• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات arrow نقشه های شوم منصور برای قتل شیخ الائمه
نقشه های شوم منصور برای قتل شیخ الائمه چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
28 تیر 1396 ساعت 16:25
دوران امام صادق(ع) مقارن بود با سقوط خلافت مروانیان. در ابتدای امامت ایشان، ابراهیم بن ولید حکومت می‌کرد و مروان حمار و در همان زمان بود که ابومسلم خراسانی در سال 230 ق. قیام کرد و سلطنت را از دست بنی‌امیه خارج کرد و مروان حمار را به قتل رساند. پس از آن چهار سال، جایگاه خلافت در دست سفاح بود و پس از آن روزگار منصور دوانیقی رسید و او یازده سال خلیفه بود و در دومین سال یا پنجمین سال خلافتش امام صادق(ع) را به شهادت رساند.(1) ابوبصیر از یاران امام صادق(ع می‌گوید که امام صادق(ع) 43 سال امامت کردند.(2)


نقشه های شوم منصور برای قتل شیخ الائمه

منصور دوانيقىّ بدنبال امام صادق عليه السّلام فرستاد تا آن حضرت را شهيد كند و شمشير و يك تكّه پوست مخصوص كه در موقع اعدام محكومين بر زمين مى‏انداختند را آماده كرد و به ربيع گفت: وقتى من با او صحبت كردم و سپس كف زدم گردنش را بزن، وقتى امام صادق عليه السّلام وارد شدند، از دور به او نگاه كرده، لبهاى خود را حركت مى‏دادند و منصور در محلّ خود نشسته بود، و ميگفت: خوش آمديد، ما براى پرداخت بدهى شما، بدنبال شما فرستاديم، سپس با نرمى از خانواده آن حضرت احوالپرسى كرده و گفت: خداوند دين شما را اداء فرموده و جائزه شما را معيّن كرد، اى ربيع كار سوم را انجام نده، تا جعفر بنزد خانواده‏اش باز گردد، وقتى بيرون رفت: ربيع گفت: يا ابا عبد اللَّه! آيا آن شمشير و پوستى كه جهت شما آماده شده بود ديدى؟ وقتى لبهاى خود را تكان مى‏داديد، چه ميگفتيد؟

حضرت فرمودند: بله! وقتى شرّ را در چهره‏اش ديدم گفتم:
 «حسبي الرّب من المربوبين و حسبي الخالق من المخلوقين و حسبي الرّازق من المرزوقين و حسبي اللَّه ربّ العالمين، حسبي من هو حسبي، حسبي من لم يزل حسبي، حسبي اللَّه لا إله إلّا هو، عليه توكّلت و هو ربّ العرش العظيم‏؛
(پروردگار- بجاى مردم- براى من كافى است، خالق- از مخلوقين- براى من بس و كافى است، رازق- از روزى‏خوران- براى من كافى است، خداوند، پروردگار جهانيان براى من كافى است، كافى است براى من همان كس كه كافى است، كافى است براى من همان كس كه هميشه برايم كافى بوده است، اللَّه كه معبودى جز او نيست براى من كافى است، بر او توكّل ميكنم و اوست صاحب عرش‏ عظيم.»(3)
بد نیست بدانیم ربیع، از جمله شیعیانی بود که در دربار منصور کار میکرد.

تکرار دوباره‌ی آتش زدن خانه‌ی وحی
منصور عباسی، از هیچ کوششی برای آزار امام صادق(ع) فروگذاری نمیکرد. حتّی آتش زدن خانهاش.
مفضل بن عمر گويد: ابو جعفر منصور (خليفه عباسى) بحسن بن زيد كه از طرف او والى مكه و مدينه بود، پيغام داد كه: خانه جعفر بن محمد را بسوزان، او بخانه امام آتش افكند و بدر خانه و راه رو سرايت كرد، امام صادق عليه السلام بيرون آمد و در ميان آتش گام برداشته راه ميرفت و ميفرمود: منم پسر أعراق الثرى منم پسر ابراهيم خليل اللَّه (كه آتش نمرود بر او سرد و سلامت گشت). (4)‏
محمّد پسر ربيع وزير دربار منصور گفت: منصور روزى در كاخ سبز كه قبل از كشته شدن محمّد و ابراهيم آن را كاخ حمراء ميناميدند نشست. او در اين محل روز معينى مى‏نشست كه آن روز را روز كشتار نام داده بودند. از پى حضرت صادق فرستاده بود تا از مدينه ايشان را بياورند  
محمّد گفت: پدرم ربيع مرا خواست كه از همه فرزندانش سختگيرتر و بى‏رحم‏تر بودم، گفت: برو پيش جعفر بن محمّد درب نزن از ديوار بالا برو كه لباس خود را تغيير ندهد ناگهان بر او وارد شو بهمان حالى كه هست آن جناب را بياور.

