• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات arrow ابوذر، صدّیق امّت رسول الله(ص)
ابوذر، صدّیق امّت رسول الله(ص) چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
31 مرداد 1396 ساعت 12:29
ابوذر، از آن دسته محبّان اهل بیت(ع) است که امام رضا(ع) او را «شیعه» خواندند. ویژگی‌های او منحصر به فرد و خودش در میان تاریخ تکرار نشدنی بود. ابوذر، نه تنها راستگو بود؛ بلکه در راستگویی و صداقت‌پیشگی در زبان و عمل تا جایی پیش رفت که او را «صدّیق» خواندند. صدّیق کسی نیست که سخنی که می‌گوید راست است، صدّیق کسی است که سخنی می‌گوید، به حقیقت می‌پیوندد. در ادامه به برخی صفات شگرف یار صدّیق اهل بیت(ع)، ابوذرّ غفاری اشاره می‌کنیم.

هدایت‌شده در کتاب خدا
امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى تعالى: «بگفتار خوب هدايت شدند و براه ستوده هدايت يافتند» فرمودند: اينها حمزه و جعفر و عبيده ان و ابو ذر و مقداد بن اسود و عمار هستند كه بامير المؤمنين عليه السلام هدايت يافتند.(1)

عبادت ابوذر
يونس بن عبد الرحمن از كسى نقل مى‏كند كه امام صادق (ع) فرمودند: بيشترين عبادت ابو ذر كه خدا رحمتش كند، دو چيز بود: انديشيدن و عبرت گرفتن‏.(2)

ابوذر در درجة نهم ایمان
عبد العزيز قراطيسى مى‏گويد: امام صادق به من فرمودند: اى عبد العزيز همانا ايمان ده درجه دارد و به منزله نردبان است كه از آن پله پله بالا روند، پس آنكه يك درجه از ايمان دارد به آنكه دو درجه دارد نگويد كه تو چيزى نيستى تا برسد به درجه دهم، و كسى را كه پايين‏تر از توست، از ايمان ساقط مكن كه آنكه بالاتر از توست تو را ساقط مى‏كند، پس چون كسى را ديدى كه از تو پايين‏تر است به ملايمت او را به طرف خود بالا بكش و چيزى كه او طاقت ندارد به او تحميل مكن كه مى‏شكند، چون هر كس مؤمنى را بشكند بايد جبران كند. و مقداد در درجه هشتم و ابو ذر در درجه نهم ان در درجه دهم بود.(3)

صدّیق امّت رسول الله(ص)
پيغمبر (ص) فرمود ابو ذر صديق و راستگوى اين امت است.(4)

مردی که در آسمان‌ها مشهورتر از زمین بود
امام صادق (ع) فرموده است: ابو ذر به حضور پيامبر (ص) رسيد و در آن هنگام جبريل هم در محضر ايشان بود. جبريل گفت: اى رسول خدا! اين كيست؟ فرمودند:
ابو ذر است. جبريل گفت: همانا او در آسمان شناخته‏شده‏تر از زمين است.(5)
زهد عیسی(ع) در ابوذر
پيامبر (ص) فرموده‏اند: هر كس مى‏خواهد به زهد عيسى بن مريم (ع) بنگرد به زهد ابو ذر بنگرد.(6)

علم ابوذر از منظر امیر عالمان
در خبرى از امام صادق (ع) روايت شده كه يوسف دوازده ساله بود كه بزندان رفت و در آنجا هجده سال ماند و پس از آن هم هشتاد سال زيست و اين صد و ده سال شد و در اين روز بعد از جلسه حديث ديگرى ذكر شد كه مسيب بن نجيبه از على (ع) روايت كرده كه به آن حضرت عرض شد كه احوال اصحاب محمد را براى ما بازگو، بگو ابو ذر چگونه بود، فرمود دانش آموخت و آن را در انبان كرد و سرش را محكم بست گفتند حذيفه چطور؟ فرمود نام منافقان را فرا گرفت، گفتند عمار ياسر را بگو، فرمود تا استخوان گردن پر از ايمان بود و فراموش ميكرد ولى چون بيادش مى‏آوردند ياد آور ميشد، از عبد اللَّه بن مسعود پرسيدند، فرمود قرآن را خوب خوانده بود و نزد او نازل شده بود گفتند از سلمان فارسى بازگو، گفت دانش اول و آخر را آموخت و دريائى بود كه تمام نميشد و از ما خانواده است گفتند از خودت بازگو، فرمود من هر گاه ميپرسيدم بمن ميداند و هر گاه خاموش بودم با من آغاز سخن ميشد.(7)

