• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست
معجزه فكر10: افزايش اعتماد به نفس چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 3
بدعالی 
02 آبان 1387 ساعت 04:50
 بگذاريد توجه مان را بر موضوع خود تلقينى متمركز كنيم و بفهميم چيست و قادر به كسب چه چيزهايى است.
يك واقعيت معروف وجود دارد كه مى گويد، آدمى به هر چيزى كه براى خود تكرار مى كند چه درست باشد چه غلط بالاخره ايمان مى آورد. اگر انسان دروغى را بارها و بارها تكرار كند، بالاخره آن را به عنوان حقيقت مى پذيرد.


هر انسانى به دليل افكار مسلطى كه اجازه مى دهد ذهنش را اشغال كنند، چيزى هست كه خودش است.

حال سخنى را مطرح مى كنم كه واقعا درست است:

افكار تحريك شده با هر يك از احساسات انسان، نيروى «مغناطيسى» مى يابند كه افكار مشابه ديگر را جذب خود مى كنند.

بنابراين فكرى كه با احساس، مغناطيسه شده، چون دانه اى است كه در خاك حاصل خيز كاشته مى شود، جوانه مى زند، رشد مى كند و خود را بارها و بارها افزايش مى دهد تا همان يك دانه ساده به ميليون ها دانه غيرقابل شمارش يك جنس تبديل  شود!

ذهن انسان دائما در حال جذب ارتعاشاتى است كه با آنچه بر آن مسلط است هماهنگ است. هر فكر، انديشه، برنامه ريزى يا هر هدفى كه شخص در ذهن خود نگه مى دارد، گروهى از خويشاوندان خود را جذب مى كند، آن ها را به نيروى خود اضافه مى كند و آن قدر رشد مى دهد تا عاملى مسلط در ذهن او گردد.

حال بگذاريد به نقطه شروع بحث بازگرديم و با نحوه كاشت دانه اصلى فكر، برنامه يا هدف در ذهن انسان بيشتر آشنا شويم. بسيار ساده است: هر انديشه، برنامه يا هدف با تكرار در ذهن جاى مى گيرد. به همين دليل است كه از شما خواستيم شرحى از هدف اصلى يا هدف مشخص خود بنويسيد، آن را به حافظه بسپاريد و هر روز با صداى بلند تكرار كنيد، چرا كه با اين روش ارتعاشات صدا به ضمير ناخودآگاه مى رسند.

تصميم بگيريد همه تاثيرات يأس آور محيط را از ذهن خود دور بريزيد و زندگى خود را بر مبناى خواسته خودتان بسازيد. با در دست گرفتن موجودى سرمايه هاى ذهنى و استعدادى خويش، خواهيد فهميد بزرگترين ضعف تان كمبود اعتماد به نفس است. اين نقص از طريق خود تلقينى برطرف مى شود و ترس به شجاعت مبدل مى گردد. اين اصل نيز با سازمان بخشيدن به افكار مثبت و سازنده بيان شده در نوشته، حفظ كردن آن و تكرارش تا تبديل به جزيى از تجهيزات كارآمد ضمير ناخودآگاه ذهن، به دست مى آيد.

فرمول افزايش اعتماد به نفس
گام اول: من مى دانم توانايى رسيدن به هدف مشخص زندگى خود را دارم، بنابراين از خودم طلب پايدارى و فعاليت مداوم مى كنم. من هم اكنون در اينجا قول اجراى چنين كارى را مى دهم.

گام دوم: مى دانم كه افكار مسلط ذهن من سرانجام به صورت فيزيكى و خارجى متولد و به تدريج به واقعيت فيزيكى تبديل مى شوند؛ بنابراين هر روز به مدت سى دقيقه ذهن خود را روى تفكر درباره كسى كه مى خواهم به آن مبدل شوم متمركز مى كنم و در نتيجه در ذهنم تصوير ذهنى روشنى از آينده خلق مى نمايم.

