• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست arrow گفت‌و‌گو arrow جامعه ی کج شده!
جامعه ی کج شده! چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
03 بهمن 1387 ساعت 10:57
 وقتی در اتاق انتظار، انتظارمصاحبه با آقای ضمیری رو می کشیدیم، تو ذهنمون بود که از یه نویسنده که در مورد رجعت کتاب نوشته چی می شه پرسید؟ البته وقتی شروع به مصاحبه کردیم دیدیم حرف برای گفتن زیاده!
اول قرار نبود در مورد سازمان حرف بزنیم، اما تا زمان رو مناسب و مسئول رو آماده ی پاسخگویی دیدیم، قرار شد سازمان هم بیاد تو بحث! سازمان ملی جوانان رو می گم! حتما شما که جوونید میشناسیدش دیگه...؟!
 

مستور: خودتون رو به طور کامل معرفی کنید و آثاری رو هم که داشتید رو بفرمایید.
 
آقای ضمیری: محمدرضا ضمیری هستم. دارای مدرک دکتری در رشته ی جامعه شناسی هستم و در همین رشته کار می کنم. در حال حاضر در حال مطالعه و تحقیق هستم. آثار من حدود ده کتاب و پنجاه و سه مقاله هست و بیشترین کار نویسندگی ام رو مدیون مهدویت هستم. از مهدویت شروع کردم. حالا یه مروری هم روی عناوین لازم هست بکنیم؟ کتاب رجعت، چه باید کرد؟، دانشنامه ی اصولیان شیعه، اندیشه ی اسلامی یک و دو، منبع شناسی مباحث فقهی، مناسبات حدیث و جامعه شناسی، جستاری در اندیشه ی فقهی مذاهب، دستنامه ی فقه و کتابشناسی تفسیری مذاهب اسلامی، و... 10 تا شد؟ اندیشه ها الان متن درسی دانشگاه نیروی انتظامی هست. اولین کتابی که از ما چاپ شد بحث رجعت بود. از مقالاتی هم که متناسب با بحث ما هستند، مقالاتی که هم در موعود داشتم و هم در همایش های انتظار نور، یکی شان در ارتباط با «الگوی نهادهای مطلوب در عصر انتظار» و دیگری «نقش انتظار در کاهش آسیب های اجتماعی»، یکی هم «الگوی جامعه ی امن در عصر انتظار» که جزو مقالات برتر پارسال (1386) انتخاب شد. یک سری مقالات دیگر هم هست. مقاله ی بود به اسم آینه در آینه که درباره ی معرفی امام زمان از دیدگاه ائمه اطهار (ع) بود و بحث های دیگر مهدویت.
 
مستور: در حال حاضر چه سمتی در سازمان ملی جوانان دارید؟
 
آقای ضمیری: در قم یک مرکز مطالعات ی دینی جوانان داریم. معمولا مباحث دینی جوانان در اینجا به ما مربوط می شود. مباحث دینی و مطالعات آن را در این سازمان به عهده دارم.
 
مستور: چی شد که به سازمان اومدید؟ خودتون اومدید یا دعوتتون کردن؟
 
آقای ضمیری:  دعوتم کردن دیگه...بنا بود برای جوانان کاری بکنیم و آنچه که از ما بر می آید همین مسائل دینی است. حدود 17 پروژه ی دینی برای جوانها در نظر گرفتیم و سفارش دادیم، بحث هایی که فکر می کردیم می تواند برای جوانان مفید باشد؛ بحث هایی مثل الگوی زیستی پیامبر؛ می خواستیم به جوونهامون نشون بدیم که پیامبر چگونه می تواند الگوی خوبی برای آنها باشد؛ و... بحث جوان و شادی بود، چهل حدیث جوانی، آسیب شناسی گرایش جوانان به مباحث مهدویت، جوانان و بیماری های مخاطره آمیز و ... .  امروز هم حدود سه سال است که با سازمان همکاری دارم.
 
