چرا شرق و غرب آشتی نمی‌کنند: خاورميانه و كشورهاي اسلام
24 خرداد 1396 ساعت 05:00
 اگر چه طيّ دويست سال گذشته غربيان به صورت مستمر به مناطق مختلف دنيا حمله و لشكركشي كرده و وارد جنگهاي كوتاه مدت و بلند مدت شدهاند، چنانكه؛ امريكا در كره جنگيده، در ويتنام جنگيده و دخالتهاي بسيار زيادي در عموم مجادلات و جنگهاي منطقهاي و فرا منطقهاي داشته، ليكن نگاهش به منطقهي خاورميانه و حضورش در اين منطقه منحصر به فرد است و قابل مقايسه با هيچ كدام از عرصههاي تجربه شده نيست.
از نظر ژئوپوليتيكي اين منطقه از مناطق بسيار حساس جهان است. تعبير بسيار زيبايي آقاي «شمس الدين رحماني» براي اين منطقه به كار بردهاند كه عنوان يكي از كتابهايشان نيز هست: «لولاي سه قاره». يعني منطقهي خاورميانه مانند یک لولا، سه قاره را به هم پيوند زده. قارهي آسيا، اروپا و آفريقا.

پل ارتباطي اين سه قاره، منطقهي خاورميانه  است. به همين دليل اين منطقه نقش بسيار مهمي در معادلات سياسي، اجتماعي و اقتصادي جهان در طول ساليان طولاني ايفا كرده است.
اين وضعيت ژئوپولتيك و حساس منطقهي خاورمیانه تازگي ندارد و هر چه به عقب بر گرديم از اين حساسيت كاسته نميشود، بلكه در گذشتههاي دور هم اين منطقه، همين طور حساس و مهم بوده است. نكتهي قابل توجه اين است كه اين لولاي قابل گفتوگو باعث و مهد و باني و مجراي تمدنهاي بسيار زيادي بوده. يعني تمدنهاي ماندگار و موثر از هزاران سال پيش تا به امروز در اين منطقه به وجود آمدهاند.
شايد تمركز اين همه واقعه در طول تاريخ در اين منطقه به دليل وضعيت جغرافيايي، خاستگاه ويژهي خاكي و اقليمي، ويژگي اقوام و ملل ساكن در اين منطقه و يا از همه مهمتر به علت عنايت خاص آسماني باشد و يا شايد به دليل دیگری که خدا از آن آگاه است.

اين منطقه مركز زمين به حساب ميآيد، در هر صورت زايشگاه و مهد تمدنهاي متعددي بوده. هم به وجود آورندهي تمدن و هم پرورشگاه آن.
در بررسي ريشه و زايشگاه زبانها نيز به منطقهي خاورميانه ميرسيم.  به بيان خاورشناس معروف «برنارد لوييس»، نويسندهي كتاب «خاورميانه»،
«الفبا» اختراع مردم خاورميانه بود    .

وقتي ريشهي ارتباطات معنوي انسان در ميانهي هستي را ميخواهند بررسي كنند، باز به اين منطقه ميرسند. وقتي مهد سلحشوري و بروزمردانگی بزرگ در عرصهي زمين را بررسي ميكنند ـ كه منجر به ظهور امپراتوريهاي بزرگ شده ـ باز هم به منطقهي خاورميانه ميرسند. چنان كه در هزارههاي قبل، امپراتوريهاي بزرگي در اين منطقه حاكم بودند. همانطور كه تمامي اديان در اين منطقه ظهور پيدا كردند و همهي انبيا نيز در اين منطقه حاضر بودند.
ما سراغ نداريم، كه از پيامبري بزرگ در منطقهي دوردست سخن بگويند ـ چنان كه نبودهاند ـ در حالي كه محل تجمع انبيا و ظهور انبياي بزرگ الهي و دايرهي عملكرد آنها در اين منطقه بوده. انزال كتب الهي نيز در اين منطقه اتفاق افتاده. و كتب آسماني نيز به زبان مردم همين منطقه نازل شده. با ذكر اين نكات قصد داريم حساسيت اين منطقه را خاطر نشان كنيم و اعلام كنيم كه اين منطقه، محل ويژهاي است.

