• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات arrow جهان در بحران: از ذوب شدن یخ‌ها تا طوفان جزایر کارائیب
جهان در بحران: از ذوب شدن یخ‌ها تا طوفان جزایر کارائیب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
26 تیر 1396 ساعت 05:00
 به عقیده‌ی  آناتول لیون، استاد علوم سیاسی، «بزرگ‌ترین خطری که بشر را در دراز مدت تهدید می‌کند، همان معضلی است که به دلیل مد روز نبودن آن، به ندرت از سوی رسانه‌ها مطرح می‌شود. این خطر، همان کمبود آبی است که عواملی از جمله: ازدیاد جمعیت و بی‌کفایتی وحشتناک در امر استفاده و ذخیره‌ی  آن و نیز تأثیرات بالارفتن درجه حرارت جهان بر یخچال‌های هیمالیا، از علل آن محسوب می‌شوند. چنانچه روند فعلی به همین ترتیب ادامه پیدا کند، بدون شک در طول پنجاه سال آتی، قسمت اعظم سرزمین پاکستان به خشکی و بی‌آبی‌ای از نوع صحراهای آفریقا منتهی با صدها میلیون نفر جمعیت ـ گرفتار خواهد شد. همین سرنوشت در انتظار شمال هندوستان نیز خواهد بود.


ذوب شدن یخچال‌های دائمی هیمالیا، که در حال حاضر در جریان بوده، و دیگر شاید به مرحله بازگشت‌ناپذیری رسیده باشد، حاصل تغییرات جوی و نتیجه‌ی  کارکردهای بشر در طول صدسال گذشته تلقی می‌شود. در واقع، در طول ده هزار سال تاریخ بشر، این اولین بار است که او در چنین دوره‌ی  کوتاهی به چنین عامل تعیین کننده‌ای در جهت‌گیری سیر طبیعت مبدل می‌شود.

انسان، عامل تغییرات اساسی
آلبرت‌ هاریسون استاد دانشگاه کالیفرنیا، در این مورد می‌گوید:
ما باعث تغییرات اساسی‌ای در سیاره خود گشته‌ایم. جغرافیای زمین را با حفر گودال‌های معدنی عظیم و نیز با کشاورزی خود عوض کرده‌ایم، مسیر رودخانه‌ها را با زدن سدها و کانال‌ها و آب‌گردان‌ها عوض کرده‌ایم، هزاران تن مواد شیمیایی و هیدروکربن به درون اتمسفر ریخته‌ایم و با ایجاد شکاف در لایه‌ی  ازن، باعث بالا رفتن درجه حرارت کره‌ی  زمین شده‌ایم.

به زبان دیگر، بشر، خود به عظیم‌ترین مصیبت طبیعی مبدل شده است. مصایب و فجایع غیرقابل پیش‌بینی طبیعی نه اتفاقی جنبی و جانبی بلکه انعکاسات و پیامدهای طرز زندگی و ساختار مدنی جوامع و نحوه‌ی  بهره‌برداری از منابع طبیعی محسوب می‌شود. روند جاری آن چیزهایی که در اصطلاح «مصایب طبیعی» خوانده می‌شود، وضوحاً بر همین نکته تأکید دارد. جنگل‌زدایی‌ها و نابود ساختن باتلاق‌ها و همچنین بی‌تفاوتی نسبی دولت‌ها به اثر گلخانه‌ای و گرم‌تر شدن زمین، همه و همه به این حقیقت عریان اشاره می‌کند که تلفات حاصله از مصایب طبیعی در طول دهه 90، سه برابر تلفات در دهه 80 و پانزده برابر همان در دهه 50 بوده است.

