• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات arrow هم‌عهدی، رمز هم‌راهی
هم‌عهدی، رمز هم‌راهی چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
28 شهریور 1396 ساعت 09:15

«عهد با ولیّ الله»، از طرق مختلف، بر گردن عموم خلق خدا به نحو عام و بر عهدة اهل ولایت و شیعیان، به نحو خاص است. این عهد را خداوند متعال، تکویناً و تشریعاً جعل، مقدر و مقرّر فرموده و حفاظت از آن را در عهدة بندگان خود گذارده است و هیچکس نمیتواند این عهد را بگسلد.


در معنی «عهد»، راغب اصفهانی مینویسد:
عهد به معنای نگهداری و مراعات پی در پی چیزی آمده است و پیمان را از آن جهت عهد میگویند که مراعات آن لازم و به معنی توصیه و امر. آمدن کلمة «عهد» به خاطر لازم الحفظ بودن آن است.(1)
همچنین «عهد» به معنای تقدّم، وفا و اطمینان آمده است.(2)

تعهّد، اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی است که ناظر به رابطهای حقوقی میباشد و بر اساس آن شخص ملتزم به انتقال و تسلیم مال یا انجام دادن یا ندادن کاری میشود. در این حال اسباب ایجاد چنین رابطهای میتواند، عقد، ایقاع یا الزامی قهری باشد.(3)
تعهّد را مؤلّف «مجمع البحرین» به معنی نگهداری چیزی و تجدید عهد بیان کرده است.(4)
عموم کسانی که  آن شب در خیمه و با امام(ع) بودند، این معنی از کلام امام را درمییافتند که خداوند، تعهّدی بر گردن بندگانش نهاده است و هیچکس را رخصت گسست آن عهد نیست.

عبارت «عهد»، در اصطلاح فقهای امامیه، مترادف با کلمة «تعهّد» دانسته شده و عبارت است از قرار به طور مطلق، خواه این قرار معاملاتی باشد، خواه قلبی باشد، خواه این عهد تشریعی باشد (مانند تکالیف الهیّه) یا غیرتشریعی.(5) 

عهد چیست؟
در داستان آفرینش، مبتنی بر آنچه که با زبان شاعرانه و رمزگونه از میان متون دینی و روایی به ما رسیده، لزوم بستن عهد و میثاق به روشنی ذکر شده؛ چنانکه در «قرآن» آمده است:

«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏؛(6)
پروردگار تو از پشت آدم، فرزندانشان را بیرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت و پرسید: آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: آری!»
این عهد و میثاق اخذ شده در نزد اهل معرفت به «میثاق فطرت» مشهور است و خداوند واسپس خلقت آدم(ع)، از همة فرزندان او که تا روز قیامت متولّد میشوند (در عالم ذرّ)، عهدی گرفته تا معترف شوند که خالقشان یکتا خداوندگار هستی است.

در بسیاری از روایات مسلّم وارد شده از سوی ائمّة معصومان(ع)، ذکر شده است که خداوند در عالم میثاق، از آدم(ع) و همة بندگان و مخلوقات بعد از ایشان، دربارة وحدانیت خود، نبوّت نبیّ اکرم(ص) و ولایت علی(ع) و اهل بیتش: پیمان گرفت؛ چنانکه از قول حضرت امام محمّد باقر(ع) آمده است که:
«خداوند پس از اقرار گرفتن از بندگان دربارة خدای عزّوجل[...] آنها را به اقرار به پیغمبران دعوت کرد. برخی اقرار کردند و برخی انکار ورزیدند. آنگاه به ولایت ما دعوتشان فرمود.»(7)

در مرام هم‌عهدی
در شب عاشورا، امام حسین(ع)، عهد خویش را از گردن یاران گشودند. گویی به اجمال فرمودند: من از این عهد معهود که بر گردن شما مؤمنان است باخبرم، شما در برابر من، به عنوان امام و ولیّ منصوب از سوی حضرت حق متعهّدید و تنها من میتوانم آن را از گردن شما بردارم. پس رخصت میدهم که سرزمین کربلا را شبانه ترک کنید.
از این منظر همة کسانی که با امام همراه نشده یا در میانة راه امام را ترک کردند، مأذون نبودند و به دلیل ترک تکلیف مورد بازخواست خداوند متعال قرار خواهند گرفت.
چنانکه ملاحظه شد، جوانمردان حاضر در چادر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به جهت بلندای معرفتی که از پیش کسب کرده بودند، خود را رها شده از عهد ولیّالله ندانستند؛ بلکه دیگربار، در آن شب، با امام، عهد جانانهای بستند تا در روز عاشورا، تمام قد در برابر دشمن آلالله: ایستاده و با ایثار جان از ایشان محافظت کنند.

عبّاس بن على(ع) سخن را آغاز كرد و عرضه داشت:
چرا اين كار را بكنيم؟ آيا براى اينكه بعد از تو باقى بمانيم؟! خدا هرگز چنين روزى را نياورد!
بعد برادران و فرزندان [حسين(ع)] و فرزندان برادرش حسن(ع) و دو پسر عبد الله بن جعفر [محمّد و عبد الله] به همين نحو يا مانند آن سخن گفتند.(8)

آنگاه حسين(ع) فرمود: «اى فرزندان عقيل! كشته شدن مسلم برايتان كافيست، [شما ديگر نمانيد] برويد، من به شما اجازه داده‌ام!»