 مستور: فکر می کنید که در این کسوت چقدر موفقید؟ با توجه به این که سر و صدایی از سازمان ملی جوانان و فعالیت های آن در نمی آید.
 
آقای ضمیری: من فکر می کنم خیلی وقت ها تلقی مردم از سازمان ها، تلقی خاصی است. لابد انتظار دارند بیاید برای جوانها مسکن درست کند، شغل درست کند، یه نگاهی اینجوری مردم دارند. در حالی که رسالت سازمان رسالت برنامه ریزی، اتاق فکر، هدایت و کنترل است. برای مثال در بحث ازدواج،  برنامه هایی که  پیشنهاد می کنند چه برای خانواده و چه برای جوان و امثال این ها، وظایفی است که سازمان برای دستیابی آنها تلاش می کند. سازمان سعی می کند که نیازهای اساسی جوانها را شناسایی بکند و تلاش بکند سازمانها رو به این سمت سوق بدهند. اما اینکه کار چطور پیش میره، چیزی است که دیگران باید قضاوت کنند. اما فکر می کنم گام های خوبی برداشته شده؛ حداقل در این بخشی که ما هستیم. برای مثال پارسال بحث سنجش تقویت دینی برای جوانان بود  که گام خیلی خوبی بوده است و نتایج خیلی خوبی هم بدست اومد. اما خوب طبیعی است که برای سازمان هایی که می خواهند برای جوانان سرمایه گذاری کنند، باید از اونها اطلاع داشته باشند... طبیعی است که اشکالاتی وجود داشته باشد و اما اگر احساس می شود که اشکالاتی هست، حتی خود شماها - من فکر می کنم ذهن های جوانها ذهن های نقاد و تیز بینی هم هست-  حتما باید مطرح شود. مایوس نشوید. مطرح کنید.
 
مستور: به عنوان مسئول مطالعات دینی سازمان جوانان، چه اقداماتی انجام داده اید؟ آیا مهدویت هم در مطالعات دینی سازمان جایگاهی دارد؟
 
آقای ضمیری: ما در سال های قبل چند پروژه ی مهدویت داشتیم. امسال(1387) هم نزدیک به یک چهارم تا یک  پنجم کارهامون مهدوی هست. تلاش بر این است که به بحث مهدویت پرداخته شود. یکی از ویژگی های دولت گرایش به مهدویت است. شاید کمتر بشه دولتی رو پیدا کرد که به این شکل به مهدویت بها داده باشند و کمک کرده باشند. شاخص اصلی در دولت ما گرایش به عدالت که یکی از شاخصه های مهدویت است، می باشد. دولتی که شعارش انتظار است و در کمتر دولتی این شعار وجود داشته است....
 
 
 مستور: این شعارها تا چه حد عملی است؟ حداقل برای سازمان...؟
 
آقای ضمیری: عرضم به حضور شما، حداقل تلاش برای اجرا شدنش هست. تلاش هست که در سازمانهای مختلف و در مکانهای مختلف اجرا بشه. الان ببینید، به تمام مراکز مطالعاتی در سراسر کشور دارد بها داده می شود. این یکی از شعاع های عدالت است. قبلا فعالیت ها بیشتر در تهران متمرکز بود اما الان دفتر مطالعاتی در دانشگاه ها تاسیس شده، از طرف سازمان در دانشگاه شیراز، تهران، الزهرا. در حوزه ی علمیه هم همین طور. تلاش شده فعالیت ها در استان های دیگر هم عملی شود.
 
