• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow مقالات arrow امامت و ولایت خاتم الانبیا
امامت و ولایت خاتم الانبیا چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
25 آبان 1396 ساعت 08:00
 حضرت خاتم الانبیا(ص) چهار منصب دارد: نبوت، رسالت، امامت و ولایت.(1)
در قرآن حمید آمده است: «ولکم فی رسول الله اسوهی؛ مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود. نیز این آیات مبارکه: «و من یطع الرّسول فقد أطاع الله؛(2) کسی که از پیامبر اطاعت نماید، خدا را اطاعت کرده است.»؛ « أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم؛(3) اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولی الامر را.»


و «ما آتاکم الرّسول فخذوه و مانهیکم عنه فانتهوا؛(4) آنچه را رسول خدا برایتان آورده بگیرید (تبعیت کنید) و از آنچه نهی کرده اجتناب نمایید.» و آیات دیگر، و بنابر آیهی مبارکهی «قل ان کنتم تحبّون الله فاتّبعونی یحببکم الله؛5 بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی نمایید تا خدا نیز شما را دوست بدارد.»

به دلیل منصب امامت ، اقتدا به آن بزرگوار و نیز متابعت نمودن از آن حضرت در تمامی امور معاش و معاد بر امت لازم است و بر ایشان فرض است که او را راه وصول به سوی الله بدانند.
منصب امامت آن جناب از منصب رسالت او بالاتر است زیرا [مقتضای] مقام نبوت، خبری است که از جانب خدا به او میرسد و [مقتضای] مقام رسالت، پیغام آوردن او از جانب خدا است و این هر دو، در مقام گفتار و قول است اما [اقتضای] مقام امامت، آن است که آن حضرت از جانب خدا مقتدای خلق قرار داده شده است یعنی خداوند بر تمام خلق واجب کرده که در جمیع امور معاش و معاد خود پیرو و تابع او باشند و او را طریق به سوی خدا و محل اقتدا و اتباع بدانند و در هیچ امری از حکم و فرمان او خارج نشوند. نتیجه اینکه امامت، ریاست الهیه، بر جمیع مخلوقات از جانب خالق است.

منصب چهارم آن حضرت «ولایت» است یعنی «اولی به تصرف بودن» و منظور از آن این است که خداوند او را نسبت به مؤمنین، اولی [صاحب امتیازتر] از خودشان قرار داده است و دلیل آن این آیهی مبارکه است «النبّی أولی بالمؤمنین من أنفسهم6؛ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.»

پدران در امور مربوط به فرزندان خود ـ در صورتی که صغیر یا نادان و نابینا باشند ـ دارای ولایت و اولویت (برتری) میباشند، این پیغمبر گرامی(ص) نیز بر مؤمنین ولایت و اولویت تصرف دارد و به منزلهی پدر برای آنان است و صلاح امور دنیا و دین ایشان در قبضهی اقتدار و اختیار او است.

به مقتضای همین منصب است که رسول خدا(ص) فرمود:«من و علی دو پدر این امت هستیم»7 و بیان این کلام به سبب همان اولویتی است که خداوند متعال برای آن بزرگوار قرار داده و ایشان را ولی و صاحب اختیار تمام امت نموده به طوری که حکم آن بزرگوار نسبت به مردم، از خواست خودشان نافذتر است. دو منصب امامت و ولایت، مقام باطنی و فعلی است که از مقام ظاهری و قولی (گفتاری) ـ یعنی نبوت و رسالت ـ رفیعتر است.

برتری مرتبه ی ولایت بر مرتبهی رسالت
ولایت، نخستین فریضهای است که خدای متعال واجب کرده و نخستین خلعت کمالی است که به نبی خود ـ محمد(ص) ـ پوشانیده، پیش از آنکه ردای نبوت و رسالت را بر او بپوشاند. و آن اسم اعظم اعظمی است که هر چیزی به واسطهی آن آفریده شده، و به واسطهی آن نوشته و ختم شده است. و به واسطهی آن توحید خدا و دین پیغمبر به انجام میرسد. و آن فوق مرتبهی نبوت و رسالت است.

چنانکه در دعای رجبیه، در توقیعی از ناحیه مقدسه امام عصر(ع)، توسط یکی از نواب آن حضرت(ع) چنین آمده است: «از تو درخواست میکنم به واسطهی آنچه دربارهی ایشان (یعنی اولیالامر) بیان شده است، پس آنها را معدنهای کلمات خود قرار دادی و رکنهای توحید خود گردانیدی و ایشان را نشانهها و مقامات خود قرار دادی، در هر مکانی که تعطیلی برای آنها نیست. هر که بشناسد تو را به واسطهی آنها میشناسد؛ [یعنی اگر آنها نبودند، خداشناسی نبود.] هیچ فرقی میان تو و میان آنها نیست مگر اینکه آنها بندگان و مخلوق تواند؛ [یعنی خدا و واجبالوجود نیستند.] بستگی و گشایشهایی که میکنند به دست قدرت تو است؛ [یعنی در کارهایی که میکنند از خود استقلالی ندارند.] پیدایش آنها از تو و بازگشت آنها هم به سوی توست. یاری کنندگان دین تو و گواهان کردار و رفتار خلق تو و آزمایش کنندگان ایشانند به امر تو و توشه دهندگان و حفظ کنندگان و طالب خیرند برای ایشان. پس به سبب ایشان پر کردی آسمان و زمین خود را تا ظاهر شد که نیست خدایی غیر از تو.9