گام سوم: براساس اصل خود تلقينى مى دانم هر خواسته اى كه با پايدارى در ذهنم نگه مى دارم بالاخره به دنبال ظاهر كردن خود با وسايل عملى مى گردد؛ بنابراين در روز ده دقيقه از وقتم را به بالا بردن اعتماد به نفس در خود اختصاص مى دهم.
گام چهارم: شرح كامل هدف اصلى خود در زندگى را به روشنى نوشته ام. تا رسيدن به اعتماد به نفس كافى براى به دست آوردن آن دست از تلاش برنخواهم داشت.

گام پنجم: كاملا مى دانم كه هيچ ثروت يا منصبى به مدت طولانى دوام ندارد، مگر اين كه بر پايه حقيقت و درستى بنا شده باشد؛ بنابراين در هيچ معامله اى كه براى كسانى كه تحت تاثير آن قرار مى گيرند سودآور نيست شركت نخواهم جست. من با جذب نيروهايى كه آرزوى استفاده از آنها را دارم در همكارى با افراد، موفق خواهم شد و به خاطر خواسته ام كه خدمتگزارى به مردم است، ديگران را وادار به خدمتگزارى به خويش خواهم كرد. من با ايجاد حس عشق نسبت به همه انسان ها، احساسات تنفر، حسادت، خودخواهى و بدگمانى را از خود دور مى كنم. چون مى دانم رفتار غلط نسبت به ديگران هيچ گاه موجب موفقيت نمى شود. من ديگران را وادار مى سازم به من اعتماد كنند، چون خود به ديگران اعتماد دارم. نام خود را در پايان اين فرمول مى نويسم و امضا مى كنم و آن را به خاطر مى سپارم و روزى يك مرتبه با ايمان كامل بلند تكرار مى نمايم، تا اين كار به تدريج بر افكار و اعمالم تاثير بگذارد و به شخصى خودمتكى و موفق تبديل شوم.

در پس اين فرمول قانونى از طبيعت نهفته است كه تاكنون هيچ كس قادر به توضيح آن نبوده است. نام اين قانون اهميت ندارد. مهم اين است كه اين قانون براى شكوه و موفقيت بشر كارساز است، اگر به طور سازنده به كار رود.

از سوى ديگر، اگر از جهت مخرب مورد استفاده قرار گيرد به آسانى نابود مى شود. در اين سخن مى توانيد واقعيتى مشخص دريافت كنيد. بدين نشان كه دليل اين كه بعضى در شكست غرق مى شوند و زندگى شان را در فقر و بدبختى و پريشانى به پايان مى برند، كاربرد نادرست اصل خود تلقينى است. به عبارت ديگر تمام انگيزه هاى فكر، اين استعداد را دارند كه جامه معادل فيزيكى شان را به تن كنند.

مصيبت تفكر منفى
ضمير ناخودآگاه قدرت تمييز افكار سازنده و مخرب را ندارد و تنها با ماده اوليه اى كه با آن تغذيه مى شود، يعمى افكار، كار مى كند.
درست همانطور كه الكتريسيته اگر به طور سازنده به كار رود چرخ صنعت را مى گرداند و خدمات مفيد ارايه مى دهد و با كاربرد غلط به وسيله اى نابودگر مبدل مى شود، قانون خود تلقينى نيز مى تواند شما را به طرف صلح و كاميابى هدايت كند، يا اين كه در دره بدبختى، شكست و نهايتا مرگ غرق سازد. تمام اين ها به ميزان درك شما از آن و نحوه استفاده از آن بستگى دارد.

اگر ذهنتان را با ترس، ترديد و بى ايمانى نسبت به توانايى هايتان پر كنيد، اصل خود تلقينى اين روحيه بى ايمانى را مى گيرد و از آن به عنوان الگويى براى تبديل خود به معادل استفاده مى نمايد. مانند باد كه يك كشتى را به سمت شرق و ديگرى را به سمت غرب هدايت مى كند، اين قانون نيز به نسبت تنظيم «افكار» مى تواند شما را بالا بكشاند يا به پايين بفرستد.

