• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow شعروادب arrow صبور باش؛ صبح نزدیک است!
صبور باش؛ صبح نزدیک است! چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
01 تیر 1396 ساعت 09:07
 در فصل پریشانی قدس و اسارت فلسطین، ترانة صبوری را نجوا می کنیم. به آرمیدگان در خاک، بی غسل و کفن، که پوششی جز آفتاب ندارند، زاری می کنیم. به غریبان تنها و بی یاور، آوارگان دور از وطن، نوحه سرایی می کنیم. قرن هاست که بر سر یک باور دینی ایستاده ایم و در دژ شکیبایی، شیاطین را از خود رانده ایم. به ما گفتند که: مشکل های عاشقی و دلدادگی، با صبوری به سامان می رسد. آری، اگر صبر بود، مشکلی نبود.

ارابّه های خصم، نخل های سربلند و درختان زیتون را شکستند، و آواز را در گلویمان خشکاندند، آیا می شنوید در کوچه های خون آلود شهرمان، شیون باد را که برای دوشیزگانِ حرمت شکسته شده، چگونه نجوا می کنند.
کوچه های شهرما، هرگز لبخند آفتاب را ندیده است، شب هایی بس طولانی و هولناک، سال هاست که بر سر خانه هایمان سایه افکنده است. خورسندیم که به پایان شب نزدیکیم و شب سیاه سیاهکار، اندک اندک، دامن از سر ما بر می چیند.
در آستانة سپیده ایم، که با تمام اشتیاق، خورشید را انتظار می کشیم. در برابر ستمگران، شمشیر تیز استقامت و صبوری را بی نیام گذاشتیم. با توسن صبر و شکیبایی، برهستی دژخیمان تاختیم، و تاک امید را بارور ساختیم. شلاق فرازان بی باک، آسیبمان رساندند، امّا توانمان را بزیدند. هر روز بر استقامتمان افزون شد، ناصحان گفتند صبوری کن.

دریغا صبوری، کار آسانی نیست. چگونه صبر آریم که: دشنه ای بر جگر داریم، و اشک دائم در دیده. باید صبور بود که در صبوری و استقامت، رهایی و پیروزی نهفته است. در سکوت دردناک حنجره ها، صدای پای منجی، در گوش جان خسته دلان طنین افکنده است.
می دانم صبوری کار دشواری است. آنهم صبر در قراق کسی که دل هفت اقلیم هستی برایش می تپد و بی قراری می کند. چارة درد ما مشتاقانِ هجران کشیده، صبوری و استقامت است.

صبر از دست رفته را چگونه باز گردانیم. جماعتی از خاصّان و فرهیختگان، در دشت لاله پرورِ آوردگاه ها، چهره به خاک فرو بردند، و به اشتیاق دیدار محبوب خود، حضرت صاحب الامر(عج)، به ابدیّت پیوستند. مادران داغدار، همسران سامان از دست داده، دختران به جا ماندة آن مهاجران الی الله پیراهن صبوری دریدند و گیسوان پریشان، درگذر باد نهادند و فریاد برآوردند.
ربّنا افرغ علینا صبراً و ثبّت أقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین.1
پروردگارا، به ما تاب و توان بخش و گام های ما را استوار گردان و بر

کافران، پیروزمان دار.
در هجر صبور باش یکچند
کز صبر گشاده گردد این بند
صبر است کلید گنج مقصود
از صبر به کام دل رسی زود2
پس از آن همه، در دو رنج، آوارگی و بی خانمانی، و هزار و اندی سال خزان و زمستانِ بی بهار، و سرگردانی روی پُل فرسودة زمان، اکنون دستی پست از آستین مردی پلید از آن سوی دریاها برآمده، غرور و شکوه غیرت دینی ما را درهم می شکند. تجاوزگری از ماوراء اقیانوس ها، بر سرزمین توحیدیان فرود آمده، دجله را به خون جوانان برومند اسلام آبیاری می کند، سزاست که: آسمان بر ما بگرید، و زمین از شرارة آسمان ملتهب گردد.

دلیر مردانی صبور و مقاوم، با توانی دشمن سوز، در برابر دژخیمان ایستاده ، هزار، هزار، چونان غنچه های نشکفته از گلُبن هستی فرو ریختند؛ به امیدی که، در بهاری موعود شکفتن آغازند. و هنوز صبورانه، در غریبستان عدم، دیده به راه و گوش به زنگ آرمیده اند
که: کی اذان منارها و ناقوس کلیساها، عطر جان بخش «مهدی» و «عیسی»(ع) را در فضای لایتناهی پراکنده سازند.