مطلب مهم و قابل توجه
ولایت کلیه الهیه [و] به عبارت دیگر ولایت مطلقه، ذاتاً به ذات اقدس واجب الوجود ـ جلّت عظمتهـ اختصاص دارد، و از طریق اعطای او به وجود حضرت خاتم الانبیاء، محمد مصطفی(ص) و حضرت ولی الله اعظم امیرالمؤمنین(ع) و یازده فرزند او ـ حجج بالغهی احدیت ـ ، و نیز سیدهی زنهای جهانیان، فاطمهی زهرا و دختر ستودهی خاتم الانبیا(ص) اعطا شده است که هر یک از آن سیزده نفر، به تصریح کتاب و سنت، امام بر حق و ولی مطلق از جانب پروردگار بر تمام ممکنات میباشند. پس در عالم وجود در میان سلسلهی مخلوقات به غیر از این چهارده نفر معصومین پاک، کسی به منصب ولایت کلیهی مطلقه مفتخر نیست و این لباس از جانب خداوند متعال بر اندام او دوخته نشده و مخلع به این خلعت نخواهد بود. کسی که ایمان به ولایت کلیه [مطلقه] آل محمد ندارد، ایمان به نبوت ندارد و کسی که ایمان به نبوت ندارد، ایمان به خدا ندارد زیرا اقرار به ولایت، مستلزم اقرار به نبوت، و ایمان به نبوت، مستلزم اقرار به توحید است و فرمودهی: «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتهی جاهلیهی»10 اشاره به همین معنی است؛ هر کس که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

دلایل ولایت خاتم الانبیا(ص)
دلیل اول: در آیهی ششم از سورهی احزاب آمده است: «النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم و أزواجه امّهاتهم؛ یعنی این پیغمبر اولی به تصرف و سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان و زنهای او به منزلهی مادرهای ایشان میباشند.» مراد آیه این است که همچنانکه پدران، بر فرزندان نابالغ و یا دیوانهی خود که بینا در کارهای خود نیستند و صلاح خود را نمیدانند، ولایت و اولویت دارند، همین طور این پیغمبر ولایت و اولویت دارد بر مؤمنین و به منزلهی پدر است بر ایشان و اصلاح امور دین و دنیای ایشان در قبضهی اختیار و اقتدار او است و مؤمنان به منزلهی اولاد صغار غیر مختارند نسبت به او؛ پس به اعتبار این منصب و به نصّ (دلیل) این آیهی شریفه، خدا او را ولی نامیده است.

دلیل دوم: در آیهی پنجاه و پنجم سورهی مائده آمده است: «إنّما ولیکم الله و رسوله و الذّین آمنوا الذّین یقیمون الصّلوهی و یؤتون الزّکوهی و هم راکعون؛ یعنی غیر از این نیست [که] ولی شما و صاحب اختیار شما خداست و رسول خدا و کسانی که ایمان آوردهاند و آنها کسانی هستند که نماز را به پا میدارند و زکات را میدهند در حالی که در رکوع هستند.»

دلیل سوم: در آیهی 107 سورهی انبیا آمده است: «و ما أرسلناک الّا رحمهی للعالمین؛ یعنی ما نفرستادیم تو را مگر برای اینکه رحمت باشی بر تمام عوالم.» چنانچه بنابر روایت شیخ طوسی(ره) در کتاب مصباح و بنابر آنچه سیدبن طاووس(ره) در کتاب اقبال در خطبهی عید غدیر از امیرالمؤمنین(ع) دربارهی اوصاف خاتم الانبیا(ص) نموده است، آن حضرت(ع) فرموده: «خدای تعالی او را برای خود خالص قرار داد در قدیم بر سایر امتها، و قائم مقام خود گردانید در ادای اوامر الهیه و انجام کارها در تمام عوالم وجود».11

در تفسیر مجمعالبیان و تعدادی از تفاسیر دیگر روایت شده که چون جبرئیل آیهی: «ما نفرستادیم تو را مگر برای اینکه رحمت باشی بر تمام عوالم» را برای پیغمبر(ص) آورد، حضرت به او فرمود: «آیا از این رحمت به تو چیزی رسیده؟» گفت: آری من از عاقبت امر خود میترسیدم، پس به میمنت تو امنیت یافتم زیرا که خدا بر من ثنا گفت به گفتهی خود که فرمود: «ذی قوّهی عند ذی العرش مکین؛ صاحب توانایی نزد صاحب عرش با منزلت است.»12و13

دلیل چهارم: فرمایش رسول خدا(ص) است که در کتب شیعه اهل سنت روایت شده و از متواترات اخبار است که فرموده: «من کنت مولاه فعلی مولاه؛ هر که را من بر او ولایت دارم و اولی به تصرف در امور او هستم پس علی بر او ولایت دارد و اولی به تصرف است در امور او.»

