| اعتراف |
| 09 تیر 1389 ساعت 15:43 | |||||
|
خدای غفور! خدایا! کاش شبیه همون چیزهایی بودم که مردم درباره ام فکر می کنن! دل پاک و سر سبک و روح آسوده...!!
دل پاک؟! توی کدوم لغت نامه به دل فراموشی زده و گم شده می گن پاک؟!
خدایا می دونی؟ حرف زدن با تو فقط یه چیز می خواد. اونم این که بدونی اینقدر بدی که هیچ کس جز خالقت راهت نمی ده، محل ات نمی ذاره! وقتی آدم بدونه فقط یه راه برای راحت شدن و بهتر شدن و رها شدن هست، دست به قلم می بره و برای تو می نویسه: از اینکه جقدر گناهکار اینقدر بی اراده و سست اینقدر کم طاقت و کم صبرِ اینقدر بی توِ!
خدای عزیز! روحم گندیده... تو که قادری برای درمان روح تاریخ گذشته هم مرهمی می شناسی؟؟؟
از: در بند
پ.میعاد
Powered by !JoomlaComment 3.12 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved. |
|||||