• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست
علی(ع): یک دنیا، یک تاریخ چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
10 مهر 1394 ساعت 06:01
هر ناحیه از جهان که من و شمایی در آن یافت می‌شود، با سیره علی بن ابیطالب(علیه‌السلام) پیوند دارد؛ چراکه مخاطب سیره علی(ع)، من و شما هستیم و هر جا که دلاوری و بزرگی مورد خطاب قرار گیرد یا عاطفه‌ای برانگیخته شود،علی و نام علی(ع)در آنجا حضور دارد. نام علی(ع) همه کائنات را سیراب می کند و آن ها را به کرنش در می آورد. امیرالمؤمنین علی(ع) جن و انس را احاطه کرده است و گویی تنها نقطه ای از عالم هستی است که همه و همه بر آن اتفاق نظر دارند. علی فرزند  جناب ابوطالب(ع)،  یک تاریخ نیست؛ بلکه او همه هستی و عالم را در برمی گیرد. علی(ع) دست پرورده پیامبر(ص) دنیایی عظیمی است که هر چه در آن می روی به انتها نمی رسی. علی(ع) یکه تاز تاریخ است.

میدانی برای عرضه دوستی‌ها و دشمنی‌ها
خصوصیتی در سیره آن حضرت هست که در سیره‌های دیگر یافت نمی‌شود، که خود آن حضرت خلاصه‌ترین کلام را در این مورد فرموده‌اند: «اقوامی مرا دوست دارند حتی به خاطر دوستی با من وارد آتش می‌شوند و اقوامی مرادشمن می‌دارند و به خاطر دشمنی با من وارد دوزخ می‌شوند» یا هنگامی‌که فرمودند:«در مورد من دو گروه هلاک می‌شوند کسی که دوستدار افراطی من است و به چیزهایی معتقد است که در من نیست و کسی که دشمن من است و دشمنی من او را وادار می‌کند در مورد من دروغ بگوید.»

در غلو و افراط دو طرف از دوستان و دشمنانش، بعضی‌ها از شدت دوستی او، به‌جایی رسیدند که علی(ع) را تا مرتبه خدای معبود بالا بردند و بعضی‌ها در دشمنی آن حضرت به‌جایی رسیدند که گفتند علی از دین خارج است. آنها غُلاتی(غُلو کننده‌ها) بودند که علی را عبادت می‌کردند و علی بن ابی طالب(ع) آنها را از عبادت خود نهی می‌کردند و آنها به نهی فاتح خیبر(ع) توجه نمی‌کردند و  امام علی(ع) آنها را از این عمل توبه می‌دادند و آنها چه اصراری به عمل خود داشتند. در مقابل، این خوارج هستند که علی(ع) را علناً کافر می‌خواندند و از وی درخواست می‌کردند تا از گناهانش توبه کند، علی را در منبرهای خود ناسزا می‌گفتند، همچنان که دشمنان علی(ع)؛ یعنی امویان او را ناسزا می‌گفتند. خوارج و امویان در عقیده باهم مخالف بودند؛ ولی در ناسزاگوئی به علی(ع) و دشمنی با او هم‌صدا بودند.
میدانگاه زیبا و وسیعی است که هیچ میدانی در تاریخ دلیرمردان به‌اندازه آن دوست و دشمن نداشته است. جماعتی می‌گفتند او خدا است و جماعتی می‌گفتند او کافرِ رانده‌شده از رحمت الهی است.

میدانی برای عرضه شکایت و دادخواهی
نام علی(ع) تبدیل به کیمیا و اکسیری شده است که هر غصب شونده‌ای متوجه اوست و ندایی است که هر طالب انصافی به نام علی(ع) ندا می‌دهد و هرکسی که از جامعه ستمگر و از حکومت‌های زورگو خشمگین است به امیرالمؤمنین علی(ع) پناه می‌برد. گویا کلمه «یا علی » مترادف با کلمه اصلاح است و آرام‌بخش است که با آن هر اندوهمندی طلب راحتی می‌کند.
کسی که علیه ستمی برمی‌خیزد محرک قیام او و فرونشاننده غضب او نام علی(ع) است.

