• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات arrow جهان در بحران: آینده تاریک و وحشتناک
جهان در بحران: آینده تاریک و وحشتناک چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
23 مرداد 1396 ساعت 05:00
 مهندسی ژنتیک در کنار برخی فوایدش، حامل مخاطرات و پیامدهایی است که تنها تحقق بخشی از آنها می‌تواند حیات را با چالش‌ها و آسیب‌های غیرقابل جبران مواجه سازد.
خلق ویروس‌های جدید، افزایش مقاومت در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها، افزایش مصرف سموم و آفت‌کش‌ها، تخریب تنوع زیستی و... از جمله مخاطراتی است که در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده‌ایم؛ و در حال حاضر گفته می‌شود که حیات انسانی را با بحران مواجه خواهد ساخت. در این مقاله، نویسنده به بررسی ابعادی از این عامل بحران‌زا پرداخته است.

بی‌شک، مهندسی ژنتیک به نحو قابل توجهی زندگی را در قرن 21 میلادی متأثر از خود می‌سازد. این تکنولوژی، در واقع حامل پیامدها و آثاری است که در تاریخ حیات بشر بی‌سابقه خواهد بود. این تکنولوژی، روز به روز جنبه‌های بیشتری از حیات بشر، را از زاد و ولد گرفته تا درمان بیماری‌ها، تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. اگرچه در مواردی، این تکنولوژی فرصت‌هایی چون مقابله با بیماری‌های غیرقابل درمان را به ارمغان می‌آورد، اما به استثنای تسلیحات هسته‌ای، تهدیدهای آن به حدّی است که در دنیای کنونی هیچ همتای خطرناکی برای آن وجود نخواهد داشت.

این‌گونه تهدیدها عمدتاً یا نتیجة کشت گیاهان با ژن پیوندی و یا پرورش حیوانات دستکاری شدة ژنتیکی با هدف استفاده از آنها در نظام غذایی بشر است. مخاطرات چنین تهدیدهایی به حدّی است که بنا به دلایل متعددّی ـ به واسطة دامنة مخاطرات آن بر سلامت و محیط‌زیست و نیز پیامدهای آن بر جنبه‌های اجتماعی و اقتصادی حیات بشر ـ باید به مقابله با آن پرداخت. در این نوشتار، به بررسی دو جنبه از پیامدهای مخاطره‌آفرین این تکنولوژی یعنی خطرات آن بر سلامت و محیط زیست پرداخته شده است.
امروزه به رغم اطمینان‌های پیاپی‌ای که توسط دنیای صنعت و نهادهای سیاسی در مورد بی‌خطر بودن مواد غذایی دستکاری شدة ژنتیکی اعلام می‌شود، پیامدهای آن بر سلامت بشر هنوز هم مبهم و نامشخص است. فرایند تولید جانداران دستکاری شدة ژنتیکی که مستلزم داخل نمودن ژن‌ها در محیط آزمایشگاهی به ساختار ژنتیکی موجود زنده می‌باشد، نوعی شیوة نسبتاً ساده است که در مجامع علمی به نحو گسترده‌ای رواج یافته است؛ فارغ از آن که چنین فرآیندی می‌تواند با تأثیرات و پیامدهای جدّی‌ بر موجود دستکاری شده همراه باشد.
طبق نظر «گیانی‌تامینو» استاد زیست‌شناسی دانشگاه پادوا ایتالیا، چنین فرآیندی می‌تواند به تغییرات مهمی در عملکرد و رفتار ژن‌ها بینجامد. وی در این‌باره توضیح می‌دهد که ژن‌ها به شیوه‌ای پیچیده با یکدیگر در ارتباط متقابل هستند و با ورود یک ژن جدید، ژن‌های دیگر می‌توانند در این رابطة پیچیده تحت تأثیر قرار گیرند.

مطابق گزارش مهمی که توسط انجمن پزشکی بریتانیا در نیمة نخست سال 2003 منتشر شد، وزیر محیط‌زیست بریتانیا تأیید نمود که این مواد ژنتیکی می‌توانند ژن‌های غیرفعال را به نحوی در ساختار موجود زنده به فعالیت وادارند که تأثیرهای آن برای ما نامشخص باشد.