مرد بهشتی تنها
سپس پيمبر-(ص)- به ابوذر- رحمة اللَّه عليه- فرمودند: اى أبا ذرّ، تو تنها زندگى ميكنى، و تنها ميميرى، و تنها به بهشت داخل ميشوى، گروهى از اهل عراق بوسيله تو سعادتمند ميشوند، و غسل و تجهيز و دفن تو را مباشرت ميكنند.(8)
در شرح سخن رسول خدا(ص) دربارة پایان عمر ابوذر در ربذه آمده است:
«ابو ذرّ پس از آنكه او را بربذه تبعيد كردند چندى نگذشت كه در آنجا فرزندش ذرّ وفات يافت، و خود با كمال فرسودگى و پيرى به نگهدارى چند گوسفندى كه با آن معاش خود را ميگذرانيد مشغول شد، و زوجه‏اش ويرا يارى ميكرد، و بسختى روزگار ميگذرانيدند تا زن نيز مريض شد و از دنيا رفت، و ابو ذرّ ماند و دخترى از او، اين دختر گويد: پس از مرگ برادرم و مادرم آفتى در ميان گوسفندان افتاد و يكى پس از ديگرى تلف شدند، و روزگار بر ما تنگ شد تا بحدّى كه سه روز بر من و پدرم گذشت چيزى بدست نياورديم تا سدّ جوع كنيم، گرسنگى بر ما غلبه كرد، پدرم مرا گفت: بيا تا بصحرا رويم شايد گياهى بدست آوريم و شكم خود را سير كنيم، بهمراه پدر بصحرا رفتم ولى چيزى نيافتم، پدرم از شن بالشى ساخت و سر بر آن نهاد و مهيّاى مرگ شد، و من در روى او مى‏نگريستم و مى‏گريستم چون بحال احتضار رفته بود، و مى‏گفتم اى پدر بگو من با اين تنهائى و غربت، با جنازه تو در اين بيابان چه كنم، او چشم باز كرد و گفت: اى دخترم مترس كه چون من بميرم جمعى از اهل عراق بيايند و امر غسل و نماز و كفن و دفن مرا بعهده گيرند و حبيب من رسول خدا(ص) در غزوه تبوك بمن از عاقبت كارم خبر داده است.
دخترم هنگامى كه من جان سپردم عبايم را بر روى من بكش و بر سر راه عراق بنشين و چون قافله‏اى پيدا شد نزديك رو و بگو ابو ذرّ صحابى رسول خدا(ص) از دنيا رفته، كسانى خواهند آمد و امر مرا كفايت خواهند كرد، گويد:
چون روحش بعالم قدس شتافت دستورش را انجام دادم و قافله‏اى كه در ميان آنان مالك اشتر و عبد اللَّه بن مسعود بودند آمدند و او را بخاك سپردند».(9)

پی‌نوشت‌ها:
1. كلينى، محمّد بن يعقوب، أصول الكافي، ترجمه مصطفوى، تهران، چاپ اوّل، 1369، ج‏2، ص299.
2. ابن بابويه، محمّد بن على، الخصال، ترجمه جعفرى، قم، چاپ اوّل، 1382، ج‏1، ص71.
3. ابن بابويه، محمّد بن على، الخصال، ترجمه جعفرى، قم، چاپ اوّل، 1382، ج‏2، ص173.
4. ابن بابويه، محمّد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ترجمه آقا نجفى، تهران، چاپ اوّل، بى تا. ج‏2، ص301.
5. فتال نيشابورى، محمّد بن احمد، روضة الواعظين، ترجمه مهدوى دامغانى، تهران، چاپ اوّل، 1366، ص461.
6. فتال نيشابورى، محمّد بن احمد، روضة الواعظين، ترجمه مهدوى دامغانى، تهران، چاپ اوّل، 1366، ص461-462.
7. ابن بابويه، محمّد بن على، الأمالي (للصدوق)، ترجمه كمره‏اى، تهران، چاپ ششم، 1376، ص252.
8. ابن بابويه، محمّد بن على، ترجمه من لا يحضره الفقيه، تهران، چاپ اوّل، 1367، ج‏6، ص310.
9. ابن بابويه، محمّد بن على، ترجمه من لا يحضره الفقيه، تهران، چاپ اوّل، 1367، ج‏6، ص310-311.

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

سوسک‌های قرآن خوان
حشرات کامل olivieri P. که نام محلّی آن در ایران «قرآن خوانک» است، در حدود 30 تا 40 میلی متر طول دارند و پهنای بدن آن در عریض ترین قسمت تا 20 میلی متر می رسد . شاخک هایشان ده مفصلی است که در حشره نر 7 مفصل و در حشره ماده 5 مفصل به صورت ورقه ای (Lameli Form  ) در آمده است .
ادامه مطلب...