آگاهي ساكنان منطقهي خاورميانه دربارهي اهميت اين منطقه بسياراندك است؛ نسبت به كساني كه در خارج از اين منطقه زندگي ميكنند. مخصوصاً در دويست سال گذشته منطقهي خاورميانه مورد مطالعهي جدي مراكز امنيتي، اطلاعاتي و مطالعاتي غرب بوده؛ چه مراكز شرق شناسي و چه مراكزي كه مطالعات مذهبي انجام ميدادند. مثل واتيكان، و مراكزي كه مطالعات استراتژيك و نظامي داشتند. آنها هم به دليل اهميت منطقه، مطالعات خوبي در اين باره انجام دادهاند. به همين دليل شايد بشود گفت كه منطقهي خاورميانه هم پيش از آن كه توسط مسلمانان شناسايي و معرفي بشود توسط آنها شناسايي شده است. بخش عمدهاي از مطالعات دربارهي ويژگيهاي خاورميانه هم قبل از اين كه توسط مسلمانان انجام بشود توسط آنها انجام شده است.

بد نيست كه عرض كنم بنده با مسامحه از عنوان «خاورميانه» نام ميبرم. معادل ديگري ندارم. گاهي هم در نوشتههايم «شرق اسلامي» را به جاي آن به كار بردهام. فكر ميكنم مراكزي چون مركز مطالعات وابسته به وزارت امور خارجه ميبايست اين موضوع را در دستور كار مطالعات خود بگذارند. شايد هم گذاشته باشند و بنده بياطلاع باشم. فعلاً اين موضوع براي ما مهم نيست. بيشك مسلماناني كه به صورت عمده در بخشهاي مهمي از شبه قارهي هند، آسياي مركزي و غربي و آفريقا زندگي ميكنند، نيز متأثر از حوزهي فرهنگ و تمدن اسلام بوده و هستند، پيوستگي به جغرافياي خاكي شرق اسلامي دارند و در منافع و مضارّ و اتفاقات جاري در منطقه تأثيرپذيرند يا مؤثرند. و به صورت جدي مورد طمع غرب استكبارياند.
اين منطقهي مركزي، به سان چهارراهي، اروپا، آسيا، آفريقا و روسيه را از هم جدا ميكند. از غرب، به منطقهي بياباني صحرا و درياي مديترانه، از شمال، به درياي سياه و كوههاي قفقاز و رشتهكوههاي البرز و هندوكش، از شرق به جلگههاي هندوستان و از جنوب به اقيانوس هند محدود ميشود.

نكتهي قابل توجه اين است كه اتفاق و اتحاد كاملي دربارهي محدودهي جغرافيايي خاورميانه وجود ندارد.
فهرست سنتي وزارتخارجهي آمريكا، كشورهاي مراكش،الجزاير، تونس، ليبي، مصر، اسراييل، سوريه، لبنان، اردن، ايران، عراق، يمن، و كشورهاي عضو شوراي همكاري را در اين محدوده جاي ميدهد.
عدهاي از جغرافيدانان كه براي توصيف منطقه به گردهم آمده بودند، خاورميانه را شامل شمال آفريقا، تركيه، سودان، شاخ آفريقا، ماوراي قفقاز، آسياي مركزي، غربي و جنوب آسيا ميدانند. اين توصيف از توصيف سنتي وزارت خارجه كمي وسيعتر است.

نويسندگان كتاب جغرافياي استراتژيك خاورميانه، به طور كلي، كليهي كشورهايي كه به طور مستقيم درگير مناقشات مهم منطقه هستند يعني مناقشهي اعراب و اسراييل، مناقشهي خليج فارس، حوزهي درياي خزر و جنوب آسيا را جزو خاورميانه به حساب ميآورند.
در نقشهاي كه در ايران و توسط مؤسسهي گيتاشناسي منتشر شده همهي اين موارد به عنوان منطقهي خاورميانه معرفي و ترسيم شدهاند.
كتاب مفصلي در دو جلد با عنوان «جغرافياي استراتژيك خاورميانه» به قلم دو نفر از كارشناسان برجستهي خاورميانه به نامهاي «جفري كمپ و رابرت هاركاوي» نوشته و توسط آقاي «سيد مهدي حسيني متين» ترجمه شده است. در مقدمه، نويسندگان ضمن بيان موقعيت خاورميانه مينويسند:
به لحاظ تاريخي خاورميانه چهارراه پيوند دهندهي امپراتوريها، دودمانها، فرهنگها و ارتشها در زمان صلح و جنگ كساني بوده است كه راههاي دسترسي به سرزمينهاي حياتي و راههاي آبي تجاري را در اختيار داشته و اين نيروي قدرتمند را به كار برده و فرصتهاي چشمگيري را تصاحب ميكردهاند. اين در حالي است كه حدود 70 درصد ذخاير ثابت شدهي جهاني نفت و بيش از 40 درصد از منابع گاز طبيعي آن در داخل اين منطقه محصور شده است.