سیب‌زمینی‌های ژنتیکی و موش‌های آزمایشگاهی
در آزمایشی که توسط زیست‌شناس برجستة مجاری انجام شد، نوعی ژن به ساختار ژنتیکی سیب‌زمینی وارد شد تا بدین نحو به تولید یک آفت‌کش بینجامد؛ سپس این نوع سیب‌زمینی به موش‌های آزمایشگاهی داده شد تا نتایج آن بر این موجودات مشخص شود. در همان زمان، گروه دیگری، طی آزمایشی سیب‌زمینی‌های معمولی را با آفت‌کش مخلوط و به موش‌های آزمایشگاهی خوراندند.
گروه اول که از سیب‌زمینی‌های دستکاری شده تغذیه نمودند، با ناهنجاری‌هایی در معده و نیز رودة کوچک و بزرگ مواجه شدند. اما گروه دوم با هیچ مشکل خاصی روبرو نشدند و مشخص شد که این آفت‌کش نبوده که مشکل‌ساز بوده است بلکه این فرآیند دستکاری ساختار ژنتیکی است که با ورود ژن بیگانه، با نوعی واکنش غیرطبیعی همراه شده و زمینة آسیب به موش‌ها را فراهم آورده است.
اگرچه این آزمایش به شدت مورد انتقاد صنعت بیوتکنولوژی و مجامع علمی طرفدار این صنعت در بریتانیا قرار گرفت، اما نشان داد که مسئلة گیاهان دستکاری شدة ژنتیکی، مشکلی جدّی است. جدای از این، موضوع مهم دیگری وجود دارد که نیازمند تأمل جدی است و این موضوع، به استفاده از این غذا توسط آدمی برمی‌گردد که احتمال مقاومت بدن در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها را به همراه دارد.

این مخاطره از این‌روست که با هضم غذاهای دستکاری شده، DNA که اصولاً به واسطة فرآیندهای دستکاری ژنتیکی، ماهیتی ناپایدار می‌یابد، می‌تواند در بدن انسان تجزیه شود و نتیجة آن، طبق آزمایش‌های متعددی، انتقال مقاومت در برابر آنتی‌بیوتیک‌هایی است که در محصولات دستکاری شده وجود دارد. چنین روندی با افزایش مقاومت باکتری‌های دهان و روده در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها همراه می‌گردد. نتیجة طبیعی چنین امری، ضرورت تولید و استفاده از آنتی‌بیوتیک‌های قوی‌تر است که البته با احتمال افزایش عوارض جانبی بر بدن انسان همراه می‌باشد.

ویروس‌های جدید
مخاطرة دیگر، به احتمال ظهور ویروس‌های جدید باز می‌گردد. معمولاً دستکاری یک موجود زنده و وارد نمودن ژن جدید، باید با ورود نوعی مادة ژنتیکی با عنوان «تقویت کننده» همراه باشد. هدف این ماده، هدایت ژن جدید برای رسیدن به تأثیر مورد نظر است. نمونة بارز آن را می‌توان در ویروسی که معروف به «اس ـ 35» است و از گل کلم به دیگر گیاهان و موجودات انتقال یافته، مشاهده نمود.
به دلیل ناپایداری این گونه‌ها ژن‌ها، ویروس‌ها می‌توانند به دیگر موجودات زنده و از آن جمله انسان انتقال یافته و با مخاطراتی جدّی برای میزبان جدید همراه شوند. طبیعی است که با گسترش گیاهان و نیز حیوانات دستکاری شده در عرصة محیط زیست، این احتمال نیز افزایش می‌یابد.

تاکنون شرکت‌های چند ملیتی فعّال در عرصة صنعت بیوتکنولوژی از پذیرش انجام آزمایش‌های جامع و جدّی به منظور بررسی مخاطرات موجود، به هر شکل ممکن و از جمله با توسل به لابی‌های سیاسی، سر باز زده‌اند.
در کنفرانس ژوئن 2001 در ژنو، «جفری‌کلی» مدیر امور اروپای شرکت آمریکایی دوپونت، در جمع دانشجویان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، دلیل این مسئله را این‌گونه ابراز نمود: «اگر شرکت‌های چندملیتی همچون مونسانتو که سرمایة زیادی به این امر اختصاص داده‌اند، بخواهند به انتظار انتشار نتایج محصولات تولید شدة‌شان بنشینند، چیزی جز ورشکستگی عایدشان نمی‌شود.»

کشت گیاهان دارویی ژن پیوندی
ورود نسل جدیدی از گیاهان دستکاری شدة ژنتیکی که با هدف تولید مواد شیمیایی صنعتی و دارویی کشت می‌شود نیز موضوع نگران کننده‌ای است. طبق گزارشی که اخیراً توسط گروهی از دانشمندان برجستة آمریکایی منتشر شده است، این گیاهان که در فضای آزاد و مزارع کشاورزی پرورش می‌یابند، علاوه بر آلودگی مزارع، با مخاطراتی جدّی بر سلامت بشر همراهند.
امروزه، جدای از مخاطراتی از این دست، مؤلفه‌های دیگری نیز وجود دارد که بایستی از آنها غافل نماند. یکی از مهم‌ترین این موضوعات، ظهور بیماری‌هایی است که با مصرف غذا مرتبط می‌باشند و در چند سال اخیر افزایش چشم‌گیری داشته‌اند.

