فراموشکار شده ايم
28 آذر 1396 ساعت 05:00
 آنجا موقعی که در اتوبوس برای پیرزن و پیرمرد ها از جایمان بلند نمی شویم و دستان لرزانشان را به نظاره می نشینیم فراموش می کنیم آینده مان را.
آن موقع که در اداره کار مراجعان را عقب می اندازیم و وقتمان را می گذرانیم به گپ زدن و صبحانه خوردن و وب گردی و... و فراموش می کنیم که هر ماه باز هم لنگ می زند حقوقمان برای اداره کردن خانواده.

آن موقع که مشتریان را بی حساب و کتاب دقیق و ترازو راه می اندازیم و فراموش می کنیم روزگاری سر در مغازه ها زده می شد کاسب حبیب خداست و هو الرزاق.

فراموش می کنیم نگاه کودکانمان را موقعی که زباله هایمان را درون جوی می ریزیم.
وقت گذرانی های بی حاصل در فضاهایی که انسانها مجاز اند نه واقعیت را به کنار هم بودن ها ترجیح می دهیم و فراموش می کنیم طعم کنار هم بودن های واقعی را.

معیارمان شده است مهندس و دکتر بودن، پول  داشتن و نداشتن و فراموش کرده ایم ذات انسانی را.
سعی کرده ایم فراموش کنیم سادگی خانه هایمان را حتی آن موقع که روی مبل هایمان هم چهار زانو می نشینیم.

می گویند انسانیم. اسم مان را به بسیار فراموشکار ترجمه می کنند و  توجیه می کنیم تمام فراموشی هایمان را و میگذاریمش به حساب ماهیت مان و فراموش می کنیم قرار است آیینه تمام نمای او باشیم.

 فراموش کار شده ایم.

الف. خ.

نظر
افزدون جدیدجستجو
نوشتن نظر
نام:
Website:
عنوان
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security Image
Please input the anti-spam code that you can read in the image.

Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved.