• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات arrow روز اتّحاد پیروان ادیان
روز اتّحاد پیروان ادیان چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
11 خرداد 1394 ساعت 20:08
اصلاً درست بخواهیم حساب کنیم، همه ی پیامبران از آدم ابوالبشر(علی نبینا و آله و علیه السلام) تا خاتم (صلی الله علیه و آله) همگی پیرو یک خداوند، مبلّغ یک دین و زمینه ساز برای ایجاد یک حکومت بودند.(1) همه ی انبیاء و رُسل از جانب خداوند می دانستند که منجی موعود، از نسل پیامبر آخرالزّمان، محمّد(صلی الله علیه و آله) است و اوست برپا کننده ی حکومت. 

این موضوع را در آیات و روایات هم می بینیم. آن جایی که اشاره می کنند ابراهیم نبیّ(علیه السلام) از شیعیان مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه) بود،(2) لوط نبی، روزی آرزو کرد که منجی، در مقابل ستمکاران قوم، پشت و پناهش باشد(3) و اسماعیل صادق الوعد(ع)، انتقام از قومش را تا ظهور منتقم عقب انداخت.(4) /

این را بگذارید کنار این موضوع که مولای ما، صاحب میراث انبیاست! یعنی تمام وسایل معجزه آسای پیامبران(ع) از عصای حضرت موسی(ع) گرفته تا زره حضرت رسول(ص) در دست ایشان است. چرا که این وسایل، امانتی الهی بود و امانت می بایست در دست ولیّ زمان باشد. با این اوصاف، هر کس که منتظر موسی(ع) و عیسی نبی(ع) است، در واقع منتظر وارث اوست.

منجی اسلام، گردآورنده ی ادیان
ادیان، پیوسته و به دنبال هم، تبلیغ کننده ی یک چیز بودند و اسلام، مصداق واقعی همان عبارت معروف است:
«چون که صد آمد، نود هم پیش ماست».
درباره ی این موضوع، یک بار، یک نفر از رسول خدا(ص) پرسید: بگو ببينم خدا چند دين دارد؟ حضرت(ص) فرمودند: «يک دين. خدا يكتا است. شريكى ندارد.» پرسيد: دين خدا چيست؟ فرمودند: «اسلام‏.» پرسيد: آيا پيامبران‏ پيشين و قبل از تو هم همين دين را داشتند. فرمودند: «آرى.» گفت: پس احکام و شرايع چگونه است؟ حضرت(ص) فرمودند: «شرايع و احکام مختلف است و[لی] راه و روش همه شان، همان راه و روش پيشينيان است.»(5)
اینگونه که نگاه کنیم، اتّحاد راحت می شود.

یهودیان و مسیحیان، هر دو در انتظار حضرت مسیحند. یکی به اسم ماشیح و دیگری به نام عیسی(ع). شاید به خاطر همین است که بعد از ظهور حضرت مهدی(عج)، عیسی مسیح فرزند مریم پاک(ع)، درست همان هنگامی که به آمدنش نیاز است از بلندی آسمان چهارم، به زمین بازمی گردد. می دانید چه زمان؟ همان وقتی که در دمادم نماز صبح، مسیحیان و یهودیان و مسلمانان، در بیت المقدّس(6) گرد هم آمده اند.

این زمانی است که حضرت مهدی(عج) دروازه های شام را گشوده و بیت المقدّس در دست مسلمانان است.

در همین هنگام که مسلمانان، منجی خود را در میان گرفته اند و مسیحیان و یهودیان، چشم دوخته به آنان باور نمی آورند، درست در همین هنگام، عیسی مسیح(ع)، در میان ابرها، با پیراهنی سرخ فرود می آید و دست آخرین وصیّ را محکم در دست می فشرد و برای خواندن نماز، او را جلو می فرستد.(7)

کار تمام می شود! «اهل کتابی نمی ماند مگر آنکه ایمان می آورد.»(8) آنگاه، عیسی(ع) دست به کار می شود. کمر به خدمت منجی عالم می بندد و دوشادوش او، صلیب را می شکند و خوک را از سفره ی به انحراف رفته ی مسیحیان بیرون می برد.(9)

یهودیان – آنان که مؤمنند و در مقابل حضرت (ع) نیستند- لابد با دیدن بیرون آمدن تابوت سکینه(10) ایمان می آورند؛ چرا که عقیده ی تمام بنی اسرائیل این است که نبوّت و وصایت در میان خانواده ای است که تابوت سکینه را به همراه داشته باشد.(11)