اگرچه فهرست كشورهايي كه در منطقهي خاورميانه جاي داده شدهاند متفاوت است اما، پوشيده نيست كه تمامي كشورهاي اسلامي در اين منطقهي مهم واقع شده اند.
نويسندهي كتابي كه از آن نام بردم ضمن بيان حدّ و مرز اين منطقه و ذكر اهميت طبيعي هر يك از اضلاع شمالي و جنوبي و غربي و شرقي خاورميانه مينويسد:
«بازرگانان، مسافران، جنگجويان و پادشاهان و تمامي آنهايي كه در پي دستيابي قدرت و ثروت در خاورميانه هستند به ناچار بايد در جستوجوي راههايي براي غلبه بر موانع بيمانند جغرافيايي منطقه باشند. وضع ظاهري خاورميانه يك عامل مهم تأثيرگذار بر طرحهاي دستيابي به قدرت است. حتي در عصر حاضر كه عصر موشكها و جنگافزارهاي جمعي است»
از نظر كساني كه خاورميانه را مورد مطالعهي استراتژيك قرار ميدهند، اين منطقه داراي مرزهاي زميني و دريايي مستحكمي است كه راههاي غلبه بر تمامي جغرافياي منطقه را سخت و مسدود ميكند. منطقهي «صحرا» با بزرگترين بيابانهاي جهان ـ بيش از 5/3 ميليون كيلومتر مربع ـ از سوي غرب، به همان اندازه راه دستيابي و تسلط كامل بر خاورميانه را سخت كرده كه موانع طبيعي ارتفاعات البرز در شمال. چنان كه رشته كوههاي هندوكش قرنها همچون سدي در برابر آسياي مركزي عمل كرده است.

به جز موانع طبيعي مهمي كه منطقهي خاورميانه را در خود گرفته، راههاي دريانوردي منطقه با دروازههاي مهم و استراتژيك خود بر اهميت آن افزوده است.
اين تنگههاي مهم عبارتند از:
• تنگهي جبلالطارق كه تمامي راههاي دريايي بين اقيانوس اطلس تا مديترانهي غربي را در كنترل دارد.

• كانال سوئز و كل شبه جزيره سينا در شرق مديترانه در كنار خليج سوئز و عقبه كه اهميت بسيار جدي استراتژيك دارند بخش عمدهاي از آب هاي استراتژيك را در خود گرفتهاند. اين كانال، دروازهي اصلي اروپا و شبهقارهي هند است.
• تنگهي باب المندب، در محل تلاقي درياي سرخ و خليج عدن واقع شده كه باريكترين قسمت آن 15 مايل طول دارد و از شاخ آفريقا تا بخش شبه جزيرهي عربستان امتداد دارد. با كنترل اين تنگه ميتوان راههاي دسترسي به درياي سرخ و كانال سوئز را بست، اين تنگه دومين دروازهي بزرگ دريايي است.
• تنگهي هرمز، ايران را از شبه جزيرهي عربستان جدا ميكند. اين تنگه معبر اصلي خروج نفت خليج فارس و دسترسي آزاد به درياي آزاد است.
هر يك از اين دروازهها محلّ درگيريهاي بزرگ طيّ قرنهاي متمادي بوده است.
هر يك از مناطق و عوامل جغرافيايي نقش عمدهاي را در تحولات سياسي، اقتصادي و نظامي منطقه ايفا ميكند و جداً تأثير گذارند.
اجازه ميخواهم عرض كنم، كمتر كسي در شرق اسلامي متوجه جايگاه و اهميت اين منطقهي مهم در جغرافياي زمين است. تا به طور كامل و همه جانبه اين منطقه شناخته نشود نميتوان دربارهي ديروز و امروز و فرداي آن سخن گفت و راز بسياري از حوادث سياسي، اجتماعي، اقتصادي و نظامي را كشف كرد. فراموش نكنيد كه غرب به هيچ وجه مايل به افشاء و عمومي كردن آگاهيها دربارهي اين منطقه ميان مسلمانان نيست. به همان سان كه مايل نيست مسلمانان متوجه قوانين و احكام جاري در ميان شريعت محمد، صلي الله عليه و آله و سلم، شوند.

هيچ وقت نبايد از نظر دور داشت كه جغرافياي منطقه، نقش مهم و حياتي در طراحيهاي استراتژيك ايفا ميكند.
مطالعهي همه جانبه در اين باره را به خود شما واگذار ميكنم.
از اوّلين سالهاي ظهور اسلام و تشكيل دولت اسلامي تا استقرار امپراتوري اسلامي طيّ 1200 سال، اسلام دين اصلي و تأثيرگذار خاورميانه بوده است. و در حال حاضر نيز جمعيت حدّاكثري ساكنان اين منطقه مسلماناناند.