جايى در ساختمان روح شما، بذر دستاوردها خفته است، كه اگر بيدار شود و وارد عمل گردد شما را به ارتفاعاتى مى رساند كه تاكنون اميد رسيدن به آن مكان ها را هم نداشته ايم. درست مانند موسيقى دان ماهرى كه با كشش هاى دقيق بر سيم هاى ويالون نغمه هاى زيبا مى آفريند، شما هم مى توانيد نبوغ خوابيده در مغزتان را بيدار كنيد و به هر هدفى كه آرزوى دستيابى به آن را داريد، برسيد.

احساس عشق به طور تنگاتنگ به ايمان وابسته است. به اين دليل كه عشق به تبديل افكار به معادل روحى و غيرمادى بسيار كمك مى كند. نويسنده در طول تحقيقات خود با بررسى نتيجه زندگى و دستاوردهاى صدها مرد كشف كرد كه در پس موفقيت همه آنان، تاثير عشق يك زن وجود داشته.

بگذاريد قدرت ايمان را در مردى كه براى همه شناخته شده است، بررسى كنيم: ماهاتما گاندى از هندوستان. اين مرد يكى از نمونه هاى شگفت انگيز اثبات وجود ايمان است.

گاندى در آن دوران بدون داشتن هيچ يك از اسباب قدرت مثل پول، كشتى جنگى، سرباز و تسليحات، بيشتر از قدرت پتانسيل خود استفاده نمود. او نه پول داشت، نه خانه و نه حتى يك دست لباس كامل، اما قدرت داشت. او چگونه به آن قدرت دست يافت؟

گاندى اين قدرت را با فهم و درك اصل ايمان و از طريق توانايى اش در كوچ دادن ايمان به ذهن دويست ميليون نفر ديگر به دست آورد. او با موفقيت توانست بر ذهن دويست ميليون نفر تاثير بگذارد و آن ها را مانند يك ذهن واحد با هم بياميزد. چه نيروى ديگرى جز ايمان مى تواند چنين كارى انجام بدهد؟

 

کتاب: think & grow rich
مترجم: ف.ش.س.

معجزه فکر1
معجزه فکر2: مخترع و خانه به دوش
معجزه فكر 3: يك متر فاصله تا طلا
معجزه فکر5: دليل تسلط شما بر سرنوشت چيست؟
معجزه فكر6: اراده، آغاز همه پيروزى ها
معجزه فكر7: خواسته زرنگ تر از طبيعت است!
معجزه فكر8: پسر كوچك ناشنوايى كه شنيد! 
معجزه فكر9: ايمان گام دوم موفقيت 

 

نظر
افزدون جدیدجستجو
داود اصغري () 2008-12-20 12:54:31

با تشكّر از سايت زيبا و پر محتوا يتان!
بي جواب نذاريد.
به کمک یه نفر نیا
فرناز () 2010-02-06 14:47:34

سلام
وقتی می گم به کمک یه نفر نیاز دارم شاید بگید اون یه نفر خداست و باید بگم می دونم روزو شب و ساعت و ثانیه ای نیست که برای کمک بهش التماس نکرده باشم ولی دریغ از یک نگاه قربونش برم مثل اینکه پیش اونم باید پارتی داشته باشیم. چند ماهه اعتماد به نفسم به صفر رسیده و این موضوع داره داغونم می کنه 24 سالمه لیسانسم و شوهرم هم لیسانسه خیلی مرد خوبیه و منم دوستش دارم ولی چیزی که منو داغون می کنه شغل هر دومونه ما همکاریم با مدرکی که داریم با کار 2 شیفت من 170000و اون 250000 حقوق داره و غیر از خودمون هیچ پشتوانه مالی نداریم اگه درس نخونده بودیم اصلا بهم فشار نمی یومد ولی وقتی می بینم اطرافیانم با پارتی به کجاها که نرسیدن داغون می شم هر چی به بالاسری رو زدیم که اون پارتیمون بشه نگامونم نکرد. حرفای منو توی وبلاگ نذارین اگه راهی برام پیدا کردین منتظر ایمیلتون هستم
یا حق................
اینطور نیست
علی () 2010-04-03 21:48:40