مستور: فرمودید که کتابی به نام رجعت دارید که ظاهرا در طی چند سال اخیر تغییری نکرده است، فکر می کنید با توجه به سنگینی کتاب، پاسخگوی سوالات جوانان در مورد رجعت می باشد؟
 
آقای ضمیری: ما از اولی که کتاب را نوشتیم، مخاطبمان واقعا جوانان بودند. من تصور خودم این بود که یه چیزی بنویسم که بشه این عقیده ی سنگین رو درست بیان کنیم. شما مثلا برگردید به سالهای 70. چاپ آن با زمان نوشتن فاصله ی زیادی داشت. کتاب سال 70 تدوین و در سال 78 چاپ شد. فضایی که ما کتاب را در آن نوشتیم به گونه ای بود که کتابهایی از علامه مجلسی بود، از شیخ حر عاملی بود و خیلی سنگین و قابل ارائه به عام نبود؛ منابع در دسترس جوانان کم بود. وقتی ما نوشتیم جایی بودیم که آقای ابراهیم شفیعی 1 آنجا بود و گفت شما در چه زمینه هایی کار می کنید؟ شما انگار در زمینه ی رجعت هم کار کردید. من هم گفتم بله ولی چاپ نشده. ایشون کتاب را دیدند و خیلی خوششان آمد. بعد با بعضی ما مطرح کردیم، گفتند: شما اصلا موضوع رجعت رو مطرح نکن. امروزه نمی شه این رو مطرح کرد.

 آقای شفیعی دفاع کرد... کتاب ما هم پس از بررسی مورد تأیید قرار گرفت و گفته شد که این رجعت قابل ارائه است. در آن زمان ابعادی از رجعت برای آن زمان قابل هضم نبود؛ مثلا بازگشت و زنده شدن افرادی قبل قیامت و انتقام از ظالمین، فهمش سنگین بود. خوب بالاخره آنهایی که متدین بودند خودشان این مسائل را می دانستند؛ به عنوان یک باور بود، اما یک باور سربسته. بازش نمی کردند که بفهمند داخلش چه خبره.

 برای مردم سخت بود که آن را بفهمند. اما ما سعی کردیم فلسفه ی رجعت را برای مردم بگوییم، معنایش را بگوییم، و اون جنبه هایی رو مطرح کنیم که قابل فهم عموم هست. بعد از کار ما چند کار دیگر هم آمد که خوشبختانه مجال را برای بحث درباره ی رجعت باز کرد و آن را برای عموم قابل هضم تر کرد. والان ببینید راحت تر می شود درباره ی رجعت بحث کرد. به هر حال خود امام زمان هم کمک کرد و این کار انجام گرفت. اما من دیگه نرسیدم که آن را تجدید نظر کنم.
 
مستور: فکر می کنید چه اندازه جا دارد که موضوع رجعت برای جوانان باز شود و از چه منظری باید به این موضوع وارد شویم، با توجه به اینکه امروزه بیشتر مباحث از منظر تجربی مطرح می شوند؟
 
آقای ضمیری: اتفاقا به نظر من الان ما جلوتر از چند سال پیش هستیم. جامعه برای فهم رجعت مناسب تر است. در این 18- 19 سالی که من در زمینه های مهدوی کار کرده ام فکر می کنم الان بحث در این مورد خیلی راحت تر شده. در گذشته در حدود بحث های مهدویت عرض می کنم، فقط به تشرفات و ملاقات و ... می پرداختند و این بحث ها (رجعت) عموماً میان علما و نخبگان بود. اما اکنون فضا آماده تر شده .... اما ما خوشحال هستیم که اگر اشکالی در کتاب هست، نقد شویم.
 
مستور: خیلی ساده و صمیمی، اگر امام زمان به زودی ظهور کنند شما که در زمینه ی مهدوی مسئول هستید چه گزارشی از عملکرد خودتون به ایشون می دهید؟
 