علی(ع) فرزندی از تبار هاشم
علی(ع) اولین فرد هاشمی است که از طرف پدر و مادر هاشمی است و در او خلاصه تمامی صفاتی که این خاندان شریف در آن مشهور شده‌اند، جمع شده است. صفات و شباهت‌هایی که در بسیاری از بزرگان گذشته وجود داشته است که می‌توان به بزرگی، نجابت، شجاعت، مودت، قدرت، مروت و زیرکی اشاره کرد و این‌ها غیر از صفات ظاهری بدنی ذکرشده در بعضی از بزرگان این خاندان است. در وصف دوران کودکی علی(ع) می‌توان گفت که وی کودکی مستعد رشد و ترقی فراوان بود و در فهم و قدرت بر امثال خودش سبقت داشت. علی مردی استوار و پابرجا در دوران جوانی و پیری بود و این استواری را تا سن شصت‌سالگی خود حفظ کرد.

پهلوانی بی هماورد
تاریخ علی(ع) مانند صفات علی(ع) گویای قدرت بدنی فوق‌العاده او است که در برابر هر نوع آفت و عارضه‌ای از صلابت و استواری برخوردار بود. چه بسیار پیش آمد که دست پهلوانی را می‌گرفت و بدون کوچک‌ترین تلاشی او را به زمین می‌افکند و یا بازوی دلیرمردی رامی گرفت، گویا نفس او را گرفته است.
مشهور است که علی(ع) با هیچ‌کس کشتی نگرفت مگر اینکه رقیب را در خاک افکند و باکسی مبارزه نکرد، مگر اینکه او را به درک واصل کرد و چه‌بسا اتفاق می‌افتاد سنگ‌های بزرگی را که چند نفر زورمند از تکان دادن آن عاجز بودند، جابه جا می‌کرد و درِ بزرگی را حمل می‌کرد درحالی‌که برای تکان دادنش به نیروی چند مرد نیاز بود.

شمشیر برّان برای دشمن
شجاع بود و کسی جرئت نمی‌کرد برای مبارزه با او برخیزد،از مرگ ترسی نداشت برای همین از هیچ جنگ‌آور دلیری نمی‌هراسید و از آوازه رقیب بیم نداشت؛ امّا هیچ‌وقت شروع‌کننده جنگ نبود تا وقتی‌که راه گریز وجود داشت.

به فرزندشان امام حسن (ع) فرمودند:«هیچ‌کس را به مبارزه دعوت نکن و اگر کسی تو را دعوت به مبارزه کرد او را اجابت کن، کسی که دعوت به مبارزه کند ظالم و ستمگر و ستمگر شکست‌خورده است.» او می‌دانست خوارج از لشکر وی جدا خواهند شد و با آن حضرت جنگ خواهند کرد، به او گفتند آنها علیه تو می‌شورند. قبل از اینکه آنها مبادرت به جنگ بکنند تو با آنها بجنگ. فرمودند: من با آنها جنگ نمی‌کنم، تا آنها با من جنگ را شروع کنند و آنها به‌زودی این کار را خواهند کرد.

حجّت روشنی برای دشمنش
علی(ع) قبل از جنگ جمل و صفین و قبل از هر واقعه‌ای کوچک یا بزرگ چنین کرد. او ابتدا دشمنی دشمن را روشن می‌کرد یا از دشمنی آنها چشم‌پوشی و آنها را به صلح دعوت و مردان لشکر دشمن را از ایجاد شر نهی می‌کرد. هیچ‌وقت علی(ع) دست به شمشیر نمی‌برد مگر اینکه قبل از آن، دعوت به صلح را تمام می‌کرد.
هنگامی‌که خوارج را موعظه می‌کردند، موعظه ایشان در بعضی از آنها به‌قدری تأثیر داشت. بااینکه امیرالمؤمنین علی(ع) را کافر می‌دانستند، بی‌اختیار صیحه می‌زدند: «خدا بکشد او را (علی(ع)) چقدر فقیه است.»
اصحاب امام علی(ع) می‌خواستند صدای آنها را در گلو خفه کنند؛ ولی علی بن ابی‌طالب (ع) مانع کار آنها می‌شدند.

جوانمردی ابوتراب(ع)
مروت علی فرزند ابوطالب(ع) در بین صاحبان مروت کم یاب تر از شجاعت آن حضرت در میان شجاعان است. ابو‌تراب(ع) برای لشکر خودش ابا داشت از اینکه کسی که پشت به آنها کرد، یا مجروح شد یا از ترس جانش کشف عورت کرد، بکشند یا مالی از آنها بگیرند.

