• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow شعروادب arrow ... و عباس همچنان در اهتزاز
... و عباس همچنان در اهتزاز چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
28 شهریور 1396 ساعت 09:14
دانگ ...
يك صدا!
يك ضربه!
ساعت يك از نيمه گذشته!
صدا از گلدسته روبه‏رو بگوش مي‏رسد.
در قابي از نور و سكوتي كه در ژرفاي شب
صداي ساعت آن را مي‏شكند.
دانگ ...
از ازدحام خبري نيست
شهر در خواب رفته!
چونان مسافران خسته در گوشه‏اي و كنجي آرام
صداي ديگري آرامش شهر را برهم نمي‏زند.
دانگ ...
صداي آرامش،
صداي ساعت در قاب سبز گلدسته،
انعكاس خلوت اثيري شب در كربلاست!
پسركي كه از صبح در ظرف بزرگي آب يخ هديه مي‏داد در خواب رفته؛
در ميدان سبز سقاي كربلا!
دستفروشي تنها در كناره ميدان نشسته
چه مي‏فروشد، نمي‏دانم. اما، پيداست كه خود خريدار است
دانگ ...
صداي زنگ را خريدار است
صداي سبز آرامش اثيري بودن در سايه‏سار نخل بلند اردوگاه حسين را
دانگ ساعت و بال بال زدن پرچم سرخ در اهتزاز
بيداري، پرچم سرخ و بودن
شهر بي‏آنكه بداند در سايه‏سار نخل سردار كربلا آرميده است.
اردوگاه كربلا، چشم به بال‏بال زدن پرچم سرخ دارد
و گوش، به ساعتي كه بيداريش را جار مي‏زند
دانگ ...
بيدارم!
چون خورشيدي رخشان،
بيزار از تاريكي
بيدارم!
چون موجي در حركت،
گريزان از ايستايي
بيدارم!
چون روح سبز جنگل،
سرشار از زندگي،
چون چشم زينب در شب فراق،
چون گوش مردان دشت نينوا!
هَل مِن ناصرٍ ينصرني؟
دانگ ...
و بال‏بال زدن پرچم
لبيك اي حسين!
اي روح سبز زندگي!
اي دريا!
اي تماميت حيات!
اي همه آزادگي!
٭ ٭ ٭
ماه از فراز شهر مي‏گذرد
آرام ...
گويي صداي ساعت در قاب سبز گلدسته
پاي رفتنش را بسته
به كجا مي‏رود؟
به غروب؟
به محاق؟
دانگ ساعت و بال‏بال زدن پرچم،
بودن و ماندن را به گوشش مي‏خواند
شهر در انتظار صدايي ديگر از گلدسته است
دانگ... دانگ...
و اينك دو بار!
پيش از آنكه ديو يأس سايه بگسترد، ساعت به صدا درمي‏آيد
اينك دوبار
عباس در اهتزاز است!
عباس ايستاده است!
بيدار
در پهندشت كربلا
در ميدانگاه شهر
دانگ ...
موج است و روح سبز جنگل
عباس نويد سحر مي‏دهد!
تا صبح راهي نيست؛
تا محو سياهي،
تا نور،
تا دميدن،
تا ظهور؛
ساعت در قاب سبز گلدسته مي‏نوازد
سه بار!
دستفروش بيدارتر از هميشه دل به دانگ ديگري خوش كرده
پرچم سرخ بال‏بال مي‏زند!
گلدسته به صدا درمي‏آيد!
اللهاكبر... اللهاكبر!
نور از مشرق آسمان مي‏بارد
سياهي، اشباح، رهزنان نيمه شب،
همه مي‏گريزند.
عباس همچنان ايستاده است
ساعت همچنان صدا درمي‏دهد
پرچم همچنان بال‏بال مي‏زند
تا صبح ...
تا پهن شدن همه نور در گستره زمين
تا فردا...
تا وقتي كه شبي، شبحي و ترسي نباشد
تا آمدن حسين؛
 تا تولد دوباره اصغر؛
تا آشكار شدن قد رشيد علي‏اكبر،
از ميانه خيمه‏گاه
تا شكفتن لبخندي از نور بر لبهاي زينب،
رقيه،
سكينه،
عباس همچنان در اهتزاز است!
پسرك سقا به صحن خيابان آمده
دستفروشها در امنيت بال‏بال زدن پرچم بيرون آمده‏اند
و ساعت،
هر ساعت مي‏نوازد
دانگ ... دانگ ...

اسماعیل شفیعی سروستانی. کتاب «بخت خاک»، انتشارات موعود عصر(عج)
نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...