من وقتى رفتم كه چيزى از شب باقى نمانده بود نردبان گذاشتم و از ديوار وارد خانه آن جناب شدم وقتى وارد اطاقش شدم مشغول نماز بود و پيراهنى بر تن داشت‏ و حوله‏اى بر كمر بسته بود. نمازش را كه سلام داد عرضكردم بفرمائيد امير المؤمنين شما را ميخواهد. گفت بگذار لباسهايم را بپوشم. گفتم: بمن اجازه نداده‏اند فرمود: اجازه بده بروم غسل كنم و خود را تميز نمايم. گفتم: غير ممكن است وقت خود را نگيريد من نميگذارم اين وضع را كوچكترين تغييرى بدهيد.
همان طور سروپاى برهنه با همان پيراهن و قطيفه‏اى كه داشت ايشان را آوردم آن وقت بيش از هفتاد سال داشت.
مقدارى كه رفت از راه رفتن باز ماند و سخت خسته شد دلم بحال آن جناب سوخت عرضكردم سوار شو. سوار قاطر يكى از همراهان من شد بالاخره پيش ربيع رفتم شنيدم منصور بپدرم ميگفت دير كرد و پيوسته او را بعجله وارد مينمود. همين كه چشم پدرم ربيع بجعفر بن محمّد افتاد بآن حال گريه‏اش گرفت. (5)

عنبسه گفت از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود: شكايت تنهائى خود را و ناراحتى كه از اهل مدينه ميكشم بخدا ميكنم وقتى شما مى‏آئيد از ديدن شما خوشحال مى‏شوم. اى كاش اين ستمگر اجازه ميداد من يك محلى را ترتيب ميدادم در آنجا ساكن مى‏شدم و شما را نيز در همان جا ساكن ميكردم قول ميدادم كه از جانب من كمترين ناراحتى براى او سرنزند.(6)

غریب بقیع
در نهایت منصور تصمیم گرفت که امام را به شهادت برساند و بدین ترتیب ایشان را مسموم ساخت.
امام کاظم(ع) می‌فرمایند: «من پدرم را در دو جامه شطوى كه لباس احرامش بود و نيز با يكى از پيراهنهاى خودش و عمامه على بن الحسين عليهما السلام و بردى كه آن را بچهل دينار خريده بود كفن كردم.»(7)
ابو بصير گفت خدمت ام حميده رسيدم كه به درگذشت‏ حضرت صادق عليه السّلام را تسليت بگويم. شروع بگريه كرد من نيز از گريه او اشكم جارى شد. گفت اگر هنگام درگذشت حضرت صادق مىبودى چيز عجيبى مشاهده ميكردى.
گفت حضرت صادق چشم باز كرد و فرمود هر كس با من خويشاوندى دارد بگوئيد بيايد. همه را جمع كرديم. نگاهى بآنها نموده فرمود: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة» بشفاعت ما نخواهد رسيد كسى كه نماز خود را سبك شمارد.(8)

پی نوشت‌ها:
1. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمّد بن على ، ج‏4، ص280
2. كلينى، محمّد بن يعقوب، «الكافي»، طهران، چاپ چهارم، 1407 ق.، ج‏1، ص475.
3. ابن بابويه، محمّد بن على، «عيون أخبار الرضا»، ج‏1، ص305.
4. كلينى، محمّد بن يعقوب، «الكافي»، المصدر السابق، ج‏1، ص473.
5. مجلسى، محمّد باقر بن محمّد تقى، «بحار الأنوار»، ج‏47، ص 196-197.
6. كشى، محمّد بن عمر، «رجال الكشي، إختيار معرفة الرجال»، مشهد الرّضا، چاپ اول، 1409 ق.، ص365.
7. كلينى، محمّد بن يعقوب، «الكافي»ج‏1، ص476.
8. برقى، احمد بن محمّد بن خالد، «المحاسن»، قم، چاپ دوم، 1371 ق.، ج‏1، ص80.

پ.میعاد


نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

بیعت با شیطان

فروشگاه اینترنتی

 

آخرالزمان

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

سوسک‌های قرآن خوان
حشرات کامل olivieri P. که نام محلّی آن در ایران «قرآن خوانک» است، در حدود 30 تا 40 میلی متر طول دارند و پهنای بدن آن در عریض ترین قسمت تا 20 میلی متر می رسد . شاخک هایشان ده مفصلی است که در حشره نر 7 مفصل و در حشره ماده 5 مفصل به صورت ورقه ای (Lameli Form  ) در آمده است .
ادامه مطلب...