داده‌های جاری، از سوی دیگر بر این افسانه که گویا عواقب منفی اجتماعی و اقتصادی این مصایب به حوزه جغرافیایی اطراف آن محدود می‌ماند، قلم بطلان کشیده است. همین مطلب، موضوع عمده مورد بحث کنفرانس «ازدیاد جمعیت در لبه اقیانوس آرام» که در سال 2001 در دانشگاه استانفورد کالیفرنیا برگزار شد، به‌شمار می‌رفت. در آنجا زمین‌شناسان و مشاوران و متخصصان کمک‌رسانی، عواقب مصایب طبیعی و از جمله زلزله‌ها و آتشفشانی‌هایی را که محتمل است به سراغ لبه اقیانوس آرام (از «لیما» گرفته تا «لس‌آنجلس» و از «سیاتل» و «آنکوراژوی» توکیو گرفته تا «تایپه») بیاید، مورد بررسی قرار دادند و تخریب‌های حاصله از آن‌را تخمین زدند.

 به گفته‌ی  یکی از متخصصان:
راه‌های ارتباطی آبی میان غرب آمریکا و آسیا، در معرض آسیب‌پذیری از سوی اختلالات محیط‌زیستی قرار دارد و زلزله‌های به مراتب شدیدتر و مخرب‌تری، آینده سیاتل و سانفرانسیسکو را تهدید می‌کند.
به همین جهت بود که زلزله سال 1999 تایوان، نه تنها از نظر تلفات جانی و مالی بلکه از نظر وقفه انداختن در گردش اقتصاد ـ که در دورترین نقاط و از جمله «سان خوزه» کالیفرنیا نیز احساس می‌شد ـ حائز اهمیت بود. صنایع الکترونیکی «سان خوزه»، به واسطه کمبود قطعاتی که معمولاً توسط کمپانی‌های تایوانی توزیع می‌شد، عملاً به حالت توقف و تعطیل درآمد. این زلزله یکی از ابعاد اضطراب‌انگیز (و قابل پیش‌بینی) پدیده «جهانی شدن» را نیز آشکار ساخت: آسیب‌پذیری اقتصادی کارگران کالیفرنیا ـ به صورت از کار بی‌کار شدن‌ها در ابعاد وسیع ـ در نتیجه‌ی  اتفاقی که هزاران کلیومتر دورتر به وقوع پیوسته است.

نظر مجدد به عواقب آتی ذوب شدن برف‌های هیمالیا که مورد نگرانی «لیون» است، بر این نکته انگشت می‌گذارد که مشکل در اینجا به محروم شدن میلیون‌ها سکنه‌ی  آسیای جنوبی از آب و زمینه زندگی خود محدود نمی‌شود. فرد باید تأثیرات ترکیب گرم شدن کره و عدم صرفه‌جویی و ذخیره‌های ناچیز و ازدیاد جمعیت را بر سایر نقاط جهان نیز مدنظر داشته باشد و از سوی دیگر، اثرات مهاجرت صدها میلیون مردمی را که از روی ناچاری و نومیدی و برای تداوم بقای خود جابه‌جا می‌شوند، بر مناطق شهری و در نتیجه، تأثیر آن‌را بر امنیت و ثبات کشور‌های منطقه در نظر داشته باشد. به علاوه، باید اثرات این عدم امنیت و عدم ثبات بالقوه و اشکال متنوع آن‌را که به صورت شیوع امراض در ابعاد جهانی، اختلال روندهای جابه‌جایی جمعیت‌ها و نزاع‌های منطقه‌ای خودنمایی می‌کند، برظاهر شدن نقاط آسیب‌پذیر بشر در مقیاس جهانی آن ملاحظه کرد.

راه‌حل‌های غیرمنتظره
به زبان دیگر، مصایب و اتفاقات غیرمترقبه، دیگر به هیچ‌وجه مشکلاتی مختص به جهان سوم محسوب نمی‌شود. عدم امنیت بی‌سابقه‌ی  جهانی حاصله از واقعه‌ی  یازده سپتامبر و نیز به اصطلاح جنگ با تروریسم و حمله به عراق، یادآور روشن و انکار‌ناپذیر همین نکته است که ما از این بیشتر نمی‌توانیم به نگرش‌های حاشیه‌نشینانه و این نظریه که گویا فجایع انسانی محدود به جغرافیاهای خاصی می‌شود، بچسبیم. ما همگی درست برعکس بازیگران بی‌اختیار یک معضل جهانی محسوب می‌شویم، که کارکرد خود بشر ـ صرف‌نظر از آنکه از روی منفعت‌طلبی‌های انعطاف‌ناپذیر شخصی و یا تعصبات بشارت مأبانه مذهبی و یا حفظ ساده بقای اقتصادی بوده باشد ـ بر سر ما آورده است.

موارد بالا، هیچ یک به غیرقابل احتراز بودن این روند اشاره نمی‌کند و برعکس، نشان دهنده لزوم نظر انداختن از یک زاویه متفاوت، بر مصایب و اتفاقات نامساعد و به علل و مکان‌ها و تأثیرات آن است. لزوم چنین برخوردی، روزبه‌روز ضرورت و اهمیت تازه‌تری می‌یابد، چرا که به دلایل گوناگون، آینده بشر، از بسیاری جهات هم اکنون حاضر است.

ما پیش‌تر از این نیز در راهی گام می‌زده‌ایم که شرایط مساعد را برای بروز احتمالی یک فاجعه عظیم جهانی در طول بیست سال آتی فراهم می‌آورده است. پروفسور «مارتین ریس»، استاد دانشگاه کمبریج، با قاطعیت، نظر می‌دهد که «تا سال 2020، یک مورد «بیوـ خطا»1 و یا «بیوـ ترور»2، منجر به مرگ یک میلیون نفر خواهد شد». پروفسور «تی‌هومر دیکسون» نیز در همین راستا عقیده دارد که بشر، خود، شرایط پیدایش یک فاجعه جهانی را مهیا کرده است. ما در این مقطع، فقط می‌توانیم «فروریختگی یک‌باره سیستم‌های اجتماعی، اقتصادی و بیوفیزیکی در مقیاس جهانی راـ زیرفشارهای مختلف و تنگاتنگی که بر آن وارد می‌شود ـ انتظار بکشیم».

با همه این اوصاف، ساختارها و سیستم‌هایی که مسئول پیش‌بینی راه‌های تسکین ضربه و پیشگیری از آن و یا حداقل آماده‌سازی، برای مقابله با آسیب‌های عظیم مقیاس از جهت انسانی هستند، توانایی مقابله با آن‌را ندارند. کلیه ساز‌مان‌های بنیادی، دولتی، غیردولتی و بین دولت‌ها و در واقع، تمام نهادهایی که به این یا آن دلیل، «انسان دوستانه» خوانده می‌شوند، هنوز که هنوز است، گرفتار توقعات و برداشت‌ها و پروسه‌هایی می‌باشند که بیشتر مناسب مقابله با اورژانس‌ها و حفظ بقا در حال حاضر است. پروسه‌ها و روش‌هایی که قدیمی تلقی می‌شوند.

در نتیجه، فرد باید معضل سازمان‌هایی را که تلاش می‌کنند به درکی از آینده برسند، دریابد. پروفسور ریس اشاره می‌کند که در سال 1937، آکادمی ملی علوم آمریکا، تحقیقی را که هدف آن پیش‌بینی پیشرفت‌های علمی آینده بود، سازمان داد. او می‌گوید: «این گزارش، سند آموزنده‌ای برای آینده‌نگران تکنولوژی در زمان حاضر محسوب می‌شود. این گزارش، ارزیابی عالمانه‌ای از کشاورزی و پیدایش بنزین و لاستیک مصنوعی به دست داد. از آن مهم‌تر، غفلت آنان از بسیاری چیزهای دیگر، نظیر انرژی اتمی، آنتی‌بیوتیک‌ها، موتور جت، موشک و رفتن به فضا و اختراع کامپیوتر و مسلماً پیدایش ترانزیستور بود. این کمیته، از پیش‌بینی تکنولوژی‌هایی که نیمه دوم قرن بیستم را زیر نفوذ خود می‌گرفتند، عاجز بود. از این هم بدتر، عجز این کمیته در پیش‌بینی تغییرات سیاسی و اجتماعی این دوره بود».

