• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست
جاناتان، مرغ دريايي چاپ ارسال به دوست
29 بهمن 1386 ساعت 19:01


صبح بود و خورشید جوان بر خوردک موج های آرامش دریا ، گرد طلا می پاشید.

در یک میلی ساحل ، قایقی ماهیگیری بر آب جا خوش کرده بود. هوای خوردن صبحانه در گله ی مرغان دریایی شوری برانگیخته بود. هزاران مرغ دریایی بر سر تکه های غذا ، در آب این سو و آن سو چرخ می زدند و ستیز میکردند. روز پر هیاهوی دیگری پا دراز میکرد.

جوناتان ، مرغ دریایی ، در خلوت دوری از ساحل و قایق ، سرگرم پرواز بود. در بلندای صد پایی پاهای پره دارش را پایین آورد و نوکش را بالا برد و برای چرخ زدن به بالهایش قوس رنج آوری داد. این قوس به این معنا بود که آرام به پرواز در آید و اینک چنان آرام می پرید که باد در صورتش نجوا می کرد و اقیانوس در آن پایین آرام می نمود. پس از بسیاری تمرکز حواس چشم هایش را تنگ و نفسش را در سینه حبس کرد، نیرویش را بسیج کرد و اندکی قوس. . . فراختر شد. . . همخوانی بالهایش درهم ریخت و از حرکت باز ماند و فرو افتاد.

 مرغان دریایی آن سان که می دانید، هرگز در پرواز از حرکت باز نمی ایستند. باز ایستادن از پرواز در قاموس شان شرم آور و زشت است.
اما جوناتان، مرغ دریایی که بی هیچ خجلتی ، بار دیگر بالهایش را در قوسی سخت لرزان گشود.

آرام، آرام، و دیگر بار از حرکت باز ماند- چون دیگر پرندگان نبود.
بیشتر مرغان دریایی رنج آموختن چیزی بیش از ساده ترین دانستنی های پرواز را بر خود هموار نمی کنند- اینکه چگونه از ساحل برای یافتن طعمه به پرواز در آیند و باز گردند. برای بیشتر مرغان دریایی ، آنچه اهمیت دارد به چنگ آوردن طعمه است ، نه پرواز. حال آنکه ، برای این مرغ دریایی ، مهم پرواز بود ، نه به چنگ آوردن طعمه. جوناتان بیش از هر چیز عاشق پریدن بود. . .
           
«جوناتان!»
« فلچ نازنینم، چیزی را که چشمانت به تو می گوید باور مکن. تمامی چیزی را که به تو می نمایانند، بندهایی بر بال و پر تواند. با چشم خرد بنگر، چیزی را که فرا گرفته ای دریاب، و آن زمان خواهی توانست راه به پرواز در آمدن را بشناسی. »

سوسوی نور رنگ پریده ، رنگ باخت. جوناتان، مرغ دریایی در تهی آسمان ناپیدا شد.
اندک زمانی بعد، فلچر مرغ دریایی به آسمان پر کشید، و با گروه تازه ترد شده ی شاگردانی که شیفته ی نخستین درس خود بودند، رویارو شد.

شمرده و آرام گفت: « برای آغاز کردن، باید دریابید که هر مرغ دریایی پنداری بیکران از آزادی است، تصویری از مرغ دریایی بزرگ، و سراسر بدن شمایان، از نوک این بال تا نوک آن بال، چیزی فراتر از اندیشه تان نیست.»

 
جوناتان، مرغ دریایی ، کتابی است سرشار از امید. داستان پرواز و رهایی. داستان چگونه پریدن و چگونه دل کندن ، داستان رها کردن و شکستن تمام عادات. یک داستان نمادین که میشود از آن اوج گرفتن را آموخت. اینکه هرگز نباید مایوس شد و دست از تلاش کشید. نویسنده ی این کتاب، ریچارد باخ، خلبانی است که تا کنون سه کتاب درباره ی پرواز نوشته است و جوناتان مرغ دریایی یکی از زیباترین این سه کتاب است!
 