امیرالمؤمنین علی(ع) بعد از جنگ جمل به «عبیدالله بن زبیر» و «مروان بن حکم» و «سعید بن عاص» که از دشمنان سرسخت آن حضرت بودند، دسترسی پیدا کردند؛ ولی آنها را بخشیدند و از مجازات آنها صرف‌نظر کردند.

«عمروعاص» که از یک لشکر هم برای امام علی(ع) خطرناک‌تر بود وقتی از ترس جانش کشف عورت کرد، علی(ع) دست‌پرورده ی پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) از او رو برگرداندند و او را رها کردند.

در جنگ صفین وقتی لشکریان معاویه بر آب مسلط شدند آب را بر روی امام علی(ع) بستند و می‌گفتند: حتی یک قطره هم آب به تو نمی‌دهیم تا از عطش بمیری!
در مقابل، علی(ع) وقتی شریعه ی آب را از دست لشکریان معاویه آزاد کردند به آنها اجازه دادند همان‌گونه که سربازان خودشان از آب استفاده می‌کردند، لشکریان معاویه هم استفاده کنند.

مظهر سادگی
بی‌تکلف بودن علی(ع) و استفاده نکردن ایشان از حیله‌های مختلف برای جذب دیگران، دشمنان امیرالمؤمنین علی(ع) را بیشتر می‌سوزاند. امام علی(ع) می‌فرمودند: بدترین دوستان کسی است که تو خود را به خاطر آن به تکلف بیندازی.

و کسانی که منتظر بودند علی با برخورد تصنعی، آنها را ازخود راضی کند، خود این انتظار خودشان را اشتباه دانستند؛ به‌خصوص آنجایی که انتظار داشتند علی(ع) از ارزاق و حقوق رعایا، آنان را بیشتر بهره‌مند سازد. آنها فکر می‌کردند این سنگدلی آشکار و تکبر عمدی از سوی امیرالمؤمنین علی(ع) است؛ ولی چنین نبود. نه سنگدلی در کار بود، نه تکبری، بلکه این صفت لازمه لاینفک شجاعت ایشان در همه زمینه‌ها بود.

زهد علی(ع) از زبان دشمنش
عمر بن عبدالعزیز از طایفه بنی‌امیه - که دشمن امام علی(ع) بود و برای حضرت از خود سیئات(بدی‌ها) می‌تراشید و منکر فضائل آن حضرت بود - می‌گوید:« زاهدترین مردم در دنیا علی بن ابی‌طالب است.»

دیگری می‌گوید: «علی در این دنیا آجری بر روی آجر و خشتی بر روی خشت و سنگی بر روی سنگ ننهاد.»
هنگام ورود به کوفه وارد قصر سفید کوفه نشدند، به خاطر اینکه محل زندگی ایشان بالاتر از محل زندگی فقرا نباشد.

مشورت دهی به دشمنان قسم‌خورده‌اش
حقیقت غیرقابل‌انکار این است که امیرالمؤمنین علی(ع) در امور سیاسی تیزبین و دورنگر بودند و ایشان در امور حکومتی و قضایی به عمر و عثمان بهترین مشورت‌ها را ارائه دادند. آنها و تمامی خلفا و غاصبین حق علی و آل علی(ع) می‌دانستند با مکر و حیله بر جای علی تکیه زده‌اند و به باطل، خود را سیاستمدارتر از امیرالمؤمنین علی(ع) می‌دانستند و فخر می‌فروختند.

حال‌آنکه امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: «به خدا معاویه سیاستمدارتر از من نیست؛ لیکن او حیله می‌کند و از فجور ابایی ندارد. و اگر حیله‌گری بد نبود من سیاستمدارترین مردم بودم.»

گر از همین امروز تاریخ‌نامه‌ای به بزرگی امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) را ورق بزنیم، تا قیام قیامت تمام نخواهد شد و نمی‌توانیم صفحه‌ای از این تاریخ را فهم کنیم؛ چراکه فهم علی(ع) درخور معلم ایشان، پیامبر اسلام(ص) و مونس روزها و شب‌هایش، حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) است.

منبع: پاسدار اسلام - اسفند 1379 و فروردین 1380، شماره 231 و 232 - پیوند نفوس بشری .

ماءمعین   

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  

خبر خوان



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...