دلیل پنجم: جملهی: «الخاتم لاسبق و الفاتح لا استقبل»14 است که در عدهای از زیارات حضرت رسول اکرم(ص) وارد شده؛ یعنی آن جناب ختمکننده  (باب ولایت کلیهی مطلقه) است زیرا که آن حضرت اولین کسی است که خداوند خلعت ولایت کلیه را بر او پوشانیده و افتتاح باب ولایت مطلقه، توسط آن جناب شده است. زیرا مقام ولایت کلیه الهیه منحصر است در چهارده نفر که خود آن حضرت و اوصیای او و فاطمهی زهرا(س) باشند. و فقط ایشان دارای شرایط ولایت مطلقهاند و ولایت جزئیهی همهی انبیا و اولیاء فرع بر ولایت کلیهی ایشان است.

در جلد ششم بحارالانوار در «باب فضایل و خصایص آن حضرت» قسمتی از خطبهی امیرالمؤمنین(ع) نقل شده که از جمله فقرات آن این است که فرموده:
[بار خدایا!] قرار ده درودهای پیوسته باشرافت و برکتهای زیاد شوندهات را بر محمد ـ بنده و فرستادهات ـ که ختمکنندهی وحی و پیغمبری، و گشایندهی درهای بستهی ولایت کلیه الهیه، و آشکارکنندهی حق ثابت به راستی است.15
این جمله نیز دلیلی است که آن جناب دارای ولایت کلیه است و افتتاح باب ولایت کلیه با ایشان شده است.

پی نوشتها:
* برگرفته از کتاب ولایت کلیه، ضمن تلخیص و ساده نمودن عبارات.
1. سورهی احزاب (33)، آیهی 21.
2. سورهی نساء (4)، آیهی 80.
3. سورهی نساء (4)، آیهی 59.
4. سورهی حشر (59)، آیهی 7.
5. سورهی آل عمران (3)، آیهی 31.
6. سورهی احزاب (33)، آیهی 6.
7. «أنا و علی أبوا هذه الامّهی.» تفسیر صافی. ج4، ص16، به نقل از علل الشرایع صدوق.
8. النّاصبی شرّ من یهود. قیل: کیف ذلک یابن رسول الله؟ فقال إنّ الیهودی منع لطف النّبوهی و هو خاصّ و النّاصبی منع لطف الإمامهی و هو عامٌّ.عوالی اللئالی، ج4، ص11.
9. و أسئلک بما نطق منهم من مشیتک فجعلتهم معادن لکلماتک و ارکاناً لتوحیدک و آیاتک و مقاماتک التّی لاتعطیل لها فی کل مکانٍ یعرفک بها من عرفک لافرق بینک و بینها إلّا أنّهم عبادک و خلقک فتقها و رتقها بیدک بدءها منک و عودها إلیک، أعضادٌ و أشهادٌ و مناهی و أزوادٌ و حفظهی و روّادٌ منهم ملأت؛ مجلسی، بحارالانوار، ج98، ص393، ح1، باب «اعمال مطلق ایام شهر رجب و لیالیها»، اقبال، ص674 ـ 643.
10. من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتهی جاهلیهی. مجلسی، همان، ج32، ص331، ح317.
11. «استخلصه فی القدم علی سائر الامم و أقامه فی سائر عالمه مقامه فی الأداء.» مجلسی، همان، ج97، ص112، ح8؛ مصبح المتهجد، ص524.
12. «هل أصابک من هذه الرّحمهی شیء؟ قال: نعم إنّی کنت أخشی عاقبهی الأمر فآمنت بک لما اثنی الله علی بقوله (ذی قوّهی عند ذی العرش مکین) و قد قال صلّی الله علیه و آل إنّما أنا رحمهی مهداهی.» سورهی تکویر (81)، آیهی 20.
13. مجمع البیان، ج4، ص66، تفسیر صافی، ج3، ص359.
14. مجلسی، همان، ج100، ص148، ح12، باب 2.
15. «إجعل شرائف صلواتک و نوامی برکاتک علی محمد عبدک و رسولک الخاتم لما سبق و الفاتح لما انغلق و المعلن الحق بالحق». همان، ج2، ص378، ح10.

علامه سید حسن میرجهانی اصفهانی


نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...