سلام :idea:
شما توی همین چند جمله بارها از کلمه ی "داغون" استفاده کردید. و این یعنی دلیل خیلی از بدبختیهای شما تلقینه .
هرگز و هرگز فکر نکنید که خدا به شما کم توجهی میکنه . خدا بزرگتر از این حرفهاست که به خاطر کم توجهی شما به او تلافی کنه !!!
حقیقت اینه که او همیشه بهترینها رو برامون میخاد اما فکر ما خیلی کوچیکتر از اونیه که بتونه درکش کنه.
هر وقت بنده دست دعا بلند میکنه سه حالت پیش میاد:
1- اگر درخواست به ضرر او باشه خداوند اونو برآورده نمیکنه اما بهترشو اون دنیا بهش میده
2- اگر به نفعش باشه و خدا خیلی اون بنده رو دوست داشته باشه بهش نمیده تا بنده بیشتر دعا کنه و در این حال خطاب به ملائکه میفرماید بنده ی مرا ببینید که جز من کسی را ندارد.
3- خدا حاجتشو روا میکنه.
ناشناس () 2010-04-19 11:22:22

سلام احساس میکنم شوهرم دوسم نداره
ما نامزدیم الان 1هفته پیش من نیامده حتی بهم زنگم نزده افسردهع شدم خیلی تنهام با اینک مامام بابام همیشه کنارمن اما خیلی خیلی تنهام خیلی بهش احتیاج دارم کمکم کنید دارم از تنهایی میمیرم
دوست نداشتن من ت
ELHAM () 2010-04-19 11:26:01

سلام احساس میکنم شوهرم دوسم نداره
ما نامزدیم الان 1هفته پیش من نیامده حتی بهم زنگم نزده افسردهع شدم خیلی تنهام با اینک مامام بابام همیشه کنارمن اما خیلی خیلی تنهام خیلی بهش احتیاج دارم کمکم کنید دارم از تنهایی میمیرم

نا امیدی
محمد () 2011-05-02 10:24:59

با سلام
من 27 سالمه و مهندسم. من توی زندگیم خیلی تحت فشارم وزیاد فکر میکنم.همیشه نگران اینده هستم.
از وقتی یادم میاد همیشه دست به دعا بودم و همیشه با حالت گریه وزاری از خدا کمک میخواستم. که متاسفانه خیلی کم نتیجه میگرفتم. در دوران دانشجویی اروم اروم به سمت گناه پیش رفتم واز یاد خدا غافل شدم.دیدم وضعیت خیلی هم تغییر نکرد و تا حدودی هم بهتر شد حتی ارشد هم قبول شدم و دیگه با کسی مشکلی پیدا نمیکردم.بعد از فارغ التحصیلی دوباره پسر خوبی شدم و شروع کردم به نماز و روزه.(شاید به خاطر چاپلوسی پیش خدا تا برام کار پیدا کنه )از شما چه پنهون هر چی زدیم به در بسته خورد و دست خالی برگشتیم.تا اینکه بواسطه پارتی یه جایی مشغول کار شدیم.از شما چه پنهون اونجا هم با انواع و اقسام مشکلات و جنگ های روانی روبرو بودم وهر روز با روزه گرفتن و نماز و دعا از خدا میخواستم کمکم کنه.که اصلا اثری هم نداشت.خدا میدونه اونجا چی کشیدم. تا اینکه چند وقت پیش با خدا لج کردم و گفتم دیگه ازش کمک نمیگیرم.و باز شروع کردم به خلاف شرعی کردن. اتفاقا نتیجه خیلی جالب شد و اروم اروم هم اوضاع بهتر شد و از استرس هام کم شد و هم تونستم شغلمو عوض کنم و با یکی از دوستان شرکت بزنیم.
الان حالتی برام پیش اومده که میترسم ریسک کنم و به دینداری و اعتقاد به خدا برگردم. از این میترسم که نکنه اگه از خدا کمک بخوام بازم مثل قبل دوباره ورق برگرده و بد بیاریهام دوباره شروع بشه .
این نکته که شما میگین براورده نشدن دعا حتما به صلاح ادمه. واقعا به نظرم خنده دار میاد. من نمیدونم کی این قضیه صلاح و مصلحت رو توی دین اورده که هر وقت کم میارن فورا به اون متوسل میشن. البته استراتژی جالبی هم هست و واقعا نشاندهنده اوج تیز بینی بزرگان دین ماست.
چطور برای بعضی ها صلاح هست که خوب میارن تو زندگیشون ولی به ما که میرسه صلاح نیست؟
این چه خداییه؟
میبینید من با این افکار دست و پنجه نرم میکنم .
از شما دوست عزیز عاجزانه راهنمایی میخوام
با تشکر
هاجر () 2011-05-02 22:04:23

