ویژه نامه پدران عرش نشین
11 ارديبهشت 1394 ساعت 14:20

 

 

 

 نخستین انسان، نخستین پدر

دلیل نمی شود که وقتی از تمام اوضاع دنیا خسته و دلخور شدیم تمام تقصیرها را به گردن پدر اوّل آدمیان بیندازیم که: «اصلاً تقصیر آدم(علیه اسلام) بود که ما الان در زمینیم...؛ اگر او آن میوه ی ممنوعه را نمی خورد، ما هم در بهشت یک دستمان در دست حوری ها و در یک دستمان میوه های غیرممنوعه بود!» اگر این را بگوییم، تمام زحماتی که نخستین پدر بشر، برای بازگشت انسانها به بهشت انجام داد، با بی انصافی نادیده گرفته ایم.

 پدری که ساحل نجات بود...

چهره ای آرام، مویی سپید و قدی راست! نامش عبدالملک، عبدالجبار، عبدالغفار ... به هر حال «عبد» است و از زمانی مشهور به نوح می شود. در تاریخ، به خاطر زیادی سن، شهرت به شیخ الانبیا پیدا می کند و در نزد خدا به نجی الله. او با هشت واسطه، به حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) می رسد.

 

از فرزند به پدر...

در شگفتم از تو که یک تنه، بی یار و تنها، حریف شهر شدی و تبرت را بر دوشت محکم کردی. تویی که به جنگ خدایان رفتی، اما مثل سایر انبیا نبودی که یاری داشته باشی و هم دردی. تو بودی و یک ملت حریف! اما خوب که نگاه می کنم، می بینم که نه! تو دوستی داشتی، از همه ی هم دردان یارتر! تو خلیل الله بودی دیگر، مگر نه؟!

پدران مهربان ما
حاج آقا، سیّد روحانی خوش برخورد و خوش گفت وگویی بود که از سالها پیش با ما آشنایی داشت. همیشه شال بلند سبزی به دور گردن داشت، بر منبر وعظ و خطابه می نشست و گاهی اوقات هم در مراسم عقد و ازدواج صیغه عقد جاری می کرد. یکی دو روز پیش با خبر شدم که دچار سکته مغزی شده و در بیمارستان بستری است، امّا ناگهان و پیش از آنکه مراحل درمانی و معالجات ضروری به سرانجام برسد، به خانه برگشت و در آنجا بستری شد.

پدر رحمت

برای تک تک آنانی که به پایش سنگ زدند، تهمت بارانش کردند، فتنه گری کردند و پیروانش را آزار دادند، دعا می کرد. همان لحظه که دندان او را شکستند، حبیب، چهره ی خون آلود به سوی محبوب بالا آورد و با آن نَفَس مسیحایی عرضه داشت: ««خداوندا! قوم من را هدایت کن، آنها نمی دانند!»(3) آنگاه برای همه شان از خداوند طلب بخشش کرد؛ آن قدر که صدای خداوند شکیبایش هم درآمد: «گویی می خواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست بدهی به خاطر اینکه آنها ایمان نمی آورند.»(4) امّا او انگار دست خودش نبود؛ او را خدایش، رحمتی برای جهانیان قرار داده بود.(5) 

ابوتراب؛ پدر خاک
منافقان، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را گاهی با نام «ابوتراب» دست می انداختند. معنای ظاهری ابوتراب یعنی «پدر خاک». آنها هرگز به ذهنشان خطور نمی کرد که معنای عمیق ابوتراب چیست. صفتی که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (ع) اهدا کرد.

 منم پناه هر ضعیف، منم بابای هر یتیم!

بعضی ها از کار یتیمها و امام(ع) تعجّب کردند. گفتند: «چرا می گذاری یتیم ها در مشک های عسل انگشت ببرند و سر مشک ها را لیس بزنند؟!»
فرمود: «امام پدر يتيمان است و من مانند پدر (مهربانانه و خودمانى)، اجازه دادم تا اين بچه ‏ها (ى يتيم‏)، با انگشت خود عسل بخورند.»(4) می خواست، بچه ها ذوق کنند و از کلّ ماجرای «عسل خوری» فقط شیرینی اش برایشان بماند.

آیا خدا نیز در تو به شگفتی در نمی نگرد؟

خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو در شگفت هم نمی توانم بود
که دیدن بزرگیت را، چشم کوچک من بسنده نیست:
مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل می تواند ساخت
و من، آن کوچکترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت

 

حضرت «بابا»

اگر پدر یعنی
«مردی که زیر سایه اش، خانواده در امانند»
بابای ما، علی(ع)!
تو از مردی،
به قلّه های «لا فتا»یی رسیدی
و از سایه گستریِ مهر توست: بهشت!
و آن خدای یگانه
دوزخ را،
به خاطر غارتگران و رهزنانِ خانه و خاندان تو آفرید؛(1)
و آغوش تو را جایگاه «امن و ایمان» ساخت.(2)

سبزترین ستاره؛ مجتبی اهل بیت (علیهم السلام)

کودکی که فاطمه (س) هفت روز پس از تولد، وی را در حریری که از آسمان برایشان آمده بود، پیچیدند و به خانه ی پدر بردند. پیامبر (ص) نیز کودک را در آغوش گرفتند و نام «حسن» را که خداوند برایشان انتخاب کرده بود، بر کودک گذاشتند و گوسفندی قربانی کردند. دعای پیامبر (ص) همواره برای امام مجتبی (ع) این بود که «من حسن را دوست می دارم، خدایا تو نیز او را و هر کسی که او را دوست می دارد، دوست بدار.» (3)

نام حسین(ع) کیمیاگری می کند

در همان روزهای اوّل تولد امام حسین(ع)، جبرئیل امین به حضور پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله وسلم )رسید و فرمود: «خداوند تبارک و تعالی بر تو سلام می رساند و می فرماید: از آن جا که علی علیه السلام برای تو همانند هارون برای موسی علیه السلام است مناسب است که این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون شبیر ـ که در عربی «حسین» خوانده می شود ـ نام گذاری کنید».

پدر یعنی، بسوزی و برافروزی چون زینت عابدان، سجّاد(ع)

پدر یعنی بگذری، حتّی اگر در حقّت گذشت نکرده اند. مثل همان وقتی که علی بن حسین(علیه السلام)، به همسر و فرزندان «مروان بن حکم»، در وقت آوارگی، مأمنی داد و در خانه ی خویش از همسر و فرزندان دشمنش، پذیرایی کرد؛ با اینکه جز زخم زبان و آزار از او ندیده بود.(1)
منبع: delgraph.ir

پدری که منبع علم الهی است

هنگامی که جدم حسین(ع) به شهادت رسید، من چهار ساله بودم و جریان شهادت آن حضرت و آنچه در آن روز بر ما گذشت همه را به یاد دارم.»(4) در هنگام وفات پدر بزرگوارشان، 39 سال داشتند و مدت امامت آن حضرت، هجده سال بود.

معلّم بی نقص مکتب جعفری

خدمت امام صادق(ع) بودیم. مقداری غذا خوردیم. طبقی از برنج آوردند. ما عذر آوردیم. حضرت فرمود: «شما کار خوبی نکردید! بدانید هر که علاقه و محبتش به ما بیشتر باشد، نزد ما نیکوتر غذا می خورد.»
عبدالرحمن می گوید: «پس مقداری از آن غذا را خوردم.» آن گاه حضرت فرمود: «حالا درست شد.»

گنجینه ای از صفا و سخاوت،امام موسی کاظم(ع)

"خداوند حمیده را به سلامت داشت و به من پسری عنایت فرمود که در میان مخلوقاتش از همه بهتر است. همسرم در باره ی آن نوزاد مطلبی به من گفت: که گمان می کرد من از آن بی خبرم؛ اما من پیرامون آن موضوع از او آگاه تر بودم." این سخنی بود که امام صادق(ع) خطاب به یارانشان در روز ولادت فرزندشان موسی(ع) به زبان آوردند. آنگاه فرمودند:

رضا(ع) و رضایت دشمنان

چرا وی رضا نامیده شد؟
فرمودند: چون،علاوه بر دوستان، مخالفان نیز او را پسندیدند و از وی خشنود بودند. اتفاق دوست و دشمن در رضایت به وی اختصاص دارد.

