• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • default color
Slide Show

ذره‌بين

ادامه مطلب...
 

داستان

ادامه مطلب...
 

معرفي كتاب

ادامه مطلب...
 
برگ نخست
پیش از اینها فکر می کردم خدا... چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 31
بدعالی 
30 فروردين 1387 ساعت 08:31
 پیش از اینها فکر میکردم خدا/ خانه ای دارد کنار ابر ها/ مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا/ پایه های برجش از عاج و بلور/بر سر تختی نشسته با غرور





پیش از اینها فکر میکردم خدا

خانه ای دارد کنار ابر ها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور

بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق کوچکی از از تاج او

هر ستاره پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او آسمان

نقش  روی دامن او  کهکشان

رعد و برق شب طنین خنده اش

سیل و طوفان نعره ی توفنده اش

دکمه ی پیراهن او آفتاب

برق تیر و خنجر او ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست

هیچ کس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر  بود

از خدا  در ذهنم این تصویربود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین

خانه اش در آسمان دور از زمین

بود ،اما میان ما نبود

مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت

مهربانی هیچ معنایی نداشت

... هر چه میپرسیدم از خود از خدا

از زمین از اسمان از ابر ها

زود  می گفتند این کار خداست

پرس و جو از کار او کاری خطاست

هر چه می پرسی جوابش آتش است

آب اگر خوردی جوابش آتش است

تا ببندی چشم کورت می کند

تا شدی نزدیک دورت میکند

کج گشودی دست ،سنگت می کند

کج نهادی پا ی  لنگت می کند

تا خطا کردی عذابت می دهد

در میان آتش آبت می کند

با همین قصه دلم مشغول بود

خوابهایم خواب  دیو و غول  بود

خواب می دیدم که غرق آتشم

در دهان شعله های سرکشم

در دهان اژدهایی خشمگین

بر سرم باران گرز آتشین

محو می شد نعره هایم بی صدا

در طنین خنده ی خشم خدا ...

نیت من در نماز ودر دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می کردم همه از ترس بود

مثل از بر کردن یک درس بود ..

مثل تمرین  حساب و هندسه

مثل تنبیه مدیر مدرسه

تلخ مثل خنده ای بی حوصله

سخت مثل حل صد ها مسئله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود

مثل صرف فعل ماضی سخت بود

تا که یک شب دست در دست پدر

راه افتادیم به قصد یک سفر

در میان راه در یک روستا

خانه ای دیدیم خوب و آشنا

زود  پرسیدم پدر اینجا کجاست

گفت اینجا خانه ی خوب خداست

گفت اینجا می شود یک لحظه ماند

گوشه ای ختوت نمازی ساده خواند

با وضویی دست ورویی تازه کرد

گفتمش پس آن خدای خشمگین

خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟

گفت :آری خانه ی او بی ریاست

فرشهایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی کینه است

مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی

نام  او نور و نشانش روشنی

خشم نامی از نشانی های اوست

حالتی از مهربانی های اوست

قهر او از آشتی شیرینتر است

مثل قهر مهربان مادر است

دوستی را دوست معنی می دهد

قهر هم با دوست معنی می دهد

هیچ کس با دشمن خود قهر نیست

قهری او هم نشان دوستی ست

تازه فهمیدم خدایم این خداست

این خدای مهربان و آشناست

دوستی از من به من نزدیکتر

از رگ گردن به من نزدیکتر

آن خدای پیش از این را باد برد

نام او راهم دلم از یاد برد

آن خدا مثل خیال و خواب بود

چون حبابی نقش روی آب بود

می توانم بعد از این با این خدا

دوست باشم دوست ،پاک و بی ریا

می توان با این خدا پرواز کرد

سفره ی دل را برایش باز کرد

می توان در بارهی گل حرف زد

صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چکه چکه  مثل باران  راز گفت

با دو قطره صد هزاران  راز گفت

می توان  با او صمیمی حرف زد

مثل یاران قدیمی حرف زد

می توان تصنیفی از پرواز خواند

با الفبای سکوت آواز خواند

می توان مثل علف ها حرف زد

با زبانی بی الفبا حرف زد

می توان در باره ی هر چیز گفت

می توان شعری خیال انگیز گفت

مثل این شعر روان و آشنا

تازه فهمیدم خدایم این خداست

این خدای مهربان و آشناست

دوستی از من به من نزدیک تر

از رگ گردن به من نزدیک تر

قیصر امین پور
نظر
افزدون جدیدجستجو
انجمن ادبی مهرگا () 2008-04-19 12:23:44

از قدم رنجه کردن تان در وبلاگ مهرگان کمال تشکر و امتنان را داریم.
به امید آنکه در برنامه های مهرگان شاهد قدوم سبزتان باشیم.
hashem () 2009-10-20 18:06:06

:D :lol: :) دستت درد نکنه به خاطر این سعر دلبرانه ات
innocent () 2009-11-18 17:30:10