آقای ضمیری: سؤال سختی است! تقلب هم می شه کرد؟! (با خنده) آدم ممکنه خیلی حرف ها را آماده کند، اما ممکن است در برخی حالات برای انسان رخ می دهد انسان خیلی از  آنها را فراموش می کند. نمی دونم مکه تشریف بردید؟ آدم  خیلی دعاها را آماده می کنه اما وقتی به کعبه می رسه تمام اونها رو  فراموش می کنه و احساس می کنه  که هدف اصلی همان جا است و باقی دعاها فرعی می شود. امام عصر همین طور است. شاید اون چیزی که ما می خواهیم گزارش بدیم، گزارش نباشه و فقط شرح شرمندگی خودمون باشه. ولی حداقل می توانیم بگوییم که همیشه تلاشمان این بوده است، هر چند تلاش ناچیز،  که مهدویت را تبلیغ کنیم و آن را مطرح کنیم. گاهی برنامه های تلویزیونی داشتیم، صدا بوده، سیما بوده، سخنرانی بوده، مصاحبه بوده. اما باز هم این ها چیزی نیست. پیامبر و امام اولی (شایسته تر) به ما هستند. فقط می توانیم اظهار ارادت کنیم، چون بسیار کوتاهی کردیم.  مثلا من از ده کتابی که نوشتم می بایست حداقل پنج تاش باید  مهدوی بود، اما... ! بیشتر از اینها باید مایه می گذاشتیم و نکردیم. اقا خودشون البته بزرگوار هستند...
 
مستور: روایت مشهوری از پیامبر(ص) داریم که می فرماید هر کس امام زمانش را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است.  از زمان ایجاد سازمان چه تعداد جوان از دنیا رفته و به مرگ جاهلی مردن؟ و سازمان چه مسئولیتی در قبال آنها داشته است؟
 
آقای ضمیری: ببینید در رابطه با شناخت امام زمان، این حدیث کاملا درستی هست، هم شیعه نقل کرده هم سنی. روایت مشهوری است.  کاملا درست و قطعی است. منظورش این است که اگر کسی تلاش برای شناخت نکند و وقتی از دنیا می رود چون هادی خود را نشناخته، این اصلا نتونسته مسیر را بشناسد؛ چون امام را نشناخته است. وقتی شما امام را نشناختید راه را هم نشناختید. یعنی وقتی آدم امام را بشناسد تازه مسیر را پیدا می کند. سازمان وظیفه دارد که این راه شناخت را ایجاد کند و فرهنگ مهدویت را ترویج کند. سازمان ملی جوانان مهم تر از همه باید جامعه رو به سمت انتظار سوق بدهد.

 ما سه مرحله داریم: جامعه ی فعلیمون هست، جامعه ی  انتظار و  منتظر، و جامعه ی  مهدویت. ما باید جامعه را برسانیم به جامعه ی انتظار. جامعه ی انتظار کپی خوانایی است از مباحث مهدویت. مردم  ما باید واقعا در یک گوشه ی دنیا یک نمونه ی کوچکی از جامعه ی عصر مهدوی تشکیل بدهند که از اونجا گسترش انجام می شود. مثل تشکیل اسلام که از یک نقطه ی کوچک آغاز شد و گسترش یافت و شعاع آن همه جا را فرا گرفت و بعد جهانی شد. جامعه ی مهدوی هم همین است. یعنی یک نمونه ی یکوچکی از مهدویت در جایی تشکیل شود عدالت برقرار شود، جوان مهدوی، تربیت مهدوی، خانواده، سیاست، اقتصاد و ... همه مهدوی و عادلانه باشند این وقت این ظلی (سایه ای) می شود از یک جامعه ی مهدوی واقعی؛  که پایگاهی است برای ظهور و زمینه ای است برای تشکیل حکومت مهدوی.

 اینطور نیست که همین طور حضرت تشریف بیاورند. کجا تشریف بیاورند؟ مثلا بروند مکه. وقتی زمینه نباشد با این همه وهابی ها چگونه می شود از امام طرفداری کرد؟  بنا نیست که با معجزه این کار انجام شود، بلکه باید کاملا انسانی باشد. باید زمینه آماده باشد. زیرا اگر معجزه باشد انتظار فایده ندارد. در این صورت (اگر ظهور معجزه باشد) پس چرا ماخودمان را درست کنیم؟ خوب امام می آید با معجزه ما را درست می کند و شرایط را آماده می کند. دیگر انتظار معنایی ندارد. پس باید یک جامعه ی منتظر ساخت.
من بارها گفته ام که انسان منتظر با انسان متقی فرق می کند؛ چرا می گوییم «واجعلنا من المنتظرین علیک»؟ یعنی مایی که مومن هستیم من رو منتظر قرار بده. پس معلومه که منتظر چیز دیگری است....
 
