاسوس

 

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...