آنگاه، جهان برای مردی که در انتظارش بودند، فتح می گردد: «...خداوند دروازه های روم، چین، ترک، دیلم، سند، هند، کابل شاه و خزر را برای او خواهد گشود...»(12) آنگاه «بی شک دین محمّد (ص) به هر نقطه ای که شب و روز می رسد، خواهد رسید تا که شرکی بر زمین نماند و نیز، شهری نخواهد ماند جز آن که در آن بانگ لااله الّا الله و محمّد رسول الله، صبحگاه و شامگاه ندا می شود.»(13)

می بینید یکرنگی مردم را؟ مگر نه اینکه زیر پرچم یک مرد گردآمدن، یکرنگی هم می آورد؟
وقتی منجی عالم می آید، همه چشم به او می دوزند؛ چرا که نشانه هایش را همه می شناسند؛ حتّی اگر به هزاران نام او را بخوانند.
او همان مرد معروف هزاره هاست:

همان مرد پاک از تبار پاک؛
همان مرد نیکخو از خاندان نیک خو؛
همان مرد خورشید چهره از تیره ی آفتاب رویان؛
همانی که گرگ را با میش آشتی می دهد و مار را با کودک؛
همان مرد قدرتمند با سلاح های پیشینیان.
همان مرد که ستمکاران را به زانو در می آورد و ستمدیدگان را نوازش می کند؛
همان مردی که دَم فساد را با تیغ عدالت می بُرد؛
همان صلح آور،
همان عدالت پیشه؛
همان مرد:
منجی!

پی نوشت ها:

1. ن. ک به: صادقی، بختیار، «انبیای الهی زمینه سازان ظهور»، تالیف واحد پژوهش موسسه فرهنگی موعود عصر(عج)، تهران، موعود، چاپ اول، 1393.
2.  «وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ؛ و بی‏گمان ابراهيم از پيروان اوست.» (صافات: 83) در ضمن روایت بلندی از امام صادق(ع) آمده است که حضرت ابراهیم(ع) بعد از آنکه خداوند اوصیای پیامبر خاتم(ع) را به ایشان معرفی نمودند خواستار آن شدند که از شیعیان و محبّان آنان باشند. (برای مطالعه کامل روایت، ن. ک به: ابن شاذان قمى، أبو الفضل شاذان بن جبرئيل، الفضائل، قم، رضی، چاپ دوم، 1363، ص 158.)
3. «قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَی رُكْنٍ شَدِيدٍ؛ [لوط] گفت: «کاش برای مقابله با شما قدرتی داشتم یا به تکیهگاهی استوار پناه می جستم.» (هود: 80.) امام صادق(ع) فرمودند: «اینکه لوط به قومش گفت: کاش برای مقابله با شما تکیهگاه و پشتیبان محکمی در اختیارم بود، مقصودش جز این نبود که نیروی قائم(ع) را تمنّا کند و رکن شدید یاران آن حضرت هستند که یک مرد از آنها قوّت چهل مرد را دارد و دلش از کوه آهنین محکمتر است و اگر به کوههای آهن بگذرند، آنها را از بین میبرند و شمشیرهایشان را کنار نگذارند؛ مگر وقتی که خداوند، عزّوجلّ، راضی شده باشد.» (ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدّین، تهران، اسلامیه، ج 2، ص 673.)
4. بر اساس روایتی از امام صادق (علیه السلام). ابن قولویه، جعفر بن محمّد، كامل الزیارات، ترجمه ذهنى تهرانى، تهران، انتشارات پیام حق‏، چاپ اوّل، 1377، صص 99، 100. می توانید این روایت را از مقاله «پیامبران الهی در لشکر قائم آل محمدّ(ص)» http://mastoor.ir/content/view/6735/54/ بخوانید.
5. مجلسى، محمّد باقر بن محمّد تقى، حتجاجات ( ترجمه جلد 9 بحار الأنوار)، تهران، چاپ اوّل، 1379، صص 283- 329
6. ابن طاووس، على بن موسى، الملاحم و الفتن، يا فتنه و آشوبهاى آخر الزمان - تهران، چاپ: اول، بى تا. صص 66-67.
7. همان.
8. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة - تهران، نوید، چاپ اول، 1362 ، ص 340؛ البته این نکته نیز قابل ذکر است که آن عدّه ی دیرباور و بی توفیقی که ایمان نمی آورند، مجبور به پرداخت جزیه می گردند.
9. ابن طاووس، علی بن موسی، همان.
10. ابن أبي زينب، محمد بن ابراهيم، الغيبة للنعماني / ترجمه غفارى - تهران، چاپ: دوم،  1376، ص 336.
11.  كلينى، محمد بن يعقوب، أصول الكافي / ترجمه مصطفوى - تهران، چاپ: اول، 1369 ، ج‏1 ؛ ص338.
12. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، صص 122 و 123.
13. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، ص 507.

پ.میعاد

 

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

بیعت با شیطان

فروشگاه اینترنتی

 

آخرالزمان

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...