ما مشرقیان و توحیدیان ارض طوس، نهضت گران ظهوریم و دوستداران اهل بیت، زمینه سازان بهشت «موعود». در جمع ما شیرانی قد برافراشتند، که ننگ فرار از برابر دشمنان را زبونی و گناه پنداشته، با جهد و جهاد دشمنان خدا را از صحنة روزگار بر می چینند،
و هرگز دست و دامن به غنائم نمی آلایند. تیغ فراق و شمشیر هجران، عرصة جولان را از ما گرفته است. پیمانة صبرمان لبریز شده.
به ما گفتند: مردی از تبار اسماعیل، در روزگاری که قدس را آتش کفر فرا گرفت، فلسطین زخمی و قطعه قطعه گردید، بصره در آتش بیداد سوخت، می آید و پلشتی و ناپاکی ها را از دامن قدس و شامات و کره زمین برمی چیند. کودکان خیابانی را نوازش می کند، و دختران را حرمت و عزّت باز می گرداند.

این نوید جاوید را از پدرمان، حضرت آدم صفی الله(ع) شنیدیم که به مادرمان حضرت حوّا(س) بشارت داد، و او در کنار با نوج، نام مقدس و فرج انگیزِ موعود را به گوش جان ما، لالایی گفت. این راز بزرگ، سینه به سینه، از چهار پیام آور آسمانی اولوالعزم برگزیدگان خدا، به آخرین سفیر الهی«محمد بن عبدالله(ص)» رسید و خاتم انبیاء این راز مکنون را در آیینة ضمیر دوازده جانشین برحق خود منعکس فرمود و بشارت داد، در نامه ها مندرج شد که، شکوهمند مردی با هیبتی بالاتر از همة کهکشان ها و قدرتی عظیم فوق بشری خواهد آمد و طومار نابکاران را در هم خواهد پیچید.

معصومانِ گرامی ما، در انتظار چنین واقعه ای عظیم بودند. آن آگاهان از اسرار غیب و عالم ملکوت، علائم و نشانه های ظهور را گفتند
که: هرگاه دیدید زمانه چنین و چنان شد، منتظر باشید، که او خواهد آمد. اکنون آن شده است که ما منتظرآنیم.
ما که غریبه نیستیم، پیشگویی ها را ورق زدیم، نوشته ها را خواندیم و واژه های داغ ظهور را سُرودیم، همچنان بی صبرانه منتظریم و در انتظاری تلخ و طاقت سوز، به سر می بریم. شمشیرهایمان در نیام زنگار گرفته، چه کسی اذن جهادمان خواهد داد؟ دریغا خانه ها برسرمان آوار می شود، ابدان عزیزانمان در انهدام خانه ها و در انبوه خاک و سنگ و سیمان، محو و مفقود می گردند.

آری، باز هم صبوری، که رسول خدا(ص) فرمود: إذا رأیتم الأمر لاتستطیعون تغییرة فاصبروا حتّی یکون الله هو الذّی یغیرّه.3 وقتی دیدید نمی توانید چیزی (مشکلی) را تغییر دهید، صبر کنید تا خدا آن را تغییر دهد.

سربازانی تهی دست، با سنگ و فلاخن در مقابل ارابّه های فولادین غربیان مقاومت می کنند و چرخ های آهنین آن نابکاران را درهم  می شکنند، خونِ غیرت در عروق همة مسلمانان جهان غلیان می گیرد، با مرگ، پای کوبی و دست افشانی می کنند زیرا مرگ در راه خدا را با مرکب شهادت رهسپار دیار بقاست، حیات جاویدان می دانند.

گویا بوی رهایی به مشامشان رسیده و عطر ظهور را احساس می کنند. سربازانی فقیر، تنها با پشتوانة ایمان و اتکاء به آینده، برای فردایی برتر که وعدة تخلف ناپذیر الهی است، می جنگند و تردید در ارادة آهنین آنان راه نمی یابد.
می دانند که یهود در پرتگاه فناست، صهیونیزم چونان حبابی بر روی آب، به زودی، خواهد ترکید.

الّذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الطّاغوت فقاتلوا أولیاء الشّیطان إنّ کید الشّیطان کان ضعیفاً.4
مؤمنان، در راه خدا پیکار می کنند و کافران در راه شیطان؛ پس شما با یاران شیطان پیکار کنید که مکر و حیلة شیطان ضعیف است.