ساير فرهنگهاي ملي و قومي نيز با رشد و گسترش اسلام تحت تأثير حوزهي فرهنگي و تمدني آن قرار گرفتند. اين حوزهي فرهنگي چونان حريمي امن و محكم جغرافياي انساني را در اين منطقه حراست نموده است و با پيوندي كه ميان جغرافياي خاكي و فرهنگي به وجود آمده از طريق فرهنگ مذهبي جاري و اماكن مذهبي و مساجد و زيارتگاههاي مستقر در پهنهي خاورميانه اين دو مجموعه در هم تنيده شده و انفكاك ناپذيرند چنان كه تعرض به يكي، تعرض به ديگري به حساب آمده و عكسالعملهاي عمومي را در بين مسلمانان بر خواهد انگيخت. چنان كه امروز هر يك از وجوه و عناصر اين دو گستره (فرهنگي و خاكي) توسط بيگانگان مورد تعرض واقع شود. شوري كنترل ناشدني را در ميان مسلمانان باعث خواهد شد.

چه كسي ميتواند اثرات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و حتي سياسي «حج» را كه همه ساله چند ميليون مسلمان را مستقيم و غير مستقيم به هم ميپيوندد ناديده بگيرد؟
راز كنترل آهنين مراسم حج و جلوگيري از انتشار مباحث سياسي ميان حجاج نيز به همين موضوع برميگردد.

طيّ سالهاي اخير، جدا از سنتهاي جاري ميان مسلمانان و اعياد و جشنها، مراسمي چون روز قدس در آخرين جمعه از ماه مبارك رمضان باعث بروز موضعگيريهاي مشترك ميان عموم مسلمانان دربارهي مسايل سياسي و اجتماعي مبتلا به شده است. ميزان تأثيرگذاري اين موضعگيريهاي مشترك در برخورد مسلمانان منطقهي خاورميانه و فراتر از آن دربارهي اهانت به ساحت مقدس پيامبر اعظم، صلي الله عليه و آله و سلم، را ميتوان ديد.
بيگمان، چنان كه مجموعهي انگيزههاي مذهبي در گذشته باعث شكلگيري دويست سال جنگ صليبي ميان مسلمانان و مسيحيان شد، وقايعي از اين نوع ديگر بار ميتواند بزرگترين درگيري و چالش درازمدت را در خاورميانه باعث شود. درگيري بزرگي كه ميتواند باعث اضمحلال و سقوط همه جانبهي غرب در آستانهي شرق اسلامي شود.

غرب از اين امكان و قوهي نهفته در خاورميانه آگاهي دارد و بر آن است تا از سهلترين و كم هزينه ترين طرق، ضمن كنترل شرايط، امكان تضعيف مسلمانان و سركوب نهضتهاي اسلامي را پيدا كند.

براي سرزميني كه اين همه اتفاقات مهم در آن حادث شده هميشه اين احتمال وجود دارد كه دوباره چنين وقايعي در آن اتفاق بيفتد. و اين منطقه هميشه مستعدّ وقوع چنين وقايعي هست. گويي كه حركتهاي بزرگ و حضور در ميادين مهم، ذاتي اين منطقه، خاك و مردم اين منطقه است. يعني اگر در شرايطي خاص- در اثر فشار سياسي و نظامي- اين توان و استعداد چون آتشي زير خاكستر برود، باز هم در اولين فرصت سر بر ميكند و خود را نشان ميدهد و اتفاقات بعدي را باعث ميشود. بنابراين بر اساس سياست و آيين ملك داري و زيركي و تدبير، كسي كه ميخواهد قدرت برتر جهان باشد. بايد اين منطقه را زير نظر داشته باشد. استعدادهاي اين منطقه را بشناسد و به محض اين كه احساس كرد احتمال دارد استعدادها از قوه به فعليت برسد، دربارهاش بينديشد. حتي براي جلوگيري از وقوع ماجرا اقدامي بازدارنده كند.

اين اطلاعات كافي است تا بدانيم منطقهي خاورميانه به دليل حساسيتهايش همواره مورد توجه و مطالعهي غرب بوده است.
استقرار كشورهاي اسلامي با همهي توش و توان فكري و مذهبي در اين منطقه بر حساسيت موضوع ميافزايد چه تجمع در استعداد جغرافيايي و فرهنگي از هر بمبي كاراتر است. آيا اين امر كافي نيست تا بپذيريم غرب هيچگاه از اين منطقه، مسلمانان و عملكرد آنها دست برنميدارد و مسلمانان و ساكنين اين منطقه را به حال خود وا نميگذارد؟

منبع: کتاب «مثلث مقدّس» اثر اسماعیل شفیعی سروستانی. با تلخیص



نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.