• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست
نازک‌ترین سلاح چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
21 دی 1395 ساعت 05:00

 


فرمانده مرا صدا زد و گفت میخواهم مأموریتی را به تو محول کنم! تعجب کردم؛ من؟ نحیف ترین و ضعیف ترین سرباز لشکر؟ آخر چه کاری از من برمی آمد؟ فرمانده ادامه داد: من تو را به عنوان محافظ پیامبرم برگزیده ام. میخواهم به آنها ثابت کنم که از تو هم ضعیف ترند! و اینگونه بود که رفتم و با تارهای نازکم، پیامبر خدا را در آن غار، از شر دشمنانش محافظت کردم.

محمّد مبینی
 

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  

خبر خوان



سبز آبی

حیواناتی که به مرگ خود آگاهند
 مرگ‌آگاهی از آن دسته اطلاعاتی است که اگر به بچه‌های کوچک انسان هم ارائه کنید، درباره‌ی آن فهمی ندارند. یعنی اگر به بچه‌ی کوچکی بگویید مرگ چیست؟ نمی‌داند! با این حال برخی حیوانات از همان دوران کودکی و بر اساس غرایزی که خداوند به آنها اعطا کرده است، می‌توانند درک کنند که زمان مرگشان چه زمانی است و همچنین برای مرگ دیگر همنوعانشان ناراحت می‌شوند و سوگواری می‌کنند.
ادامه مطلب...