سلام
منم همیشه به این فکر می کردم که چرا خدا جواب آدم رو نمی ده. یه روز یه حدیثی خوندم و خیلی خوشم اومد. امیدوارم به شما هم کمک کنه:
رسول خدا (ص) فرمودند: خداوند متعال گفته است: همانا کافر را به آرزویش می رسانم زیرا از او نفرت دارم و نمی خواهم مرا بخواند و صدایش را بشنوم. ( بحار:90، ص 371)

کلاً توجیهات زیادی وجود داره که خدا به کسی حاجتی رو نده. یه دلیلش می تونه این باشه که خدا می دونه اگر حاجت اون آدم رو بده دیگه می ره و پشت سرش رو هم نگاه نمی کنه ولی بعضی ها که شکرگزارن خدا بهشون بیشتر هم می ده چون همیشه خدا رو تو زندگیشون می بینن.
یه دلیلش می تونه ایمان آدما باشه. اینکه آدما ناامید به درگاه خدا برن، عین نادیده گرفتن اوج کرامت و بزرگی خداست. یه جورایی توهین آمیزه.
راستش دلایل زیادی داره. فکر می کنم هر کسی با مراجعه به خودش و صداقت داشتن با خودش می تونه دلیلش رو پیدا کنه. تنها چیزی که می دونم اینه که ناامیدی از درگاه خدا، خودش بزرگترین گناهیه که باعث می شه دعای آدم مستجاب نشه.
خلاصه محمد آقا. دلمون گرفت که دلتون گرفته. خدا کنه مشکلاتتون با خدا حل بشه.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
پاسخ به هاجر
محمد () 2011-05-08 13:45:50

با سلام. از توجهتون ممنونم
ببینید من من که از اولش ادم بی اعتقادی نبودم. همونطور که گفتم من به قدری با ایمان بودم که همیشه قبل از خواب دعا میخوندم و همیشه همراه خودم دعا داشتم . سعی میکردم حداقل هفته ای یک بار سوره یاسین رو میخوندم. روزی چند بار تسبیحات حضرت زهرا رو میخوندم.
1.شما میگین نا امیدی گناه بزرگیه.درسته. ولی من که همیشه نا امید نبودم . اگه دقت کنید من گفتم یه موقعی بودش که خیلی دیندار بودم. اگه اعتقاد نداشتم واگه به لطف خدا امید نداشتم که نمیرفتم به طرف عبادت و امید به خدا.
2.شما میگین ممکنه بنده بعد از گرفتن حاجت بره و دیگه پشت سرشو هم نیگا نکنه. اخه مگه خدا محتاج عبادت بندشه؟در ضمن این مساله رو هم بگم که اگه اون موقعی که من با حالت تضرع و زاری از خدا طلب کمک میکردم همون موقع کمکم میکرد مطمئنا من تشویق میشدم که بیشتر به سوی اون برم و نه به سوی بنده اون.
3.مگه خدا نگفته اگه بنده یک قدم به سمت من بیاد من صد قدم به سمت اون میرم.
4.یه جایی خوندم که خدا بنده هاشو با مشکلات امتحان میکنه.من اوایل هر مشکلی که پیش میومد میگفتم حتما خدا داره امتحانم میکنه و کاملا با خوش بینی باهاش روبرو میشدم . ولی بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که نه بابا از این خبرا هم نیست. انگار اوس کریم بهش خوش گذشته و از اون بالا نشسته وداره به امتحان دادن بندش میخنده. وبه قولی ما شدیم زنگ تفریحش.کمک که نمیکنه هیچ . بیرون گود نشسته ومیگه ضربش کن. اخه قربونت برم ما هم ظرفیتی داریم .
5. در پایان اینو هم بگم که من خودم خیلی دوست دارم که دوباره به سمت خدا برم ولی همونطور که گفتم میترسم باز ازمایشات شروع بشه و نتونم از پسش بربیام.
خواهش میکنم اگه ممکنه به تک تک بندهایی که نوشتم پاسخ بدین و راهنماییم کنیین
باز هم از لطفتون سپاسگذارم و از توجهتون ممنونم
هاجر () 2011-05-08 21:45:32

