• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow داستان arrow راه ما، راه خورشید
راه ما، راه خورشید چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
14 آذر 1396 ساعت 15:00
 مفضّل بن عمر گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که مى ‏فرمودند:
«فریاد نکنید! به خدا سوگند امام شما سالیانى از روزگارتان غیبت کند و حتما مورد آزمایش واقع شوید تا به غایتى که بگویند: او مرده یا هلاک شده و به کدام وادى سلوک کرده است؟ و چشمان مؤمنان بر او بگرید.
و واژگون می شوید همچنان که کشتى در امواج دریا واژگون شود؛ و تنها کسى نجات یابد که خداى تعالى از او میثاق گرفته و در قلبش ایمان نقش کرده و او را به روحى از جانب خود تایید کرده باشد.


دوازده پرچم مشتبه برافراشته شود که هیچ یک از دیگرى بازشناخته نشود.»

راوى گوید: من گریستم، آنگاه فرمود: اى ابا عبد اللَّه! چرا گریه مى‏کنى؟
گفتم: چگونه نگریم در حالى که شما مى‏گوئید: دوازده پرچم مشتبه که هیچ یک از دیگرى باز شناخته نشود، پس ما چه کنیم؟
امام به پرتو آفتاب که به داخل ایوان تابیده بود نگریستند و فرمودند: «اى ابا عبد اللَّه! آیا این آفتاب را مى‏بینى؟ گفتم: آرى، فرمود: به خدا سوگند امر ما از این آفتاب روشن‏تر است.»

منبع: ابن بابویه، محمد بن على، کمال الدین / ترجمه پهلوان - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1380 ش. ج‏2 ؛ ص23
نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

خاطرات یک جاسوس

 

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

شگرد سنجاقك براى فرار از خواستگارى
سنجاقک‌های ماده برای فرار از خواستگاران سمج، خود را به مردم می‌نند. «رسیم خلیفه» زیست‌شناس در «دانشگاه زوریخ» به برکه ای در دامنه‌های کوهستان آلپ رفته بود که متوجه دو سنجاقک شد که تعقیب و گریز هیجان‌انگیزی را تجربه می‌کردند. به ناگاه سنجاقک گریزان شیرجه‌ای ناگهانی زد و به زمین برخورد کرد.
ادامه مطلب...