[فرزندان عقيل] گفتند: [اگر ما برويم] مردم چه خواهند گفت؟ می‌گويند ما بزرگ و آقايمان و فرزندان عمويمان، آن هم [فرزندان] بهترين عموهايمان را رها كرده‌ايم، در حالى كه [حتّى] يك تير هم به دفاع از آنها پرتاب نكرده و يك نيزه در كنارشان نيفكنده و يك شمشير هم براى حمايت از آنان فرود نياورده‌ايم، [اصلاً] ندانسته‌ايم چه كرده‌اند [و چه شده‌اند] نه به خدا قسم چنين نخواهيم كرد! و جان‌ها و اموال خاندانمان را فدايت خواهيم نمود. و در كنار شما خواهيم جنگيد تا به جايگاه ورود شما وارد شويم! خدا زندگى بعد از شما را زشت و كريه گرداند!

مسلم بن عوسجه أسدى برخاست و گفت:
اگر ما شما را رها كنيم در مورد ادای حقّ شما چه عذرى پيش خدا بياوريم؟ قسم به خدا! اگر نيزه‌ام در سينه‌شان بشكند و با شمشيرم آن قدر آنها را بزنم كه دستة شمشير از دستم رها شود، از شما جدا نخواهم شد. اگر سلاحى با من نباشد تا با آن با آنها بجنگم، پيش روى شما به سويشان سنگ پرتاب خواهم كرد تا با شما بميرم!

سعيد بن عبد الله حنفى گفت:
قسم به خدا، تو را رها نخواهم كرد تا خدا بداند كه ما در زمان غيبت رسول الله(ص) از شما محافظت كرده‌ايم، و الله اگر بدانم كشته مى‌شوم سپس زنده گرديده [زنده] زنده سوزانده مى‌شوم و سپس تكه تكه مى‌گردم و اين عمل هفتاد بار با من انجام مى‌شود از شما جدا نمى‌شوم تا در كنار شما با مرگم خدا را ملاقات كنم.
چگونه چنين نكنم در حالى كه اين كشته شدن بيش از يك بار نيست؛ ولى بزرگى و كرامتى را به دنبال دارد كه هرگز از بين نخواهد رفت!
زهير بن قين گفت:
و الله دوست داشتم كشته مى‌شدم، سپس دوباره زنده شده بعد كشته مى‌شدم، تا جائى كه هزار بار اينچنين كشته مى‌شدم، تا خداوند بدين وسيله، كشته شدن را از شما و جوانان اهل بيت شما دور مى‌گردانيد!(9)

پی‌نوشت‌ها:
1. الْعَهْدُ: حفظ الشی‏ء و مراعاته حالا بعد حال، و سمّی الموثق الذی یلزم مراعاته‏ عَهْداً... و باعتبار الحفظ قیل للوثیقة بین المتعاقدین: عُهْدَةٌ. (راغب اصفهانی، حسین بن محمّد، «مفردات ألفاظ القرآن»، بیروت، دار القلم‏، چاپ اوّل، 1412ق.، ص591-592.)
2. العَهْدُ: التقدُّم إِلی المرءِ فی الشی‏ءِ.[...] و العهد أَیضاً: الوفاء [...] و العَهْدُ: الأَمان. (ابن منظور، محمّد بن مکرم، «لسان العرب»، بیروت، دار الفکر للطّباعة و النشر و التوزیع‏، چاپ سوم، 1414ق. ج‏3، ص311- 312.)
3. دانشنامة حوزوی ویکیفقه؛ ذیل واژة «تعهد» www.wikifeqh.ir
4. طریحی، فخر الدّین بن محمّد، «مجمع البحرین»، تهران، مرتضوی‏، چاپ سوم، 1375، ج3، ص 115.
5. ان العهد عبارهء عن الجمل و القرار مطلقا، سواء کان جعلا و قرارا معاملیا ام لا و سواء کان قرارا و جعلا قلبیا ام‏ لا.فیندرج فی العهد مطلق جعله و قراره تشریعیا کان کالتکالیف الالهیه و اعتباراته الوضیعیه‏ام لا. (غروی اصفهانی، محمّد حسین، «حاشیة کتاب المکاسب»، ص 138 و 139.)
6. سورة اعراف، آیة 172.
7.  «فَدَعَوْهُمْ إِلَی الْإِقْرَارِ بِاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ [...] ثُمَّ دَعَوْهُمْ إِلَی الْإِقْرَارِ بِالنَّبِیِّینَ فَأَقَرَّ بَعْضُهُمْ وَ أَنْکَرَ بَعْضٌ ثُمَّ دَعَوْهُمْ إِلَی وَلَایَتِنَا» (کلینی، محمّد بن یعقوب، «الکافی»، همان، ج‏2، ص10. )
8. ابو مخنف كوفى، لوط بن يحيى، «نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا »، ترجمه وقعة الطفّ، قم، چاپ دوم، 1380 ش. ص137-139.
9. همان، ص137-139.

منابع:
با استفاده از کتاب «معرفت امام»، اثر اسماعیل شفیعی سروستانی، تهران، انتشارات موعود عصر(عج).
با استفاده از سخنرانی استاد اسماعیل شفیعی سروستانی در نود و ششمین نشست فرهنگ مهدوی با عنوان «یاران و یاری دهندگان امام(ع)»


نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

بیعت با شیطان

فروشگاه اینترنتی

 

آخرالزمان

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...