مستور: ببینید بحث دقیقا همین جاست. جامعه باید به سمت انتظار پیش برود و سازمانها باید این مسیر را هموار کنند. یکی از سازمان ها همین جاست. شما چه کاری برای منتظر کردن جامعه انجام داده اید؟
 
آقای ضمیری: ببینید بالاخره آنها هم تلاش کرده اند در جهت ترویج مهدویت. شما اگر بتوانید جامعه رو  بر اساس یک جامعه ی دینی بنیان بگذارید، عدالت رو حاکم کنید... امام زمان می خواهد بیاید چه کند؟ مگر ما چه کمبودی داریم؟ مگر ما عقل نداریم که امام زمان می خواهند کامل کنند؟

جامعه الان درش عدالت نیست. عدالت از تعادل می آید؛ یعنی جامعه ی انسانی تعادل ندارد. امام علی آمد جامعه ی انسانی را به تعادل برساند وقتی احادیث می گویند « یملأ الارض عدلاً» یعنی پر از عدالت می کند جامعه را... یعنی جامعه الان کج شده.

 کارکرد حضور امام زمان چیست؟ الان ما عقل مادی داریم یعنی این عقل به مسیری رفته که از اصل کج شده و باید برگردد سر جای خودش. ثروت از مسیر خارج شده یعنی افتاده تو گردونه ی افراد خاصی...

الان مثلا تو آمریکا کی به قدرت می سه؟ کسی که پول داره، قدرت داره، آدم عادی که به قدرت نمی رسه؟
خانواده از تعادلش خارج شده، جوان از تعادلش خارج شده. چیزهایی برای جوان امروز مهم شده که از اصل آن دور است و مهم این است که امام زمان این انسان را متعادل کند تا همه چیز به حال خودش برگردد.

الان مسیر توسعه ما رفته روی صنعت. صنعت یک شیء است، یک ابزار است. شما شیء را به تعادل می رسانید امام زمان انسان را عادل می کند. وقتی انسان عادل شد، همه ی مشکلاتش حل می شود. ما فکر می کنیم الان منتظر هستیم،  بعد امام زمان می آید می گوید خوب این شمشیر حالا یا فلزی یا امکانات جدید بیایید برید نبرد! ببینید! جامعه بدون حجت تاحدودی می تواندادامه دهد ولی بعد از تعادل خارج می شود.

مثلا شما نگاه کنید قطاری که روی ریل حرکت می کند اگر راننده کمی حواسش پرت شود از ریل خارج می شود. امام زمان می آید که نظارت کند.
 می خواهم این را عرض کنم که ظهور امام زمان امری کاملا اختیاری است، یعنی ما می توانیم بندازیمش جلو، بندازیمش عقب. درسته ما دعا می کنیم برای فرج امام زمان. اما خودمانیم که آن را به تعویق می اندازیم. انسان باید به تعادل برسد. خوب حالا اگر ما متعادل بشیم دیگه امام زمان می خواهیم چه کار کنیم؟ دو تا جواب داره، یکی اینکه ما خودمون به یه تعادل نسبی برسیم و حضرت ما را کامل می کند. یا ما یک گوشه ی جهان را درست می کنیم ولی این موضوع پس از ظهور جهانی می شود.

پس ما اول باید بفهمیم که انسان تعادل ندارد. مدرنیته، صنعت به دردش نمی خورد. نه اینکه فایده نداره. ما نمی خواهیم مظاهر تمدن رو انکار کنیم. ولی این چیزها انسان را به تعادل نمی رساند. یه انسان باید متوجه بشود برای انسان شدنش و به زیستی اش این چیزها به دردش نمی خورد.