طبق برآورد مرکز کنترل بیماری‌های دولت ایالات متحده، تعداد بیماری‌های مرتبط با غذاهای مصرفی، حداقل در هفت سال اخیر، رشدی دو برابر داشته است. اگرچه نمی‌توان مدعی شد که این رشد صرفاً محصول ظهور غذاهای دستکاری شده است، اما به هیچ‌وجه هم نمی‌توان نقش این غذاها را منکر شد.
در حالی‌که پیامدهای این محصولات بر سلامت بشر کماکان نامشخص است، بی‌شک تأثیرات آن بر محیط‌زیست، حکایتی دیگر دارد.
گزارش‌ها و مطالعات صورت پذیرفته، جایی برای شک باقی‌ نمی‌گذارد که این گیاهان و محصولات، با پیامدهای غیرقابل جبران بر محیط‌زیست و طبیعت و به ویژه بر مقولة تنوع زیستی همراه بوده‌اند. هرچه محیط‌زیست با تنوع زیستی بیشتری همراه باشد، سلامت آن با تضمین بیشتری همراه است، اما با ظهور این موجودات و محصولات جدید، این تنوع به نحوی غیرقابل کنترل در معرض تهدید قرار می‌گیرد.
انتقال گرده، توسط حشرات و باد به مسافت‌های دور دست، این امکان را فراهم می‌آورد تا دیگر گونه‌ها نیز در معرض آلودگی قرار گیرند که از اولین پیامدهای آن، تخریب تنوع زیستی است. نمونة بارز این پدیده را در ایالت اکساکای مکزیک شاهده بوده‌ایم.

در زمستان سال 2001 «اگناسیو چاپلا» و «دیوید کوئیست» دو محقق از دانشگاه برکلی دریافتند که آلودگی‌های وسیعی در یکی از ایالت‌های مکزیک گسترش یافته است. اگرچه نتایج تحقیق آنها هنوز هم مورد اختلاف است، اما مشخص شده است که عامل این آلودگی، ذرت آلودة وارداتی از ایالات متحده بوده است. بذرهای وارداتی‌ که به میزان اندکی در مزارع اکساکا مورد استفاده قرار گرفته بودند، مزارع گسترده‌ای را در این ناحیه آلوده کردند.
جدای از گیاهان، حیوانات دستکاری شده نیز با پیامدهایی بر محیط‌زیست همراهند. امروزه ورود موجودات جدید به قدری افزایش یافته که دیگر اکوسیستم توان مطابقت دادن خود را با این گونه‌ها، به راحتی ندارد. گروهی از دانشمندان دانشگاه پوردمو کشف کرده‌اند که نوعی ماهی دستکاری شدة ژنتیکی، جمعیت گسترده‌ای از ماهی‌های وحشی را به آستانة انقراض کشیده است؛ این گونة دستکاری شدة جدید، به لطف اندازه بزرگ‌تر خود، توانسته بر دیگر رقبای خود پیروز شود و آنها را به انقراض بکشاند.

این تحقیق، در ادامه، به این نکته اشاره می‌کند که تنها رها شدن شصت ماهی دستکاری شده از این نوع در یک محیط طبیعی، با نابودی شصت هزار ماهی وحشی همراه است. حال با وجود امکان گریختن این گونه ماهی‌ها از پرورشگاه‌های مصنوعی به آب‌های طبیعی، این نگرانی به نحو بارزی تشدید می‌شود.
مسئلة آخر هم به موضوع استفاده از آفت‌کش‌ها مربوط می‌شود. برخلاف نظر حامیان این تکنولوژی، مصرف آفت‌کش‌ها در نتیجة استفاده از این گونه محصولات، نه تنها کاهش نداشته بلکه با افزایش قابل توجهی همراه بوده است. طبق تحقیق «چارلز بردک» از مرکز سیاست‌گذاری علم و محیط‌زیست آمریکا که برپایة اطلاعات ارائه شده توسط وزارت کشاورزی این کشور صورت پذیرفته است، مشخص شده است که تنها در سال‌های آغازین استفاده از این محصولات، شاهد کاهش مصرف بوده‌ایم و این در حالی است که در سال‌های بعد، با افزایش چشم‌گیر مصرف این آفت‌کش‌ها و بسیار بیشتر از حد متعارف سابق مواجه بوده‌ایم.


پی‌نوشت‌ها:
٭ سیاحت غرب، ش 26؛ به نقل از: www.alternet.com
1. Christian Zarro: نویسنده و محقق بریتانیایی.
2.  Igor Cima: استاد آسیب‌شناسی از دانشگاه برن سوئیس.

کریستین زارو، ایگور کیما


نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

بیعت با شیطان

فروشگاه اینترنتی

 

آخرالزمان

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

پوسوم
فقط کانگورو و کوآلا نیستند که نماد استرالیا تلقی می شوند، چرا که پوسوم که امروزه کمیاب شده نیز جزو بومی های استرالیا است. نام دیگر این حیوان kuzu است و برخی نیز به آن صاریغ استرالیایی می گویند که با صاریغ امریکایی که بومی جنگل های امریکای جنوبی است، فرق دارد.
ادامه مطلب...