شاعر آویزان!
07 آذر 1396 ساعت 05:00

 

 

 شاعري غزلي سست و ضعيف سروده، پيش جامي آورد. جامي گفت:
بخوان ببينم چه گفته‌اي!
مرد شعر خود را خواند و بعد با غرور و رضايت از كار خود گفت:
مي‌خواهم اين غزل را از دروازة شهر بياويزم تا شهرت پيدا كند.
جامي گفت:
چه كسي مي‌فهمد كه شعر توست، مگر اينكه خود تو را هم در كنار آن از دروازه بياويزند!

منبع: کتاب «شیرین‌تر از عسل» از انتشارات موعود عصر(عج)

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.