جوان چند مرحله دارد تا ظهور. ظهور به نظرم هنوز زود می آید البته ما نباید وقت تعیین کنیم ها. « کذب الوقّاتون»2، اما الان کعبه ی آمال جهان این است که یکی انسان اروپایی یا امریکایی شود. الان ظلم در جامعه زیاد است. می دانید ما چقدر راه داریم؟؟ خیلی کارها باید بکنیم. شاید هنوز ما نمی دانیم باید چکار کنیم چرا که هنوز صورت مسئله را درست حل نکردیم. الان صدا و سیمای ما می داند باید چه کند؟ سازمان می داند؟

 ببینید ما اول باید انسان را محور قرار دهیم. دوم جامعه ی بشری باید متوجه این نکته بشوند که این الگوهای انسان مدرن کافی نیست؛ تناقض هاش رو پیدا کنند. انسان غرب چه ضعفهایی دارد؟ نه آنکه انسانی که در غرب زندگی می کند ها. شاید ما اینجا در ایران غربی باشیم، چون ارزش هامون غربی است. این در سطح جهانی باید بهش توجه بشود. بعد باید جوان ما متوجه این نکته بشود.

 شما باید قیام به اصلاح کنید. وقتی می گوییم «جامعه ی منتظر»، معنی اش این نیست که دست روی دست بگذاریم. انتظار یعنی اصلاح. اگر الان به شما بگویند مهمان دارید نمی روید خانه را تمیز کنید؟ این انتظار از همین نوع است. انتظار از نوع اقدام. یعنی رفتاری همراه با عمل. به خاطر همینه که می گویند « افضل الاعمال امتی انتظار الفرج»3 دقیقا درسته؛ یعنی انتظار نوعی عمل به شمار می رود.

بعد از اینکه فهمیدیم که باید برای اصلاح جامعه اقدام کنیم. در مرحله ی بعد می فهمیم که ما به تنهایی نمی توانیم. چرا؟ دو جواب دارد: یکی اینکه ما مدل و نظریه نداریم. و دوم اینکه ضعف اجرایی داریم. این هم باید همگانی شود بعد امام زمان بیاید.

در واقع ما توانایی مان در آن حد است که زمینه سازی کنیم. بعضی دولتمردان در گذشته احساس می کردند ما خودمان می توانیم جامعه را اداره کنیم و نیازی به امام زمان نداریم. مثلا ترکیه، تا مدتها فکر می کرد نفعش در این است که دین از سیاست جدا باشد. الان متوجه شدند که نه! و مردم رای دادند به دولتی که واقعا برای حجابشان و دینشان برنامه بریزد. بعد فهمیدند که دستهایی جلوی اسلام گرایان را سد می کند.... می توانم بگویم الان این جامعه نسبتا منتظر هست.
ما ولی درجه ی انتظارمان بیشتر است چون ما قبل از انقلاب فهمیدیم این نوع نظام جواب نمی دهد و واقعا انقلاب کردیم و شهید دادیم.
 
مستور: به نظر شما جوانان ما پای بند به این مسائل هستند؟
 
 آقای ضمیری: ببیند به نظر من جوان امروزی فکر می کند این چیزها با دینش خیلی منافاتی ندارد. مثلا فکر می کند می تواند بد حجاب بیاید بیرون در کنارش اعتکاف هم می رود. نمی گویم خوب است ها. ولی به نظر جوان ما این کارها انسان را از دین دور نمی کند. ما خیلی از جوانها را داریم که اگر اینها را ببینید می گویید بی دین اند، ولی شاید جمکران رفتن شان از ما بهتر باشد. در این روزها دین داری و شناخت آن خیلی مشکل شده. تبلیغی که بهایی ها می کنند این است که شما می توانید شیعه باشید ولی بهایی هم باشید. بعد جوان را قاطی مسائلی میکند که از دین دور می شود.

اگر قرار باشد ایده آلهای من هنوز انسان غربی باشد، اقتصاد من، سیاست من، غربی باشد صد تا دعای ندبه هم به من کمک نمی کند. نمی خواهم مایوس بکنم ولی به نظرم این شالوده ها باید شکسته شود.
 