 
نویسنده: ریچارد باخ
تصویرگر: راسل مانسن
گردانده ی :هرمز ریاحی و فرشته مولوی
بها: 7500 ريال

پژواك

نظر
افزدون جدیدجستجو
محمد درختي   | | 2008-06-09 14:24:47
داستان جالبي است. كوتاه و پر بار
محمد درختي   | | 2008-06-09 14:25:21
داستان جالبي است. كوتاه و پر بار
پدرام - از فیلمش خبر ندا     | | 2008-08-14 15:14:28
سلام
منم این کتاب رو خوندم. در موردش هم یه چیزایی نوشتم.
ظاهرا فیلمش هم هست. شبکه ۴ هم در قالب برنامه «سینما ماوراء»، اسفندماه گذشته پخشش کرده.
مزاحم شدم ببینم شما اطلاع ندارید از کجا می‌شه این فیلم رو تهیه کرد؟
اصلا خودتون فیلم رو دیدید؟
صالي - جاناتان   | | 2009-06-30 07:53:16
سلام . موضمع پايان نامه من در باره جاناتان مرغ دريايي است .در به در دنبال مطلب درباره كتاب و نويسنده اش مي گردم .تو تموم سايت هاي فارسي و انگليسي دنبال يه نقد علمي و آكادميك گشتم .تو رو خدا اگه مطلب قابل توجهي ديديد خبرم كنيد .ممنون.
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

 

نگارنده غيب

خداوند حوصله دارد ولی شما عجله می کنید. امام عصر عجل الله تعالی فرجه

چارسوق

صدای داد و فریادش راهرو را پر کرده بود . همسایه ها یکی یکی از واحدهایشان بیرون می آمدند تا منبع صدا را پیدا کنند. زن بین جیغ هایش نفس هم نمی کشید. سرایدار انگار که به صورتش سیلی زده باشند به دیوار چسبیده بود. ادامه مطلب

 

چند رسانه ای

 

همسايه‌ها


  

خبر خوان


سبز آبی

 نکات جالبی در طبیعت وجود دارد که همواره باعث شگفتی انسان ها می شود. این نکات و ویژگی ها، می توانند سرمشق خوبی برای انسان باشند تا او بتواند برخی مشکلات خود را با الهام از آن ها حل کند.
برای مثال، جالب است بدانید که یکی از مشکلاتی که انسان، با ساخت آسمان خراش ها پیدا کرده است، تمیز کردن نمای ساختمان هاست؛ مشکلی که در ابتدا شاید پیش پا افتاده تلقی شود، اما وقتی راه حلی نباشد و نمای ساختمان ها کثیف و آلوده شود، این مشکل اهمیت خود را بروز می دهد.
ادامه مطلب...
 

پرسش و پاسخ

 امام حسین(ع) می دانست در کربلا شهید خواهد شد یا آنکه غافلگیر شد و در محاصره قرار گرفت؟ در این موضوع میان نویسندگان بحث است اما آنچه از روایات و اصول اعتقادی شیعه بر می آید آن حضرت خبر داشت و آگاهانه شهادت را برگزیده بود. نه تنها در آغاز حرکت از مدینه و شب وداع با حرم پیامبر ،یا آغاز حرکت ازمکه به سوی سرزمین عراق ،بلکه از سالها پیش خبر داشت و شهادت ،عهدی از سوی خدا و رسول با او بود. از بدو تولد آن حضرت موضوع شهادتش در عاشورا مطرح بوده است. حتی در زمان انبیای پیشین نیز روشن بوده که حسین (ع)،فرزند پیامبر خاتم در کربلا شهید خواهد شد .در این باره احادیث فراوان است و خبر دادن به پیامبرانی چون آدم،نوح،ابراهیم،زکریا،اسماعیل ،موسی،عیسی و ....در منابع حدیثی مفصل آمده است که در این مختصر نمی گنجد.

 

ادامه مطلب...