سلمان، لقمان اهل بیت(ع)
31 مرداد 1396 ساعت 12:28
در میان صحابی رسول اکرم(ص) هیچیک به اندازه‌ی «سلمان فارسی» مقرّب و والامقام نبود. یکی از زیباترین سخنان که شیوای والامقامی اوست همان سخن از رسول خدا(ص) است که او را «سلمان محمّدی» خواندند؛ امّا برای فهم این حقیقت، بهتر است روایات دیگری را که در ادامه میاوریم بخوانید تا ببینید که مقام شیعیان نشان‌شده ی امیرالمؤمنین(ع) تا کجاست.


آفرینش سلمان
بصائر: فضل بن عيسى هاشمى گفت خدمت حضرت صادق رسيدم من و پدرم عيسى. پدرم پرسيد آيا اين فرمايش پيامبر اكرم است كه فرمود سلمان از ما خانواده است فرمود: آرى گفت يعنى از اولاد عبد المطلب است فرمود از ما اهل بيت است گفت يعنى از فرزندان ابو طالب است فرمود: از ما اهل بيت پيامبر است. پدرم گفت: من او را نميشناسم فرمود: او را بشناس از ما اهل بيت است.
در اين موقع اشاره بسينه خود نموده فرمود آن طور كه تو گمان كرده‏اى نيست خداوند طينت ما را از عليين آفريد و شيعيانمان را از پائين‏تر آن پس آنها از ما هستند و طينت دشمنان ما را از سجين آفريد و پيروان آنها را از پست‏تر از آن آنها از ايشان بشمار ميروند و سلمان از لقمان بهتر است.(1)

سنخیت سلمان با اهل بیت
محمد بن ابى طلحه عونى (شاعر) چنين سروده است:
«پس از سرورانم سلام بر سلمان‏ و سلام بر عمار و ابوذر اين امت باد. سلام من بر مقداد باد و همانا شب زنده دارم و گرمى عشق به آنان در دل من سوزنده‏تر از آتش است.» ابو فراس حارث بن سعيد همدانى چنين سروده است: «چنين نيست و ممكن نيست كه اگر اخلاق و خويها از يك ديگر دور باشد خويشاوندى و قرابت سودى داشته باشد و حال آنكه دوستى سلمان‏ براى او خويشاوندى است و ميان نوح و پسرش پيوند خويشاوندى نيست.»(2)

سلمان، محمّدی است
امام باقر (ع) فرموده است: هرگز مگوييد سلمان فارسى و بگوييد سلمان محمدى كه او مردى است از ما خاندان (از اهل بيت است)(3)

سلمان در درجة دهم ایمان
امام صادق(ع) به من فرمود: اى عبد العزيز همانا ايمان ده درجه دارد و به منزله نردبان است كه از آن پله پله بالا روند، پس آنكه يك درجه از ايمان دارد به آنكه دو درجه دارد نگويد كه تو چيزى نيستى تا برسد به درجه دهم، و كسى را كه پايين‏تر از توست، از ايمان ساقط مكن كه آنكه بالاتر از توست تو را ساقط مى‏كند، پس چون كسى را ديدى كه از تو پايين‏تر است به ملايمت او را به طرف خود بالا بكش و چيزى كه او طاقت ندارد به او تحميل مكن كه مى‏شكند، چون هر كس مؤمنى را بشكند بايد جبران كند. و مقداد در درجه هشتم و ابو ذر در درجه نهم و سلمان‏ در درجه دهم بود.(4)

سلمان، اوّلین مسلمان فارسی
ابى شيبه از مردى از قبيله همدان و او از پدرش نقل مى‏كند كه على بن ابى طالب (ع) فرمود: سبقت‏گيرندگان (در ايمان) پنج نفرند: من سبقت‏گيرنده از عرب هستم و سلمان‏ از فارس و صهيب از روم و بلال از حبشه و خبّاب از نبط.(5)

تنها یاوران امیرالمؤمنین(ع)
حنان از پدرش از امام باقر(ع) روايت كند كه آن حضرت فرمود: مردم همگى پس از پيغمبر (ص) اهل ردّه (و بازگشت از راه راست) بودند جز سه نفر، عرض كردم: آيا سه نفر چه كسانى بودند؟ فرمود: مقداد بن اسود، و ابو ذر غفارى و سلمان‏ فارسى كه رحمت خدا و بركاتش بر ايشان باد، آنگاه پس از گذشت مدت اندكى مردمان ديگرى هم بجريان آشنا شدند، و فرمود: اينان بودند كه چرخ دين بر آنها ميچرخيد» و از بيعت (با خليفه اول) سرباز زدند تا آن هنگامى كه بزور امير مؤمنان(ع) را آوردند و از آن حضرت بيعت گرفتند، و اين است معناى گفتار خداى تعالى: «و نيست محمد (ص) جز فرستاده‏اى كه پيش از او فرستادگانى درگذشته‏اند آيا اگر بميرد يا كشته شود بعقب بازگرديد. و هر كه بعقب بازگردد زيانى بخدا نرساند و خداوند بسپاسگزاران پاداش نيك دهد» (سوره آل عمران آيه 144).(6)