سلام.
راستش تخصصی در زمینه های دینی ندارم و اگر چیزی می گم بر اساس تجربه ی شخصی یا چیزهاییه که خوندم و بهش رسیدم. امیدوارم بهتون کمک کنه.
1. امید داشتن زمانی مطرح می شه که خدا حاجت بنده ای رو نده. زمانی که رابطه ی آدم با خدا خوب و حسنه است که طبیعتاً امید به خدا وجود داره. اعتقاد داشتن به وجود خدا با امید داشتن به رحمت خدا، به نظرم دو تا چیزه.
2. خدا محتاج بنده هاش نیست، عاشق بنده هاشه. اگر هم به بنده هاش جاده خدا می ده به همین خاطره واسه اینکه، شناخته بشه به وسیله ی حجت هاش. کسی که خدا رو بشناسه از همون طریق که گفتم، عاشق خدا می شه و مسیر تکامل رو راحت تر طی می کنه.
راستش رو بخواید خدا بهتر بنده هاش رو می شناسه، اینکه درباره ی هر کسی چطوری تصمیم به آزمایش بگیره، دیگه از حوزه ی ما که بنده ایم خارجه.
3. نحوه ی رفتن مهمه. نوع دعا کردن... جوری که سفارش شده دعا کنیم از راه حجت های خداست. مثلاً تا یه آدم ولایت اهل بیت رو قبول نداشته باشه، دعاش به آسمون نمیره. چون ولایت شرط عبادت و بندگیه + از کجا می دونید خدا به سمتتون نیومده؟
4. راستش نمی دونم مقابل این طرز فکر باید چی بگم. فقط می تونم حرف خودتون رو تکرار کنم که خدا چه احتیاجی به این کار داره؟؟
یه بار به دوستم گفتم، خدا خیلی من رو می چزونه. می دونی چی گفت؟ حرفش رو من خیلی تاثیر گذاشت، گفت می خواد آب دیده ات کنه.
5. به نظرم برای این حس که با خدا بودن رو دوست دارید، خدا رو شکر کنید. اگر این غیر از توجه خداست پس چیه؟
یک حدیثی از معصوم هست که مفهومش اینه: ما شیعیانمون رو دوست داریم که اونها ما رو دوست دارن.

فکر می کنم این که به قول خودتون الان که به آسایشی رسیدید، دنبال این هستید که دوباره رو به خدا بیارید، خیلی ارزشمنده. در ضمن شاید ظاهراً از راه خلاف، به گشایشی رسیدید ولی: و ما رمیت اذ رمیت ولکنّ الله رمی (مپندار تو تیر انداختی، خدا تیر انداخت.)