جوانترین پدر

کودکی هشت ساله، که جسم پدر عزیزتر از جانش را به تنهایی غسل داد و کفن کرد، نوجوانی که در مجالس ریش سفیدان و نامداران حاضرش می کردند تا علمش را محک بزنند و جز استواری و دانش محض و فقه بی بدیل از او نمی دیدند، همان جوانترین جوادی است که چشم حسودان بیشتر از 25 سال، تاب و تحمل دیدنش را نداشت؛ او را در اوج جوانی به دست نزدیکترین عضو خانواده اش، شهید کردند تا به خیالشان شیعه را ازهم بپاشند و بی رهبر بگذارند. اما نمی دانستند که شیعه، هرگز بدون پدر و سرپرست نخواهد ماند.

با هادی(ع) «پدر شناس» شو!

یک روز یکی از پیروانشان ایشان را دیدند که کنار قبری نشسته اند که متوکّل برایشان کنده بود! یک قبر عمیق و نمناک! آرزوی سیاه یک فرزند برای بهترین پدر! یار امام(ع) گریست و بر سر زد. گفت: «خاک بر سر شدیم؛» از آن یارهایی بود که می دانست، امام بروند، بی پدر می شود. امام(ع) آرامش کردند. دلش را محکم کردند که مرگشان نه به دست متوکل و قبرشان نه این قبر است.(2)

امام حسن عسکری(ع)، پدرِ آخرین پدر

امام حسن عسکری(ع) در زمانه ای زندگی می کردند که خلفای ظالم بنی عباس برای ایشان سختی های فراوانی ایجاد و ایشان را مجبور به سکونت در منطقه نظامی کرده بودند؛(1) حتی این سختی ها به زندگی شیعیان و دوستداران آن حضرت(ع) هم کشیده شده بود، برای مثال علی بن جعفر تعریف می کند که در نزدیکی خانه امام حسن عسکری(ع) جمع شدیم و روزی که حضرت از خانه خارج می شد، منتظر ماندیم تا او را زیارت کنیم. اما دستور کتبی حضرت(ع) صادر شد که: «کسی بر من سلام نکند و حتی کسی با دست، مرا نشان ندهد و به طرف من اشاره نکند، چون جان شما در خطر است.»(2)

صاحب الزّمان(عج)، پدر یتیمان در آخرالزّمان

یتیم تر از کسانی که از پدر و مادر یتیم شده اند، یتیمی است که از امامش منقطع گردیده و توان دسترسی به او را ندارد و نمی داند تکلیف و وظیفه اش در حوادث و رویدادها و امور جاری چیست. آگاه باشید هر کس از شیعیان ما که عالم به علوم ما باشد و این جاهل به شریعت و دستورات ما که از ما وامانده است و از مشاهده و دیدار ما محروم است در پی ارشادش برآید و شریعت ما را به او تعلیم دهد، همانا چنین کسی با ما در جایگاه های بلند بهشت است

تکلیف فرزندی شیعه

غیر از پدر و مادر مادی ما، همه ی ما صاحب پدران و مادرانی معنوی هستیم که از نظر محبت و دلسوزی هزار بار از پدر و مادر خودمان مهربانتر و دلسوزترند. «...امام برای انسانها، همدمی رفیق، و پدری مهربان و برادری تنی است...»(1) در نتیجه همانطور که پدر و مادر مادی ما حقوقی بر گردنمان دارند، پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) نیز غیر از حق ولایی و امامت، به خاطر اینکه پدران معنوی ما هستند، حقوقی نیز بر گردنمان دارند که در این مطلب به برخی از آنها اشاره می کنیم.

 

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.