هر شهیدی مانند ستاره ای می درخشد و افق شهادت را به ما می نمایاند، او می داند که پس از شهادت، رجعتی سبز و بازگشتی دوباره، به اذن خدا، خواهد بود، در پرتو خورشید ولایت حجة بن الحسن(عج).
ما را چه بیم، اگر بازوان ستبر جوانانمان در اسارت دشمنان شرق و غرب شکسته می شود، به یقین، روزی این دستان و بازوان با دست ید اللّهی امام منتظر(عج) روییدنی دوباره خواهند کرد. باز هم صبوری، هر روز سینة مردان کفر ستیز و شیران شرزة آوردگاه ها آماج
تیر شیاطین می گردد.

شگفتا، این چه حکمتی است که سنگ فلاخن، در برابر بمب های آتشین و ویرانگر «ناپالم» پایمردی می کنند، و در مقابل یاغیان و دزدان دریایی و هوایی که از آن سوی بحرها قصد جان و شرف ما را کرده اند، ایستادگی می کنند. یا أیهّا الّذین آمنوا لاتتّخذا و الیهود و النّصاری اولیاء بغضهم أولیاء بعضٍ و من یتولّهم منکم فإنّه منهم إنّ الله لا یهدی القوم الظّالمین.5
ای مؤمنان، یهود و نصاری را به دوستی برنگزینید، که آنها دوستان یکدیگرند، و کسانی که از شما با آنها دوست شوند از آنها هستند، خداوند ستمکاران را هدایت نمی کند.
گرچه ایمان به فردای روشن، فردای سبز و بهاری، روزگاری برتر از همة اعصار و قرون گذشته، ما را به سان کوه استوار و مقاوم کرده و ترس و زبونی را از قاموس جانمان زدوده، امّا شرارة خشم ابلیسی یهود و نصارا و شیطان بزرگ را نیز نباید دست کم گرفت و به هیچ انگاشت، که آتش کینة آن خون آشامان، کوه را متلاشی می کند.
آتش جهنمی آنان با پشتوانة شیطان بزرگ، موسائیان را تا نیل تعقیب می کند.
و من یتّخذ الشّیطان ولیّاً من دون الله فقد خسر خسراناً مبیناً.6
هرکس به جای خدا، شیطان را دوست بگیرد، آشکارا، زیان کرده است.

ما اکنون در حصاریم، در حصار کینه توزترین دشمنان خدا و بشریّت، در حصار آمریکا، (نصاری) و یهود صهیونیزم، اتحاد شوم آنان را بنگر، و ارادة دینی خود را محکم دار. اگر قدرت ایمان و باور فردایی بهتر در ما متجّلی است، فتنة یهود نیز بی حد و حصر است.

حرکت ما، موازی قدرت آن نابکاران، در خور تحسین است. ما را فرض است که تا آخرین نفس با دشمنان خدا بستیزیم، و از جدال با آن فریبکاران روی برنتابیم. ما راهی را برگزیده ایم که ردّ پای ممتدّ پیامبران الهی در این راه پیدا است. محققاً، ما هدایت شدگانیم و پیروان برحق آزاد مردانی چونان ابراهیم و موسی(ع)، قرن هاست صلیب خود را به شانه گرفته، منزل به منزل حمل می کنیم تا کجا به دارمان کشند.
فریقاً هدی و فریقاً حقّ علیهم الضّلالة إنّهم اتّخذ و الشّیاطین أولیاء من دون الله و یحسبون أنهّم مهتدون.7
گروهی را هدایت کرد و جمعی نیز در گمراهی ثابت ماندند، زیرا آنها به جای خدا شیاطین را به دوستی برگزیدند، و می پندارند که هدایت یافته اند.

پی نوشت:
1. سورة بقره(2)، آیة 250.
2. نسیمی شیرازی، عمادالدّین .
3. نهج الفصاحه، ح 208.
4. سورة نساء (4)، آیة 76.
5. سورة مائده(5)، آیة 51.
6. سورة نساء(4)، آیة 119.
7. سورة اعراف(7)، آیة 30.

ماهنامه موعود، شماره 57

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

سوسک‌های قرآن خوان
حشرات کامل olivieri P. که نام محلّی آن در ایران «قرآن خوانک» است، در حدود 30 تا 40 میلی متر طول دارند و پهنای بدن آن در عریض ترین قسمت تا 20 میلی متر می رسد . شاخک هایشان ده مفصلی است که در حشره نر 7 مفصل و در حشره ماده 5 مفصل به صورت ورقه ای (Lameli Form  ) در آمده است .
ادامه مطلب...