• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات arrow یزید بن معاویه، کسی که در وجودش خیری نبود
یزید بن معاویه، کسی که در وجودش خیری نبود چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
01 آبان 1394 ساعت 05:45
یازده سال از دوران امامت امام حسین(علیه السلام) در دوران معاویة بن ابی سفیان گذشت؛ امّا در چشم تاریخ، سخت ترین دوران برای سبط نبیّ(صلی الله علیه و آله) دوران کوتاه سه ساله ی خلافت یزید بن معاویه بود. دورانی که در آن، امام حسین(ع) برای نجات یافتن از بیعت با مردی که فسق و فجورش آشکار بود، به همراه خانواده اش به خانه ی خداوند پناه برد و پس از چندی برای آنکه مزدوران یزید خون او را در مکان امن خداوند نریزند، به سوی «کوفه» رفت و در همین سفر توسط لشکر ابن زیاد و یزید محاصره شد و به طرز خونباری به مقام رفیع شهادت رسید.

امّا آنچه که در این مقاله ی کوتاه در پی آنیم، بیان این مسئله است که از دیدگاه کتاب‌های اهل تسنّن، سیره‌ی یزید بن معاویه و ملعون بودن او را مورد بررسی قرار دهیم. در ادامه به نظر برخی از علمای اهل سنّت در این باره اشاره می کنیم.

جنگ با حسین(ع)، جنگ با خداوند
حاکم نیشابوری از علمای اهل تسنّن، روایت نبوی بسیاری درباره ی شأن و مقام اهل بیت(علیهم السلام) در کتاب خودش «مستدرک علی الصحیحین» آورده است که برخی از این احادیث به مقام دشمنان اهل بیت(ع) اشاره دارد. از میان آنها می توان به روایات زیر اشاره کرد:

عبدالله بن عبّاس از رسول خدا(ص) نقل می کند: «ای پسر عبدالمطّلب! من از خداوند سه چیز خواسته ام: آنکه قیام کننده از نسل شما را پایدار گرداند، اینکه گمراهان خاندان شما را هدایت کند و جاهلانتان را دانا گرداند و از خداوند خواسته ام که شما را بخشاینده و بزرگ و مهربان گرداند؛ با این حال اگر مردی از شما هر روز بین رکن و مقام نماز بگذارد و روزها روزه داری کند و در عین حال دشمن اهل بیت محمّد(ص) باشد، به دوزخ وارد می شود.»(1)

همچنین ابوهریره نقل می کند که نبی خدا(ص) را دیدم که به علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) نگاه می کند و می فرماید: «من با دشمنان شما در جنگم و با دوستان شما دوست.»(2)

همچنین ابی‌سعید خدری نیز می گوید که رسول خدا(ص) فرمود: «به آن کسی که جانم در دست اوست هیچ کس با اهل بیت(ع) دشمنی نمی ورزد؛ مگر آنکه خداوند او را وارد آتش می کند.»(3)

در روایات اهل سنّت، به این موضوع نیز اشاره شده است که اهل بیت(ع) چه کسانی هستند. چنانچه از رسول خدا(ص) نقل می کنند: «اهل بیت من، علی است و فاطمه و حسن و حسین(ع)»(4)

بدین ترتیب، حساب کسی چون یزید بن معاویه، که برای قتل سبط نبیّ اکرم(ص) برنامه ریخت و ایشان را خونبار به شهادت رساند، معلوم است. چه آنکسی که در دل دشمنی می ورزد، در نهایت راهی دوزخ می شود، چه برسد به آنکه تیغ بکشد و لشکر راه بیندازد.

یزید، امام فاسق و کافر
با تمام توصیفاتی که بیان کردیم، بیشتر علمای اهل تسنّن، بر کفر یزید بن معاویه اتّفاق نظر دارند. یافعی می گوید: «و امّا حکم آن کسی که حسین(ع) را به قتل رساند یا فرمان قتل او را داد، همانند کسی که ریختن خون او را حلال می داند و این همان کفر است.»(5)

ذهبی نیز می گوید: «[یزید] دشمن شدید و غلیظ اهل بیت(ع) بود که شراب می نوشید و عمل حرام انجام می داد و حکومتش را با قتل حسین(ع) گشود و به واقعه ی حرّه ختم کرد.»(6)

ابن کثیر هم می گوید: «همانا یزید پیشوای فاسق و گناهکاری بود.»(7)

مسعودی، از تاریخ نویسان بنام اهل تسنّن می گوید: «چگونه مردم ستم یزید و کارگزارانش را تاب آوردند تا جایی که فسق او آشکار شد و او همان کسی بود که پسر دختر رسول خدا(ص) و یارانش را به قتل رساند. آن سیره ای که او در شراب نوشی آشکارا داشت، سیره ی فرعون است؛ بلکه فرعون درباره‌ی رعیتش از او متعادل‌تر بود و درباره ی خاص و عام با انصاف‌تر رفتار می کرد؛ یزید [درباره خویشاوندش] عثمان بن محمّد بن ابی سفیان چنین رفتار نکرد. چرا که اهل مدینه او را از شهر اخراج کردند و یزید برایش کاری نکرد.»(8)

