قم حرم ماست...
10 بهمن 1393 ساعت 18:51
منبع تصویر: www.artdl.irتا کی به تو از دور سلامی برسانم
از تو خبری نیست برادر نگرانم

در می زند اینبار کسی... از  هیجانم...
شاید که تو برگشته ای، ای پاره جانم

یک روز به یعقوب اگر جامه رسیده
حالا به من از سوی رضا نامه رسیده...

ای کاش که از تو خبری داشته باشم
در آتش عشق تو پری داشته باشم

باید به خراسان سفری داشته باشم
در راه به قم هم نظری داشته باشم

با خاطر آسوده بمان چشم به راهم
یک قافله محرم به خدا هست سپاهم!

این جادّه ها چشم به راه قدم ماست
این که نرسد قافله تا طوس، غم ماست

انگار که این خاک عراق عجم ماست
حالا که به قول پدرم، «قم حرم ماست»...

شاید که فراموش کنم دلبر خود را
باید که بسازم حرم مادر خود را

باید نرسیدن به رضا را بپذیرم
حالا به شهادت برسم یا که بمیرم

وقتی که پریشانم و بیمار و اسیرم
خوب است که در حجره ی خود روضه بگیرم

با یاد غم فاطمه هق هق بنویسم
بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسم...

با گریه ی من هیچ کسی کار ندارد
قم کار به مهمان عزادار ندارد

در کوچه دری هست که مسمار ندارد
معصومه ی تو دست به دیوار ندارد

اینجا به عیادت همگی آمده باشند
آنجا به شکایت همه زخمی زده باشند

بین نظر آن همه با این همه فرق است
بین همه در پشت در و همهمه فرق است

بین اثر هلهله با زمزمه فرق است
مابین غم فاطمه با فاطمه فرق است

نامحرم اگر هست در این کوچه غمی نیست
اینجا زدن فاطمه ها حرف کمی نیست...

مجید تال

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.