این شعر فوق العاده است !!!
مریم () 2011-02-23 15:05:47

خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
یییییییییییییییییییییییییییییییی تووووووپ بود
تشکر
سارا () 2011-04-25 01:02:20

ممنون از این شعر زیبا
setayesh () 2011-05-04 18:02:28

:date dard nakone az bad bakhtibordan fa aliat rahat shadam :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss: :kiss:
مهدیه () 2011-05-10 13:05:41

عالی بود
فقط کافیه آدم نیمه پر لیوان رو ببینه!
و به حرفایی که دیگران میزنن با عقل و منطق نگاه کنه نه از روی تعصب!
وضو اینجوری باید بگیری طور دیگه باطل می شه نماز اینطوری باید بخونی اونطوری بخونی باطل می شه !
مگه خدا بنده است که به این عراجیف گوش بده!
خدا خیلی بزرگه فقط باید دلتو صاف کنی و آئینه نگاهت رو وسعت ببخشی!
www.continue.ir
پریسا () 2011-06-04 20:57:05

عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااا :kiss: ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااالی
سیمین () 2011-06-24 22:15:52

خیلی باحال بود :kiss:
رضوان () 2011-08-03 16:37:19

ali bod vaghan behtarin shere gheysar amin por bod.
kimaia () 2011-08-29 17:37:13

:kiss: aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bood
عشق
م-نور () 2011-10-26 15:06:57

خدايش بر خوان رحمت خود جاي دهد
دست شما هم درد نكند بسيار عالي بود
كاش روحانيت ما اين شعر را از بر كنند و براي نوجوانان و جوانان بخوانند
زهرا () 2012-01-01 17:13:37

:whistle: عالی بود
وصال () 2012-03-02 18:10:04

خیلی قشنگ بود :)
معصوم () 2012-03-12 15:40:58

من با این شعر خیلی خاطره دارم خیلی دوستش دارم ممنون که برام تداعی خاطر شدید. مرسی :kiss: :kiss: :kiss:
فرزانه () 2012-03-29 14:03:28

عالییییییییییییییی <img src=ide:' />
ناشناس () 2012-05-08 15:01:17

بسیار بسیا بسیاربسیاربسیاربسیار بسیا بسیاربسیاربسیار زیبا بود :D :D :D :D
شیما () 2012-06-16 17:58:14

من عاشق این شعرم
یادمه سال سوم دبیرستان معلم زبان فارسی مون در اولین جلسه کلاس این شعر رو برامون خوند و ما هم کلی حال کردیم.
میکاییل مایلی () 2012-09-05 03:59:16

آیا ممکن هست با درج منبع این شعر را در وبلاگم بگذارم؟ :?:
مستور () 2012-09-05 10:22:50

استفاده از مطالب سایت مستور، با ذکر منبع سایت و نام نویسنده بلامانع است.
hanieh () 2012-10-29 21:25:54

Ali bud in shero moaleme adabiate dovom rahnamayimun khund vasamun merc k baes shodin 2bare y yadi az ishun bokonam :kiss:
قیصر عشق من () 2012-11-10 00:06:15

خدایا روح قیصر رو غریق رحمت کن
ناشناس () 2012-11-11 11:39:50

این شعر برای نوجوانان سروده شده است اما در اصل خطاب آن "پیران جاهل و شیخان گمراه" هستند
تشکر
ss501 () 2012-11-13 18:42:40

عشق کردم
عشق () 2013-10-28 18:11:53

عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالي
بود واقعا تاسير خيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
ييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي
يييييييييييييييييلللللللللللللللللللللللللللل
للللللللللللللللللللليييييييييييييييييييييييي
يييييييييييي خوبي رومن داشت :cheer: :cheer: :cheer: :kiss: :kiss:
ناشناس () 2014-01-06 13:21:58

من هر وقت این شعر را می خوانم بی اختیار میگریم
پیمان هزار وند ز () 2014-01-17 00:28:10

با تشکر

نمرت 20
samaneh () 2014-03-06 12:34:09

Mahshareeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.

 
< بعد   قبل >

هنر شاد زیستن

زبان سرخ، سر سبز می دهد بر باد
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)
در انسان ده خصلت وجود دارد که زبان او آن را آشکار می سازد: زبان گواهی است که از درون گزارش می دهد. داوری است که به دعواها فیصله می دهد. گویایی است که به وسیله آن به پرسش ها پاسخ داده می شود. واسطه ای است که با آن مشکل بر طرف می شود. توصیف گری است که با آن اشیا شناخته می شود. فرماندهی است که به نیکی فرمان می دهد. اندرزگویی است که از زشتی باز می دارد. تسلیت دهنده است که غم ها با آن تسکین می یابد. حاضری است که به وسیله آن کینه ها بر طرف می شود و دلربایی است که گوش ها به وسیله آن لذت می برد.

مستور

آخرین نظرات

فروشگاه اینترنتی

 

همسايه‌ها


  

خبر خوان


سبز آبی

خاصترین انواع گل ارکید (عکس)
ادامه مطلب...