عبدالله بن حنظله از پیشوایان قیام مردم مدینه علیه واقعه ی حرّه می گوید: «به خدا قسم ما تا آن زمان که سنگ از آسمان توسط یزید بر سرمان باریدن نگرفته بود، علیه یزید قیام نکردیم؛ امّا او کسی بود که با مادران، فرزندان، دختران و خواهرانش نکاح می کرد و شراب می نوشید و نماز نمی خواند.»(9)

از زشتی هایی که در تاریخ برای یزید ذکر شده است، می توان به قتل امام حسین(ع) و حمله به دختران رسول خدا(ص) آن هم به طور وحشیانه اشاره کرد. او کسی بود که اهل مدینه به خاطر کشتاری که در آنجا به راه انداخت به شدّت از او ترسان و هراسان شده بودند و او همان کسی است که کعبه را ویران کرد که همین دلالت بر قساوت، سخت دلی، دشمنی او با اهل بیت(ع)، بدفکری، کینه ورزی، نفاق و بی ایمانی او دارد. پس او فاسقی لعنت شده است و هر کس مانع لعنت گویی ملعونی شود، خود ملعون است.(10)

تفتازانی در کتاب «شرح عقاید النفسیه» می گوید: «حق آن است که بگوییم که یزید راضی به قتل حسین بود و با این خبر خوشحال شد و اهانت او به اهل بیت رسول(ع) ما را در این معنا به توافق می رساند که بگوییم: لعنت خداوند بر او و بر یاران و دوستانش باد.»(11)

ابن خلدون، قدیمی ترین تاریخ نویس اهل تسنّن می گوید: «نه برای آنکه یزید فرمان قتل داد، بلکه برای آنکه می بینیم او مانع خونریزی نشد و بدین ترتیب اجازه داد که امام حسین(ع) را بکشند، این عملش قتل است و این عمل، از اعمال پلید یزید است که بر گناهکاری و فسق او مُهر تأیید می زند و حسین(ع) در این جریان شهید محسوب می‌شود.»(12)

همچنین در کتاب علمای اهل تسنّن بیان شده است که یزید به نواختن موسیقی شهرت داشت، شراب می نوشید، به طرب و غنا مشغول می شد، صید [حرام] انجام می داد، با مردان جوان و شاهزادگان و میمون و سگ می آمیخت و روزی نبود که مست از خواب برنخیزد. او کسی بود که میمونش را بر اسبی آزین بسته که با زنجیرها و پارچه ها آراسته شده بود، نشاند در حالی که بر تن آن میمون، پارچه ی زربافت پوشانده بود. او همچنین برای پسربچّه ها نیز چنین می کرد. او بین آنها مسابقه ی اسب دوانی برگزار می کرد و هنگامی که آن میمون مُرد، به شدّت برای او محزون شد. حتّی گفته شده که علّت مرگ یزید این بود که بوزینه‌اش او را گاز گرفت و او از اسب به زمین و افتاد و مُرد.(13)

جای تأسّف است که برخی علمای افراطی اهل تسنّن، متعصّبانه اصرار می ورزند که امام حسین(ع)، سبط نبیّ اکرم(ص) در حکم شورشی علیه یزید بود. میگسار مستی که هتّاک حرم شریعت مطهّره ی رسول خدا(ص) بود! پس عجبا از نوشته هایی که از فرط بی انصافی آن، پوست‌، می شکافد و از شنیدنش، تمامی سنگ ها آواز در می دهند.(14)

پی نوشت ها:
1.    الحاکم النیسابوری، «مستدرک علی الصحیحین»،  ج3، ص 174، حدیث رقم 4775.
2.    همان، ج3، ص 174، حدیث رقم 4776.
3.    همان، ص 176، حدیث رقم 4780.
4.    همان، ص 172، حدیث رقم 4772.
5.    «شذرات من ذهب»، ابن العماد الحنبلی: 1 / 68؛ به نقل از شبکة الشیعة العالمیة. http://www.shiaweb.org/books/jaish_alsahaba/pa23.html
6.    همان.
7.    «البداية»: 8 / 223؛ به نقل از همان سایت.
8.    «مروج الذهب»: 3 / 82؛ به نقل از همان سایت.
9.    «الكامل»: 3 / 310 و «تاريخ الخلفاء»: 165؛ به نقل از همان سایت.
10.    الجاحظ، «الرسالة الحادية عشر في بني أمية»، رقم الصفحة: 398؛ به نقل از همان سایت.
11.    العلامة سعد الدين التفتازاني الشافعي، «شرح العقائد النسفية»، رقم الصفحة: 181؛ به نقل از همان سایت.
12.    إبن خلدون، «المقدمة»، رقم الصفحة: 254؛ به نقل از همان سایت.
13.    إبن كثير، «البدايه والنهايه»، الجزء8، رقم الصفحة: 258؛ به نقل از همان سایت.
14.    الشوكاني، «نيل الأوطار»، الجزء: 7، رقم الصفحة: 147؛ به نقل از همان سایت.

ترجمه و تحقیق: پ.میعاد

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

بیعت با شیطان

فروشگاه اینترنتی

 

آخرالزمان

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...