محرمیّت سلمان
امام صادق(ع) فرمود: روزى نزد على بن الحسين(ع) سخن از تقيه پيش آمد آن حضرت فرمود: «بخدا اگر ابوذر مى‏دانست آنچه در دل سلمان‏ بود. او را ميكشت، در صورتى كه پيغمبر(ص) ميان آن دو برادرى برقرار كرد، پس در باره مردم ديگر چه گمان داريد؟ همانا علم علماء صعب و مستصعب است، جز پيغمبر مرسل يا فرشته مقرب يا بنده مؤمنى كه خدا دلش را بايمان آزموده طاقت تحمل آن را ندارد، سپس فرمود: و سلمان‏ از اين رو از جمله علماء شد كه او مردي است از ما خانواده و از اين جهت او را در رديف علماء آوردم.(7)

لقمان اهل بیت(ع)
به امیرمؤمنان علی(ع) گفتند: از سلمان‏ فارسى  بگوى. فرمود: «او همانند لقمان بود. مردى بود از اهل بيت. دانش پيشينيان و آنان را كه بعد از آنها آمده بودند مى‏دانست، نخستين كتاب آسمانى و آخرين كتاب آسمانى را خوانده بود. دريايى بود بى‏پايان.»(8)

محبّت به سلمان واجب است
با اسناد نقل شده امام رضا (ع) فرمود، كه رسول خدا (ص) فرموده: «خداى عزّ و جلّ مرا به محبت چهار كس فرمان داده است، كه آنها عبارتند از على(ع)  و سلمان‏ و ابو ذر و مقداد.»(9)

تشییع پیکر سلمان
زاذان (غلام سلمان) می‌گوید: هنگامی که وقت وفات سلمان رسید، به او گفتم: «چه کسی تو را غسل می‌دهد؟» گفت: «آن کس که رسول خدا(ص) را غسل داد.» گفتم: «تو در مدائنی و او در مدینه.» گفت: «زاذان! هنگامی که چانه مرا می‌بندی، صدای پای مرکب او را می‌شنوی.»
زاذان می‌گوید: هنگامی که [سلمان وفات یافت و] در حال بستن چانه‌اش بودم، صدای پای مرکبی را شنیدم و در را گشودم. امیرالمؤمنین (ع) به من فرمود: «زاذان، اباعبدالله سلمان از دنیا رفت؟» گفتم: «بله ای مولای من!» حضرت داخل شدند و ردا را از صورت سلمان کنار زدند؛ پس لبخندی بر لب سلمان نشست. امیرمؤمنان به او فرمودند: «مرحبا ای اباعبدالله! هنگامی که به رسول الله رسیدی بگو که قومت چه بر سر برادرت آوردند.» آنگاه حضرت او را برای کفن و دفن تجهیز کردند و هنگامی که تکبیر می‌گفتند، به بلندی تکبیر می گفتند. دو مرد همراه ایشان دیدم، یکی برادر ایشان جعفر بود و دیگری خضر نبی و همراه با هر کدام از آنها هفتاد ملک بودند که در هزار هزار صف قرار گرفته بودند. .(10)

سلمان در بهشت
ابن عباس مى‏گويد: سلمان‏ فارسى را كه خدايش رحمت كناد در خواب ديدم.
گفتم: اى سلمان! آيا تو خدمتكار و وابسته پيامبر نيستى؟ گفت: چرا و ديدم كه بر سرش تاجى از ياقوت است و بر تن او جامه‏ها و زيورها. گفتم: اى سلمان! اين درجه بسيار پسنديده‏يى است كه خداوندت ارزانى فرموده است: گفت: آرى. پرسيدم:
در بهشت پس از ايمان به خدا و رسولش كدام عمل برتر است؟ گفت: در بهشت‏ پس از ايمان به خدا و رسول هيچ چيز برتر از دوستى على بن ابى طالب و اقتداى به او نيست.(11)

پی‌نوشت‌ها:
1. مجلسى، محمّد باقر بن محمّد تقى، بخش امامت ( ترجمه جلد 23 تا 27بحار الأنوار) تهران، اسلامیه، چاپ دوم، 1363ش. ج‏3، ص13.
2. فتال نيشابورى، محمّد بن احمد، روضة الواعظين، ترجمه مهدوى دامغانى تهران، چاپ اوّل، 1366 ش. ص464.
3. همان، ص458.
4. ابن بابويه، محمّد بن على، الخصال، ترجمه جعفرى قم، چاپ اوّل، 1382ش. ج‏2، ص173.
5. همان، ج‏1، ص453.
6. كلينى، محمّد بن يعقوب، الروضة من الكافي، ترجمه رسولى محلاتى تهران، چاپ اوّل، 1364 ش. ج‏2، ص55.
7. كلينى، محمّد بن يعقوب، أصول الكافي، ترجمه مصطفوى تهران، چاپ اوّل، 1369 ش. ج‏2، ص254.
8. ثقفى، ابراهيم بن محمّد بن سعيد بن هلال، الغارات، ترجمه آيتى تهران، چاپ دوم، 1374 ، ص61
9. على بن موسى، امام هشتم عليه السلام، صحيفة الإمام الرضا عليه السلام، ترجمه حجازى مشهد، چاپ اوّل، 1406ق. ص104ز
10. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمّد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) قم، چاپ اوّل، 1379 ق. ج‏2، ص301.
11. فتال نيشابورى، محمّد بن احمد، روضة الواعظين، ترجمه مهدوى دامغانى تهران، چاپ اوّل، 1366 ش. ص456.

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.