مستور: شما می فرمایید ایده آل های سازمان باید عوض شود. چقدر این سازمان برای این موضوع کار کرده؟
 
آقای ضمیری: بله من این را قبول دارم. باید این کارها انجام بشود . یعنی ما بیاییم الگوهای برامده از دین را مطرح بکنیم و جذاب هم مطرح کینم. متاسفانه بعضی مسئولان  هم همین طوراند. وقتی می گوییم خوب الان می خواهی با اقتصاد جامعه چه کار کنی؟ به غرب متوسل می شود.

می دانید می خواهم چه بگویم؟ شاید اگر ما به مهدویت فکر بکنیم، برنامه ریزی اقتصادی ما عوض بشود، من الان چند نکته به شما بگویم. وقتی ما یک انسان مهدوی را در نظر بگیریم که این انسان باید متدین باشد، ازدواج کند، شاید لازم باشد از برخی پیشرفتهای صنعتی چشم بپوشیم. خدا دیگر شوخی ندارد. آخرین تیر ترکشش است. اگر بگویند که شما یک تیر داری با همان باید همه ی دشمنان را نابود کنی، شما در مصرفش خیلی دقت می کنی. این آخرین تیر خداست.

یه زمانی بنی اسرائیل 70 پیامبر را سر بریدند در اثر سطح فکر پایین. یا امام حسین را شهید می کنند. یعنی جامعه قدر خدا و حجت خدا را نمی شناسند. زمانی که قدر را شناختند، آنوقت امام زمان می آید.

وقتی مردم همه به این نیاز رسیدند که ما می توانیم آنها را به این سمت بکشانیم بعد فقط اون سران می مانند که مخالفت می کنند. آنهایی که به منافعشون فکر می کنند. آن وقت امام زمان می آید با آن دانه درشت ها می جنگد. ما همه ی این کارها را نمی توانیم بکنیم.
 
مستور: شما یک سری همایش و سخنرانی برگزار کردید درباره ی مهدویت...
 
آقای ضمیری: بله در قم؛ با موضوع بحث مهدویت و آینده ی بشریت و نقش جوان در آینده ی بشریت.
 
با توجه به اینکه موسسه ی موعود از نخستین سازمانهایی است که درباره ی مهدویت کار کرده و نشست های زیادی برگزار کرده چرا تا بحال سازمان همکاری جدی با این موسسه نداشته است؟
 
آقای ضمیری: البته ما تلاش هایی برای این کار کردیم. تفاهم نامه انگار ایجاد شده اما من معتقدم که می شود بیشتر روابط را نزدیک کرد.  سازمان گرفتاری هایش زیاد است. من فکر می کنم اگر موعودیان این باب را باز کنند از این طرف مشکلی نیست. بالاخره در طرح های پژوهشی و مطالعاتی باشد من خودم قول می دهم پی گیر باشم.
 
خوب! حالا سازمان ملی جوانان کجاست؟؟!
 
پی نوشت:

1. دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی، از نویسندگان ارزشمندی هستند که در مسائل مهدوی، حقوقی، فقهی، مذهبی، اجتماعی،  آثاری را ارائه کرده است.
2. حدیث از امام باقر (ع). یعنی: تعیین کنندگان وقت دروغگویند.
3. برترین اعمال امت من انتظار فرج است

 
مصاحبه کنندگان: پ.میعاد، پژواک
 

 
نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  



سبز آبی

زندگی زناشویی شترمرغی
 شتر مرغ در ۲ – ۴ سالگی از نظر جنسی به بلوغ می رسد . تولید مثل در شتر مرغ ها وابسته به نور است و با افزایش طول روز فصل تولید مثل آغاز می شود. اندازه ی بیضه های شتر مرغ در طول فصل تولید مثل ممکن است تا ۴ برابر افزایش یابد . پرنده های نر در خارج از فصل تولید مثل اسپرم تولید نمی کنند و تولید اسپرم که تحت کنترل هورمون FSH می باشد در این فصل اتفاق می افتد .
ادامه مطلب...