مشکل سازمان‌ها (البته بیش از آنکه عدم قدرت پیش‌بینی آینده باشد) مشکل عدم قابلیت آنان در نظارت و توجه و تحلیل و تطبیق‌پذیری با اوضاع جهانی است که مشخصه عمده‌ی  آن، تغییرات سریع و پیچیدگی آن است. از میان نهادها، تنها آن‌هایی قادرند مسئولیت برخورد مؤثر با تغییرات سریع سیاسی و تکنولوژیک و پیش‌بینی بحران‌های بالقوه بشری را به عهده بگیرند که قابلیت و ظرفیت رودررویی با تغییرات سریع و پیچیدگی‌ها را دارا باشند. این خصیصه، به سازمان‌های تطبیق‌پذیر منحصر می‌شود.

ساختار این سازمان‌ها به گونه‌ای است که قادرند، طیف وسیعی از تخصص‌‌های مختلف را ترکیب کرده و به «زبان»های مختلف دانشمندان، مدیران، سیاست‌گذاران، اخلاق‌گران و مقامات تصمیم گیرنده تکلم کنند. این سازمان‌ها شهامت مقابله با قدرت‌ها و رویارویی با ضعف‌های آن‌ها در جواب‌گویی و مسئولیت‌پذیری‌شان را دارا بوده و قادرند با دیگران کار و همیاری کنند. نهادها حتی اگر کاملاً مجهز و آینده‌نگر بوده و از درک تکنولوژی برخوردار باشند نیز قادر نیستند به تنهایی از عهده مسئولیت مقابله با بحران‌های حال و آینده برآیند. عموم آنان که مستقیم یا غیرمستقیم به نحوی درگیر این مسئله هستند، خالصانه باید در شکل دادن به نحوه برخورد با معضلات، شرکت کرده و همکاری متقابل داشته باشند.

به نظر «ژ.ف. ریشارد»، معاون مدیریت اروپا در بانک جهانی، برای تضمین تداوم بقای کره زمین، حداقل باید بیست معضل جهانی حل شود. این مسائل از امور جهان شمولی شبیه گرم شدن کره آغاز شده و تا مسائلی نظیر وضع قانون‌های بین‌المللی برای بیوتکنولوژی ادامه می‌یابد. اما در حال حاضر، این هواپیما بدون خلبان پرواز می‌کند. متدهای جاری مقابله با مسائل جهانی، در مقیاس متناسبی با امر حاد روز نیست. سرسختی آمریکا در لاپوشانی تهدید جهانی خطر تغییر آب و هوا و تلاش آن کشور با همراهی برخی دولت‌های دیگر، در جهت از خط خارج ساختن عهد‌نامه‌های بین‌المللی‌ای که در راه کند کردن این روند تدوین شده، قابل توجه است.


پی‌نوشت‌ها:
* منبع: لوموند دیپلماتیک ir.mondedipto.com
1. Randolph kent
2. Agnes calamard
3و4. پیشوند «بیو»  (bio) در زبان انگلیسی بیان کننده‌ی  ارتباط کلمه با حیات، زندگی یا موجودات زنده می‌باشد.

رادولف کنت، اگنس کالامارد


نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

بیعت با شیطان

فروشگاه اینترنتی

 

آخرالزمان

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

پر سر و صداترین جانور دنیا
 این حشره که قایقران کوچک آبی یا Micronecta scholtzi نامیده میشود کمتر از ۲ میلیمتر طول دارد اما این جانور کوچک پر سر و صداترین حیوان روی زمین است. این حشره آبزی که در اروپا بسیار دیده می شود می تواند صدایی به بلندی ۹۹.۲ دسی بل تولید کند.
ادامه مطلب...