امیدوارم کمکی بهتون کرده باشم. همیشه فکر می کردم دنیایی که توش خدا نباشه ترسناکه، الانم مطمئنم که همین طوره. پیشنهاد می کنم یه قلم و کاغذ بردارید و یه درد دل سیر با خدا بکنید و در طول این درد و دل پی ببرید کجا رو اشتباه رفتید و کجا درست. خدا کمکتون کنه! ما هم اگر قابل باشیم دعا می کنیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
در جواب محمد عزی
مریم () 2012-02-27 12:34:15

دوست خوبم سلام
در اینجا باید بگم شما انسان پر توقعی هستید و این پر توقعی شماست که شما رو خاص کرده اگر بیشتر نمی خواستید الان تو این جایگاه نبودید و این انسان بودنتون هست که شما رو به جایگاه اصلیتون میرسونه. و باید باشید یکبار از خودتون پرسیدید که انسان کیست؟ اشرف مخلوقات. یعنی همونی که خدا بعد از خلقتش بخودش بالید. شما سالم هستید –درس خوانده هستید وهنوزم معتقد هستید و میدونید که خداوند بنده هاشو دوست داره و از روح ملکوتی خودش در اونها دمیده و اشرف مخلوقات نامگذاریش کرده و مطمئنن با این کار خواسته که بهترین ها مال ما باشه . اگه که فکر میکنید خدا خواسته های شمارو ندیده و برآورده نکرده باید کمی به عقب برگردید اونوقته که گره های کوچکی رو در مسیر راهتون می بینید که قبلا بهشون دقت نکردید .من معتقدم که خداوند به عبادات ما هیچچچ نیازی نداره و تنها اصرارش برای عبادت اتصال روح ما با اصل خودشه. اونم برای جلای روح خودمون.منظورم از گره اینه که ، بزار یه مثال بزنم : شما میرید کوهنوردی اما جهت ایمنی و سهولت در این راه باید لوازم و تجهیزات داشته باشید اعمم از کفشو، بادگیر و وسایل مخصوص و... اگه نداشته باشید هم میتونید برید اما ایمنی و خطرات زیادی تو راهتون هست .
برای اتصال با روح القدوس هم باید همین ترتیبو حفظ کرد ما عادت کردیم همه چیزیو با گریه و مویه بخوایم و بخوایم و در اخر همه نمازها و عباداتمون یه گروکشی دیگه هم بخوایم (خدایا من که بندتم عبادتو میکنم یه کار خوب بهم بده خب شما اسم اینو بجز گروکشی چی میزاری) . اما تا حالا شده ازش تشکر کنیم واسه اینکه پدر و مادر سالمی داریم- -واسه اینکه خونه و سر پناه داریم –توانایی داریم -توی اجتماع جایگاه داریم هرچند کوچک-اصلا خانواده داریم -مادر داریم -پدر داریم -همیشه غمگین نیستیم -می خندیم حتی به چیزهای کوچیک -بچگی می کنیم -خطا میکنیم آمرزش میخوایم .
در همه این حرف ها که زدم منظورم این بود که ما خدا رو مثه مدیر مدرسه نبینیم مثه قلبمون بدونیم یه جزء اصلی .
نمی دونم تا چه حد حرفام بدرت بخوره اما میتونم اینو بگم که من گهگاهی عبادت میکنم اما همواره باش به زبون خودم حرف میزنم و ازش میخوام که دستای مهربونشو تو دستام بزاره و منو تو مسیری که برام تعیین شده هدایت کنه تا من بیراهه نرم ازش راهنمایی میخوام چون دلسوز واقعی اونه .مطمئنا اگر شما به این جایگاه رسیدی بخاطر قهری که کردی نبوده این مسیر برای تو تعیین شده بوده و تو توی مسیرت میرفتی اما چون ما انسانها عجول هستیم فکر میکنیم که این نتیجه قهرمون بوده .دوستم ازت میخوام که روزنه ایمانتو به دریچه بزرگی تبدیل کنی و با اون بتونی به دنیای ...
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  

خبر خوان



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...